يك. مرسى از مريم صباغى كه با فعاليتش تو اين نشريه منم باهاش آشنا كرد! دو. جمع بى نظيرى هستن اين آدما! واقعاً فوق العاده! بعد از مدت ها، به حدى كيف كردم كه اصلا نميتونم بيان كنم. سه. ايده ى روزنامه ديوارى خيلى بامزه بود و اگه كنكور نداشتم و اينا، كاملش ميكردم :دى چهار. جنس كاغذ، عكس جلدش، قيمت مناسبش، اسمِ گوگولى ش، تبليغاتِ كم ش، همه واقعا خوبن! پنج. تصوير آ، عكس آ و صفحه ها و رنگاش اينا واقعا عالى بود! تركيب رنگاى قشنگ، واقعا خوب بود. لذت مى بردم از تك تك صفحات ^^ شش. كاريكلاسماتور هم بامزه بود :)) هفت. خيلى خيلى عالى بود كه اين همه اهميت ميدن به ايده هاى جوونا، مثلاً نوشته سردبير و كامبيز درم بخش يا اون نوشته فواد و پارسا خاك نژاد. يا حتى اون جايى كه ميگه اتاقتون رو رنگ كنين! -چقدر شاد، چقدر مهربون، چقدر گوگولى آخه؟- اصلاً به نظرم بهترين نكته كل ش هم همينه؛ اهميت دادن به افكارِ جوون آ و نوجوون آ. هشت. خاطره بازى، نيمكت نشين و نيمكت نو بانمك بودن و دون كيشوت در آشپزخانه كه واقعا خوب بود و خنديدم با توصيفاتش. :)) نه. هيچ چى بدون ايراد نيست و به نظرم يكى از ايراد آش اين بود كه بعضى جاها زياد بود توضيحش. يعنى اگه خلاصه تر بود بهتر بود. مثلاً هفت سين با سنگ و سربند اگه كمتر بود بهتر بود يا اون مقاله(؟) اى كه درباره جمعه بازار بود واقعا زياد بود و ديگه آخراش احساس ميكردم دارم حرفاى تكرارى ميخونم. نميدونم شايدم اين يه سليقه شخصى ـه. ده. آزمايش ١٠٠ هزار تومانى و اون قسمتِ گلزار عااالى بودن! بهترين بخش آ بودن! يعنى كاملاً مشخص بود كه براش كلى زحمت كشيده شده. سوالاتى كه از گلزار پرسيده بودن واقعاً خنده دار بود و برام جالب بود كه همچين سوالايى رو جدى جدى چاپ كردن و از ايشون هم پرسيدن =)) خيلى خوب بود! و ايده ى ١٠٠ هزار تومان؟ عالى، عالى! و واقعن م از اون بخش هايى بود كه دلم ميخواست بيشتر باشه و تموم نشه! يازده. اون دو تا شغلِ معرفى شده هم خيلى خوب بودن. مخصوصا كه درباره هكر بودن مطلقاً هيچ نظرى نداشتم :دى دوازده. كارت پستال و مشق عيد هم خوب بودن. واقعا واقعا واقعا خوبه كه انقدر طنز تو همه اين نوشته ها پيدا ميشه و خب آدم ميخونه، خوشحال ميشه. :) سيزده. تو بخش موسيقى، نوشته ى عليرضا عشقى و حسام گرشاسبى رو بيشتر از محمدعلى پور خصاليان و آيدا خرسندى دوست داشتم :-" البته دليلش كاملاً شخصيه. اونم اينكه سليقه موسيقى م كاملاً با سليقه مامان و بابا م يكسانه و مثلاً سه تايى مرضيه گوش ميديم، كلى ئم خوش ميگذره :)) و اينكه اپليكيشن گيتار خب، كارى بهش ندارم من. ميتونه مفيد باشه براى بعضى آ ولى! چهارده. اون نتايج اخلاقىِ قصه ها هم خيلى كيوت بود و خنديدم باهاش :))) چيزايى بوده كه اصلاً توجه نميكردم بهشون. :))) البته به نظرم واقعا يه خرده بى انصافى و اغراق درباره بعضى قصه ها بوده، اما از بس لحنِ نويسنده بامززه ست كه ميشه واقعا دوست داشت اين رو. فقط برام يه سوال پيش اومده بود كه خب اگه قرار بوده خانم پورمحمد درباره داستان ماه پيشونى بگه، ديگه چرا تو قسمت اول هم درباره اين داستان گفته شد؟ خب يكى رو مى نوشتن كافى بوده به نظرم. تنوع مهمه به هر حال! پونزده. تست روانشناسى و دختركانى از المپ خيلى مناسب بودن و چه خوب كه از اين تست هاى خودشناسى و شخصيت شناسى و اينا هم باشه ميونِ بقيه نوشته ها. شونزده. پيشنهاد هايى براى نابودىِ وقت، ماهى ها و تخم مرغ ها و چند قضيه شب عيدى، كاملاً كاملاً مناسبِ حال و هواى عيد بودن. به همون اندازه خوشحال كننده. (چقدرم كه اين پسره كه عكسش تو چند قضيه شب عيدى هست، كيوته ^^) شونزده. من نميدونستم كانسيومريسم چيه :-" خوبه :-" اطلاعات م بالا رفت! :-"" و چقدم كه اون حكايتِ آخرش خوب و آشنا بوده :| وضع هممون همينه جداً -__- هيفده. من نوشته هاى فلامك جنيدى رو تا به حال نخونده بودم و خيلى خيلى لذت بردم از محاوره نوشتن ش. متنش خيلى خوب بود. هيژده. ايده كلاس ويتامينه براى مخ هاى خسته جالبه. ولى يه كم حرص م در اومد به خاطر جواب آ :د خيلى بزرگونه و نامهربانانه بودن! فقط جوابى كه كياوش صاحب نسق داده بود خيلى مهربون و اميدبخش و اينا بود :-" نوزده. توضيحاتِ پينت بال خيلى خوب بود. من نميدونستم انقدر ورزش جدى اى ـه. :)) و يا كيوآركد! كه واقعا هميشه برام سوال بوده چطورى از اينا ميشه استفاده كرد و به چه درد ميخورن =)) :-بى نهايت خنگ در مسائلِ نرم افزارى و اينا :-" اون اطلاعات گوشى و لپ تاپ هم خوب بود ؛؛) بيست. نمايشنامه عاااااالى بود! احتمالا بعد از ١٠٠ هزار تومان و تلفن جادويى، بهترين بود :ط
اين همه حرف زدم و اين همه نوشتم كه بگم ملت! اگه هنوزم به سادگى زندگى و چيزهاى ساده ش اهميت ميدين و كودك درونتون همچنان سرحاله، اين رو بخونيد تا خوشحال بشيد :]