شعر سهراب سپهری شعری است آهنگین و ملون. کلامی که نبض بسیاری از ما را به تپش واداشته و خون تازهای را با هر بار خوانشش در جانمان به گردش در میآورد.
شعری که سالها پس از خاموش شدن شاعرش نیز کماکان ساری و جاری است و جدای از تمامی قیل و قالهای موجود برسر چیستی شاعرش، با مخاطبش به صمیمانه ترین شکل ممکن انس میگیرد و دست لطیف انسانیخود را بر سرش میکشد.
شعر سهراب نوعی بازخوانی و نوای درونی خود ماست که چون آئینهای پر جلا، ما را به خودمان باز میگرداند و جهان پیرامونمان را در کلماتش قامت بسته پیش چشم ما میآورد.
شعر سپهری شعری منحصر به اوست که گرچه در سالهای متمادی پس از او، سعی فراوانی در تقلید از آن از سوی شاعران نوپا صورت گرفت، اما در نهایت سبک شاعرانگی و منطق بیانی او که ناشی از دیدگاه انسان مدارانه و آموختههایش از فلسفه ذهن بود، ساختار پیدا کرد و او را به سبکی انحصاری رساند؛ سبکی که در آن شاعر سعی میکند حیات زمینی انسان را از منظر گزارههایی از زندگی او تعریف کند که به طور معمول نگاه پوستهای به آن شده است و تا پیش از وی کمتر نگاه شاعرانه و عمیقی به آن شده بود.
سپهری از سوی دیگر نقاشی نوگرا نیز به شمار میرفته است. وی بنا بر گفته سیروس طاهباز در نقاشی از دستاوردهای زیبایی شناختی شرق و غرب بهره مند شده بود و رویکرد نوین و متفاوتی به این هنر داشت. به عبارتی دیگر سپهری در نقاشی به شیوهای موجز، نیمه انتزاعی دست یافت که برای بیان مکاشفههای شاعرانه اش در طبیعت کویری کارگشا بود و شاید همین پیوند میان نقاشی و طبیعت را بتوان در شعر او نیز یافت و از خیال شاعرانه او در میان نقاشیها و از ذهن تصویرسازش در میان اشعارش خبری جست.
کتاب گویای از اهالی امروز، گزیدهای منحصر به فرد از اشعار سپهری با صدای مهرداد اسکویی است.
نکته قابل توجه در این اثر صوتی، انتخاب موسیقی بر پایه ساز کلارینت، ویولن و پیانو و متناسب با ریتم موجود در اشعار است. تلفیق هنرمندانه موسیقی ملایم و تاثیرگذار ناژفر و صدای بم و گرم اسکویی در این کتاب تصویری ناب و تکرار ناشدنی از اشعار سپهری را پیش روی مخاطب میگذارد. تصویری که مخاطب با بهرهگیری از آن میتواند تصاویر و زوایای دیده شده توسط سپهری در اشعارش را در مقابل دیدگان خود متحرک ببیند تا به کمک آن عمق ذهن و کلام شاعر نفوذ پیدا کند.
فراز و فرودهای موسیقایی این اثر و القای ریتمی سبک و در عین حال تاثیرگذار در ساخت موزیک را میتوان یکی از برگ برندههای این کتاب صوتی برای مخاطبانش دانست که به آنها نوید داشتن مجموعهای متفاوت با سایر گزیده شعرهای سهراب سپهری را میدهد. این موضوع در کنار صدایی که به خوبی با زیر و بمهای آوایی و حسی شعر سپهری آشناست و میداند که هر کدام از واژگان کلام شاعر را باید در کدام موقعیت و با چه لحنی قرائت کرد، از این اثر صوتی، تجربهای بکر و غیر قابل تکرار برای علاقهمندان به شعر و موسیقی نوگرای ایرانی پدید آورده است.
نسخه ی صوتی این کتاب را می توانید با صدای مهرداد اسکویی از نوار بشنوید. http://www.navaar.ir/audiobook/110/از...
Sohrâb Sepehrî (Persian: سهراب سپهری) (October 7, 1928 - April 21, 1980) was a notable modern Persian poet and a painter.
He was born in Kashan in Isfahan province. He is considered to be one of the five most famous modern Persian (Iranian) poets who have practised "New Poetry" (a kind of poetry that often has neither meter nor rhyme).
Sohrab Sepehri was also one of Iran's foremost modernist painters.
Sepehri died in Pars hospital in Tehran of leukemia. His poetry is full of humanity and concern for human values. He loved nature and refers to it frequently. The poetry of Sohrab Sepehri bears great resemblance to that of E.E. Cummings.
Well-versed in Buddhism, mysticism and Western traditions, he mingled the Western concepts with Eastern ones, thereby creating a kind of poetry unsurpassed in the history of Persian literature. To him, new forms were new means to express his thoughts and feelings.
سهراب سپهری (۱۵ مهر ۱۳۰۷ در کاشان – ۱ اردیبهشت ۱۳۵۹ در تهران) شاعر و نقاش ایرانی بود. او از مهمترین شاعران معاصر ایران است و شعرهایش به زبانهای بسیاری از جمله انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی ترجمه شدهاست. ستایش طبیعت و روستا و همچنین توجه به عرفان و نگرش توحیدی از مهم ترین مضامین شعری او بودند. وی پس از ابتلا به بیماری سرطان خون در بیمارستان پارس تهران درگذشت.
دورهٔ ابتدایی را در دبستان خیام کاشان (شهید مدرّس فعلی) (۱۳۱۹) و متوسّطه را در دبیرستان پهلوی کاشان خرداد ۱۳۲۲ گذراند و پس از فارغالتحصیلی در دورهٔ دوسالهٔ دانشسرای مقدماتی پسران به استخدام ادارهٔ فرهنگ کاشان درآمد.در شهریور ۱۳۲۷ در امتحانات ششم ادبی شرکت نمود و دیپلم دوره دبیرستان خود را دریافت کرد. سپس به تهران آمد و در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و هم زمان به استخدام شرکت نفت در تهران درآمد که پس از ۸ ماه استعفا داد. سپهری در سال ۱۳۳۰ نخستین مجموعهٔ شعر نیمایی خود را به نام مرگ رنگ منتشر کرد. در سال ۱۳۳۲ از دانشکده هنرهای زیبا فارغ التحصیل شد و نشان درجه اول علمی را دریافت کرد. در همین سال در چند نمایشگاه نقاشی در تهران شرکت نمود و نیز دومین مجموعهٔ شعر خود را با عنوان زندگی خوابها منتشر کرد. در آذر ۱۳۳۳ در ادارهٔ کل هنرهای زیبا (فرهنگ و هنر) در قسمت موزهها شروع به کار کرد و در هنرستانهای هنرهای زیبا نیز به تدریس میپرداخت