این کتاب برای سینی صبحانه نوشته شده. وقتی هنوز ذهنت کامل وارد روز نشده و تنها چیزی که بهش فکر می کنه برداشتن این کتاب از دراور بغل تخت و چشیدن قهوه کروسان همراهشه.
همون لحظه ای که وارد کتابفروشی شدم و اسم ادیت وارثن و ویرجینیاوولف رو روی این جلد دیدم می دونستم باید بردارمش، چقدر هم جلد لطیفی داره که انگار می تونی به تمامی داستان های این مجموعه منصوبش بدی.
یک مجموعه داستان بانمک و نبوغانه از بهترین داستان کوتاه نویس های زن. من به هوای ادیت و ویرجینیا و کاترین برداشتمش اما درنهایت سود این کتاب برام اون سه نفری بود که تا به حال چیزی ازشون ئنخونده بودم و حالا از آشنایی باهاشون خوشحال و کنجکاوم! پمیلا، میوری یل و آلیس.
داستان اول: از ادیت وارثن / آن دو نفر دیگر من واقعا به دلایل زیادی عاشق این زنم و از اینکه این داستان برام جدید بود خیلی لذت بردم:)
داستان دوم: از ویرجینیا وولف/ خال روی دیوار متاسفانه قبلا از مجموعه بانویی در آینه خونده بودمش و فقط یه نگاهی به جملاتش انداختم.
داستان سوم:از کاترین منسفیلد عزیزم / دختران مرحوم سرهنگ متاسفانه این رو هم قبلا در مجموعه ی "آقا و خانوم کبوتر" نشر چشمه خونده بودم اما دوباره خوندمش و دو چندان لذت بردم.
داستان چهارم: از پمیلا فرانکو/ کنتس و از خود راضی ها هم اسم نویسنده برام جالب بود هم تجربه ی خود داستان. دوست داشتنی خاص با یه مفهوم جالب و به یاد موندنی و کرکترهایی زنده و واقعی.
داستان پنجم: از میوری یل اسپارک/ باید آن وضع افتضاح را می دیدید چقدر داستانک بانمک و غیررمتظره ای بودم! دلم پایان بندی بزرگ تری می خواست اما جزئیات ئاستان و لحنش به یادم خواهد موند.
داستان ششم: از آلیس مونرو/ کارت پستال عجیب اما خوندنی.