شب، دوّمین فیلم از سهگانهٔ مشهور میکل آنجلو آنتونیونی، از تحسینشدهترین آثار این فیلمساز، و از شاخصهای سینمای مدرن جهان است که آنتونیونی در دههٔ ۱۹۶۰ — دههای که در حیطهٔ هنر و فرهنگ از جمله با همین شب آغاز میشود— از معماران و شارحان آن است. شب بهخصوص از حیث دیالوگنویسی، نمونهای مثالزدنی از دیالوگهای کنایی و غیرمستقیم است که بهجای دادن اطلاعات صریح، با ابهام و ایهام بازگویندهٔ درون شخصیتهاست.
۳۷۴ این یک حقیقت است که ما هرگز درباره آنچه امروز هستیم شک نمی کنیم. این چیزها بین دو نهایت، در حرکت و ناپایدارند: اصول علمی و اصول اخلاقی، اساس اقتدار و اساس فلسفی، منطق قانون و منطق سیاست. واقعیتی ما را احاطه کرده که روشن و ملموس نیست... اما دست کم یک چیز مطلق باقی میماند: کوششی خالصانه، گیرم توسط عده کمی، برای شناختن و یافتن یک راه حل
۳۸۵ روبرتو: عصر ما عصر فرومایگی است، عصر ضد فلسفه. شجاعت میخواد که آدم دربیاد و بگه چی ارزشه، و چی نیست. همون طور که در مورد دموکراسی، اگه آدم بخواد خیلی خلاصه کنه، خیلی ساده معنی اش این میشه: بذارین هرچی میخواد بشه
جووانی: با این نقل قول آشنا هستم. مال نویسنده ایه که بهش احترام میذارم. اما به کار بردنش در این مورد بخصوص به نظرم کمی اهانت آمیزه
میلیونر: چرا؟ می تونم بپرسم؟
جووانی: چون این آقا جمله رو با رضایتی از سر یقین نقل کرد، در حالیکه نویسنده اون رو از سر یاس نوشته بود
میلیونر: اما اون چه واقعا اهمیت داره اینه که نویسنده چی میگه، نه اینه منظورش چیه
با توجه به اینکه آنتونیونی در آثارش تاکید خاصی بر روی کلمات ندارد و به فضاسازی می پردازد، خواندن فیلم نامه جذابیت خیلی کمتری نسبت به تماشای فیلم دارد. ضمایم انتهای کتاب بجز یک مورد چندان جالب نیستند. بخصوص متن آقای شیردل که پیچیده گویی های فراوان دارد.