Jump to ratings and reviews
Rate this book

پرده‌داران آئینه‌افروز - اتللو در سرزمین عجایب

Rate this book
سال نشر: 1365
این اثر شامل دو نمایشنامه از گوهر مراد، غلامحسین ساعدی

109 pages, Unknown Binding

First published January 1, 1986

1 person is currently reading
50 people want to read

About the author

غلامحسین ساعدی

83 books420 followers
ساعدی در ۱۳ دی ۱۳۱۴ در تبریز متولد شد. دکتر علی اکبر ساعدی جراح برادر دکتر غلامحسین ساعدی نویسنده و شاعر شهیر و برجسته در باره برادرش و مدرسه طالقانی (منصور سابق) تبریز می‌گوید

«غلامحسین ساعدی پس از پایان تحصیلات ابتدایی در دبستان بدر، کوچه غیاث در خرداد ماه سال ۱۳۲۷ گواهینامه ششم ابتدایی گرفت و در مهرماه همین سال برای ادامه تحصیل وارد دبیرستان منصور شد. دبیرستان منصور در زمینی بنا شده بود که قبلاً قبرستان بود، به هنگامی که منصور استاندار آذربایجان شده بود این دبیرستان سر و سامان گرفت و برای همین نام منصور را روی دبیرستان ما گذاشته بودند، دبیرستان خیلی خوبی بود، معروف بود، اتوریته داشت و خیلی هم از خانه ما دور نبود.»

او کار خود را با روزنامه‌نگاری آغاز کرد. در نوجوانی به طور هم‌زمان در ۳ روزنامهٔ فریاد، صعود و جوانان آذربایجان مطلب می‌نوشت. اولین دستگیری و زندان او چند ماه پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ اتفاق افتاد. این دستگیری‌ها در زندگی او تا زمانی که در ایران بود، تکرار شد. وی تحصیلات خود را با درجه دکترای پزشکی، گرایش روان‌پزشکی در تهران به پایان رساند. مطبش در خیایان دلگشا در تهران قرار داشت و او بیشتر اوقات بدون گرفتن حق ویزیت بیماران را معاینه می‌کرد. ساعدی با چوب بدست‌های ورزیل، بهترین بابای دنیا، تک نگاری اهل هوا، پنج نمایشنامه از انقلاب تا مشروطیت، پرورابندان، دیکته و زاویه و آی بی کلاه، آی با کلاه، و چندین نمایشنامه دیگری که نوشت، وارد دنیای تئاتر ایران شد و نمایشنامه‌های او هنوز هم از بهترین نمایشنامه‌هایی هستند که از لحاظ ساختار و گفتگو به فارسی نوشته شده‌اند. او یکی از کسانی بود که به همراه بهرام بیضایی، رحیم خیاوی، بهمن فرسی، عباس جوانمرد، بیژن مفید، آربی اوانسیان، عباس نعلبندیان، اکبر رادی، اسماعیل خلج و... تئاتر ایران را در سال‌های ۴۰-۵۰ دگرگون کرد. پس از ۱۳۵۷ و درگیر شدن ساعدی با حکومت در پس از انقلاب، از ایران مهاجرت کرد، وی در غربت به چاپ دوباره "الفبا" را (جهت حفظ فرهنگ) آغاز کرد. وی در روز شنبه ۲ آذر ۱۳۶۴ در پاریس درگذشت و در گورستان پرلاشز در کنار صادق هدایت به خاک سپرده‌ شد

Gholām-Hossein Sā'edi was born in Tabriz 5 January 1936. In 1963 he graduated from University of Tabriz in medicine, began his writing career (under the pen name Gowhar-e Morād) with short stories and plays (1966). Sā'edi was a noted writer, editor, and dramatist; an influential figure in popularizing the theater as an art form, as well as a medium of political and social expression in contemporary Iran. Later, after completing the mandatory military service he embarked (1963) on a five-year internship to specialize in psychiatry. He was repeatedly investigated, arrested, and incarcerated by the security police (SAVAK) and subjected to both physical and psychological abuse.
Sa’edi’s plays were at first produced and viewed by small groups of university students as ’theatrical experiments,’ and attracted wide audiences. The dialogues are designed to lend themselves to modification by local accents and dialects, a quality that has made the plays accessible and appealing to audiences of different ethnicity and varying levels of intellectual sophistication. By the end of the 1960s Sa’edi’s standing as a prolific dramatist and fiction writer had been well established in the circle of literary figures.
Based on his travels in 1965 to the villages and tribal areas of the Persian Gulf and in 1968 to Azerbaijan in northern Iran, Sa’edi produced a series of monographs with anthropological underpinnings. The importance of these studies is that in a variety of ways they became useful sources for many of Sa’edi’s later works. In Sa’edi’s monographic sketches and fictional narratives the village and the city are both inhabited by the same anxiety-ridden people, tormented by the same problems.
By the early 1970s, in addition to his short stories, he had published a short novel, Tup (The Cannon, 1970) and completed the manuscripts of Tātār-e Khandān (The Grinning Tartar) while he was in prison for

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
10 (26%)
4 stars
5 (13%)
3 stars
12 (31%)
2 stars
7 (18%)
1 star
4 (10%)
Displaying 1 - 5 of 5 reviews
Profile Image for Mohammad Ali Shamekhi.
1,096 reviews312 followers
October 24, 2015
این دو نمایشنامه هجوی از شیوه ی حکومت سیاسی و فرهنگی پس از انقلاب هستند

نمایشنامه ی نخست، یعنی "پرده داران آئینه افروز"، حکایت جنگ ایران و عراق است - و جنگ طلبی مسئولین ایرانی و احتراز از صلح - از زبان پرده دارانی که تا دیروز حکایت رستم و سهراب می گفتند اما امروز کارشان پرده دری است از تلخی های جان دادن های بیهوده و فریب های گران. نمایشنامه پر است از مسخره کردن نمادهای تقدس جنگ ایران و عراق مثل شربت شهادت و حضور امام زمان در جبهه ها و ... . ساعدی به شدت شور انقلابی و مکتبی سربازان به مسلخ رفته را می کوبد و آنها را از خامی می داند. از آن طرف پدرانی را که فرزندانشان را با زور و تشویق به جبهه ها فرستادند، قاتل می شمارد. او بیشتر با مادران همدل است که در پی رهایی فرزندانشان از چنگال نبرد و جنگ بودند. مسئولین حکومتی انسان هایی جنگ طلب نمایانده می شوند که انبوهی انسان را زیر علم های پوچ به کشتن می دهند و با کمال وقاحت از نیکی جنگیدن سخن می گویند

نمایشنامه ی دوم، یعنی "اتللو در سرزمین عجایب"، به هجو فضای فرهنگی حاکم بر تئاتر کشور پس از انقلاب می پردازد. نمایشنامه داستان مجوز گرفتن اجرای اتللوی شکسپیر است و فراز و فرودهای آن که آخر هم به سرانجام نمی رسد. نمایشنامه حمله ی مستقیمی است به اسلامی سازی و انقلابی کردن هنرها. وزیر ارشاد در این نمایشنامه آخوندی است بی سواد که با وجود این بی سوادی دائم از کتاب های عربی ای که خوانده و استادهایی که دیده بی ربط و با ربط حرف می زند. در کنار این وزیر دو فرد دیگر هم هستند که گرچه غیر معممند اما دم از هنر اسلامی می زنند - نام یکی از آنها مخملچی است که شاید اشاره ای است به مخملباف آن زمان ها. دائم فشارهای منکراتی در نمایشنامه حضور دارند و پاسداری دائم بازیگران را تهدید و ارعاب می کند

--------

هدف و مطلوب نمایشنامه ها از بس صریح و بدون پرداخت است که در اغلب موارد توی چشم می خورد و در حد بیانیه ای هجو آمیز، آن هم با هجوهای معمولی، بافی می ماند. البته در میان نمایشنامه ها چیزهای جالبی هم پیدا می شود و جاهایی هست که بتوان لبخندی هم زد. اما به نظرم تعهد اثر زیادی رو و خام است
Profile Image for میثم موسوی نسیم‌آبادی.
508 reviews1 follower
Read
October 22, 2025


از دیگر آثار دکتر غلامحسین ساعدی، معروف به گوهر مراد، نمایشنامۀ «اُتِللو در سرزمین عجایب» است که در سال ۱۳۶۴ در فرانسه اجرا شد. این نمایشنامۀ ممنوعه، تصویرِ مضحکه‌آمیزِ تأیید و عبور از ممیزی وزارت ارشاد و هجوِ سردمداران جمهوری اسلامی و سانسور موجود در آن حکومت است.

اتللو در نمایشنامۀ شکسپیر، سردار دلاوری است که به یاران و اطرافیان خود اعتماد دارد و عاشق و شیفتۀ همسرش، دزدمونا، است. چنان‌که دارای خصایص بشری ازجمله حِقد، حسد، جنون و آشفته‌حالی است. اما وقتی اتللو پا به سرزمین عجایب می‌گذارد و قرار است در جمهوری اسلامی ایران اجرا شود، خودش و کلّ نمایشنامه استحاله شده و این تراژدی در صحنۀ تماشاخانه به یک کمدی تبدیل می‌شود.
کارگردان: بچه‌ها پیروز شدیم.
اتللو: جدی‌جدی اجازه دادن؟
کارگردان: خوشحال پاکت را باز می‌کند و شروع می‌کند به خواندن:

به گروه نمایش دماوند اجازه داده می‌شود که نمایشنامۀ شکسپیر نوشتۀ اتللوی دوران را به صحنه بیاورند.
اتللو: زکی، نمایشنامۀ شکسپیر، نوشتۀ اتللو!
وزیر ارشاد و هیئت همراه وارد می‌شوند...
وزیر ارشاد: درام جزء واجبات شرعی است و مثل تمام امور شرعی (مانند غسل ارتماسی) الزامات دارد. در درام سه اصل باید مراعات شود. چون درام باید مثل انقلاب ما به تمام کرۀ زمین صادر شود. پایۀ اول: یک مسلمان مؤمن که باید جان بدهد، جوان بدهد، خون بدهد، یعنی جزء جندالله باشد. پایه دوم: یک ملحد و بدتر از همه یک منافق باشد که به سزای اعمال خویش برسد. و پایه سوم: توّابین که نور ایمان در اثر ارشاد برادران به قلب آنان تابیده است.
اتللو: رو به دزدمونا: نازنین من بیایید.
وزیر: چی‌چی من؟ ما کی به حلال خودمان می‌گوییم نازنین من؟ این حرفا چیه؟
اتللو: پس چی بگیم؟
وزیر: آقا این‌ها غرب‌زدگی و فساد است. ما میگیم عیال، عورت، ضعیفه، منزل و ازاین‌قبیل چیزها (ساعدی، بی‌تا: ۷۴-۷۵-۸۲-۸۳-۹۵).

منبع:

_ ساعدی، غلامحسین، بی‌تا، اتللو در سرزمین عجایب، بی‌جا، بی‌نا.
Profile Image for Mobin Shakeri.
33 reviews4 followers
February 6, 2020
اتللو کتاب جالبی بود، ولی خیلی موضوع و طنز تکراری‌ای داشت.
گاهی اوقات اغراق هایی که استفاده شده بود بیش از حد توی ذوق می‌زد.
متن خالی از ایده بود. و این به وضوح دیده می‌شد.

کل طنز اتللو حول و حوش این موضوع می چرخید که مسئولین نظام چگونه همه چیز رو از قالب دیدگاه‌های خودشون می بینند و اون افکار رو غالب می‌کنند. این نوع طنز، مخصوصا اوایلش نمک خاص خودشو داشت، ولی هرچه که می گذشت تکراری‌تر و تکراری تر میشد.
ای کاش ساعدی به کلیت داستان از جنبه‌های دیگه هم نگاهی می‌کرد. نمایشنامه جای این رو داشت.
ساعدی هیچ تلاشی نداشت که ایده‌ای دیگه‌ای رو وارد نمایشنامه کنه.

جا داره که بگم که بعضی قسمت‌هاش رو بلند خندیدم. بخاطر همین خالی از نمک نبود. ولی چنان اثر خوبی هم نبود.
Profile Image for امیرمحمد حیدری.
Author 1 book73 followers
June 30, 2021
نمایشنامه اول، اثری‌ست به شدت آوانگارد که ساعدی به خوبی از پس آن برآمده و نشان می‌دهد که با هنر تئاتر و میزانسن آشناست. فرم این اثر بسیار نادر، و در ایران بی‌همتاست. نگاهی متفاوت به جنگ، واکاوی احساسات سرکوب‌شده‌ی ایرانیان برای مرده‌پرستی و نهایتا مرده‌خواری. بی‌نظیر‌.
نمایشنامه دوم یک کمدی فوق‌العاده از گرفتاریِ سانسور در ایران است. بی‌نهایت بامزه و تأمل‌برانگیز. این نمایشنامه، حاوی نقدهای بسیار تندی‌ست که از لحاظ محتوایی آن را آوانگارد جلوه می‌دهد.
Profile Image for hossein Babadi.
119 reviews4 followers
August 7, 2018
دو نمایشنامه با نقد و طنز تلخ (هجو آمیز) در مورد 1- جنگ ایران و عراق و 2- فضای تئاتر و هنر در اوایل انقلاب
استفاده از حجت الاسلام جهت وزیر ارشاد و استاد مخملچی (دو شخصیت منفی انقلابی) بنظر اشاره به خاتمی و مخملباف داره
Displaying 1 - 5 of 5 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.