از پشت جلد: هر تراژدی معمولا پای تراژدیهای دیگر را به زندگی باز میکند. کنار او همیشه موجهایی درونم بلند میشد از حسرتهایی که نمیدانستم دارم، موجوداتی زنده میشدند، که هیچکس نتوانسته بود در من پیدا کند. در آن لحظه، میدانستم دیگر حتی چند قدم هم دورتر از او دوام نمیآورم. دیگر چیزی جز «زندگی در او» زندهام نمیداشت. همان شب فهمیدم دیگر برای خودم تمام شدم. هر چه بودم، رفت. آن من قدیمی از جسمم بیرون پرید و مثل نوری کوچک، دور و غیب شد. چاپ ۱۴۰۵
آیدا مرادی آهنی (زاده ۱۳۶۲) نویسنده، مترجم و منتقد ایرانی است. اولین رمان او با عنوان «گلف روی باروت» در سال ۱۳۹۲ منتشر شد. او پس از آن برای رمان «شهرهای گمشده» برندهٔ جایزهٔ حبیب غنیپور شد. شماری از نوشتههای او به زبان انگلیسی ترجمه شده است: در تهران نوآر (گلچینهای آکاشیک نوآر)، مجله MAYDAY، Scoundrel Time و Asymptote. آهنی در دانشگاه استنفورد و دانشگاه کالیفرنیا در ایروین درباره ادبیات معاصر فارسی سخنرانی کرده است.