«بزرگترین مشکل من تو زندگی اینه که وقتی در عمق فاجعه ام فکر می کنم هنوز شیرجه نزدم.»
یک کارآگاه خصوصیِ ایرانی تبار که از ایرانی بودن فقط علاقه به قرمه سبزی برایش باقی مانده تلاش می کند بالاخره بر بدشانسی ها و خصوصا وسواس های جنسی اش غلبه کند تا از فلاکت خلاص شود. این داستان ها به خنده دار بودن فلاکتِ انسان طرد شده می پردازند و به مسئله ی زمان و دغدغه های وجودی آدم ها. آن هم در یک فضای خیالی و فانتزی و گاها تیره.
هربار که با خودم میگم "مزخرف ترین داستان فارسی وجود نداره" بوکوفسکی مناطق محروم انگار عامه پسند و روانی آمریکایی رو باهم خورده و بالا آورده و ازش سوپ درست کرده گذاشته جلو مهمون. ازش فایل درست نکردم چون ارزش اسکرین شات نداشت. مرسی از ندا که بهم نشون داد همیشه بدتری وجود داره 😍 کتابو میتونید از واتپد مجانی بخونید. ۲۶ تا فایله .