دوستانِ گرانقدر، این نمایشنامه از 7 پرده تشکیل شده است داستان از این قرار است که: اتومبیلِ پزشکی مشهور به نامِ <هیوب پرتوریوس> دچارِ سانحه میشود و همسرش <ماریا ویولتا> نیز همراه با او در این تصادف جانش را از دست میدهد.. اتومبیل به یک درختِ بزرگ برخورد میکند. قسمتِ راستِ رادیاتور بر اثرِ برخورد به درخت، آسیب میبیند.. دکتر پرتوریوس که خود اتومبیل را میرانده است، بر اثرِ آن برخوردِ شدید به بیرون پرتاب میشود و جسدش در 6 متری اتومبیل پیدا میشود.. جسدِ بی جانِ همسرش نیز در کنارِ صندلیِ راننده میباشد... شیشهٔ جلویِ اتومبیل کاملاً خرد شده است.. پس از بررسی اتومبیل متوجه میشوند که فرمان و ترمز و شاسیِ اتومبیل سالم بوده است و سببِ انحرافِ اتومبیل از جاده به سویِ آن درختِ بزرگ مشخص نمی باشد حال <شرلوک هلمز> و دستیارش <دکتر واتسون> تلاش دارند تا پی به رازِ اصلیِ این حادثه ببرند.. آیا این تصادف اتفاقی بوده است! یا رازی در آن نهان است!؟ ... آیا دکتر از قصد اتومبیل را به درخت کوبیده است؟ آیا موضوع، قتلِ یکی از آن زن و شوهر بوده است؟ آیا دکتر پشتِ فرمان سکته کرده است؟ یا قتل را شخص دیگری انجام داده است؟! ...شرلوک هلمز به این نکته پی میبرد که این زن و شوهر در اتومبیل تنها نبوده اند و شخص سومی نیز در اتومبیل حضور داشته است... در همین گیر و دار، شخصی به نامِ <شاندرزن> به خانهٔ شرلوک هلمز رفته و ادعا میکند که در هنگامِ تصادف، او در صندلی عقبِ ماشین نشسته بوده است و برایِ حل کردنِ برخی از پرسش هایِ ایجاد شده در این حادثه، زندگیِ دکتر پرتوریوس و همسرش و همچنین رابطه اش با آنها را برایِ شرلوک هلمز و واتسون، بازگو میکند عزیزانم، بهتر است خودتان این نمایشنامه را خوانده و از سرانجامِ آن آگاه شوید در زیر به انتخاب، جملاتی از این کتاب را برایِ شما مینویسم -------------------------------------------- هرکس بتواند سرمست و شاد به استقبالِ مرگ برود، به عالی ترین سطحِ تمدن و فرهنگ دست یافته است ******************** آنچه یک زن را میسازد، تصوری است که معشوقش از او دارد، و آن تصور را با کلمات بیان میکند ******************** ما چیز دیگری نمی توانیم برایِ یک انسانِ شاد و سرزنده آرزو کنیم، به جز سرانجامی توأم با خنده ------------------------------------------- امیدوارم این ریویو در جهتِ شناختِ این کتاب، کافی و مفید بوده باشه <پیروز باشید و ایرانی>