Maram al-Massri (also spelled al-Masri) was born in Latakia, Syria, and moved to France in 1982 following the completion of English literature studies at Damascus University. She is the recipient of many prestigious literary prizes, including the Prix d’Automne 2007 de Poésie de la Société des Gens De Lettres, the Adonis Prize of the Lebanese Cultural Forum, the Premio Città di Calopezzati for the section Poésie de la Mediterranée, and Il Fiore d’Argento for cultural excellence. She received the Dante Alighieri Prize for her high and concentrated voice on love, in the great tradition of Arab language and European and Italian poetry. She is the author of Je te regarde, Cerise rouge sur un carrelage blanc, Le retour de Walada, Par la fontaine de ma bouche, Les âmes aux pieds nus, La robe froissée, Elle va nue la liberté, Je te menace d’une colombe blanche, Le Rapt, La femme à la valise rouge, La femme à sa fenêtre, and two anthologies, including Femmes poètes du monde arabe and Poètes syriens.
مرام المصری رو سال ها پیش با این شعر شناختم: خواهش می کنم بیا قهوه ای سفارش داده ام و از ترس آن که مبادا دیر برسم کیف پولم را فراموش کرده ام. به دلم نشست. البته اون موقع نمی دونستم کتابی ازش ترجمه شده تا امسال. در مجموع از 86 شعر، 22 تاش رو خیلی دوست داشتم و قسمتی از شعرهارا پایین ذکر می کنم.
خانه خسته است در اتاق های فوقانی دیگر زندگی جریان ندارد، خانه رنج می کشد در سکوت... در گوشه ی شمالی خانه ترکی ست که توفان در آن دمیده است و رگه های آبی، سبزرنگ از آن جاری ست. خانه فلج است نمی تواند بدود یا جایی برود که آرزویش را دارد. --- پوستت می خشکد، می خارد، پوسته پوسته می شود، تاول می زند، ترک می خورد، پوستت تورا می آزارد، چرا که عرق تن من بر آن ننشسته است. --- تنه ات را در آغوش گرفتم. با درد تکانش دادم و قطرات شبنمت بر زخمم چکیدند. --- تو را زیر بالشم پنهان می کنم شبیه کتابی ممنوعه. چراغ ها خاموش می شوند و صداها می خوابند سپس تو را بیرون می آورم و حریصانه می بلعم. --- چون جویباری وارد زندگی مان شدند و ناگهان در آن ها غرق شدیم و غافل شدیم از آنان که به ما آب و نمک دادند و آن تلخی را در ما به جای گذاشتند. --- کنار سینه ی تو خم می شوم و بازدم هایت را جمع می کنم برای روزهای خفگی ام.
غریبه ای نگاهم می کند غریبه ای هم کلامم می شود به غریبه ای لبخند می زنم با غریبه ای حرف می زنم غریبه ای به من گوش می سپارد و بر غم های ساده او می گریم در این تنهایی که غریبه ها را گرد هم می آورم.
سه ستاره رو یکم با تساهل بهش دادم. شاید دو و نیم بهتر باشه
جذابیت اشعار این کتاب در گرو سادگی و تصاویر نویی است که اینجا و آنجا به کار گرفته شده. همچنین نباید از اشعار زیبا و مختصر - هایکووارهای انسان محور - این کتاب غافل بود. از 86 شعر این کتاب 14 شعر به نظرم خوب بودن و تو همین مایه ها هم شعرهایی دارای جذابیت کمتر درش بود
این کتاب در کنار کتاب های دوست داشتنی نزار قبانی و غاده السمان و سایر منتخب اشعار عربی م، از کتاب های شعر بسیار محبوب منند. در مورد این اثر و هر شعر ترجمه دیگری، شدیدا مطالعه به زبان اصلی را توصیه می کنم که خود حلاوتی دگر است.
خوشا شكمت كه پُر شده از آرزوها و ترسها خوشا به حالِ تنِ متلاشى شده و سينههاى پژمردهات، دهانت كه از آن آب و صدا مىچكد، انگشتهايت كه مىنويسند، كه پاك مىكنند، كه مىسازند، كه ويران مىكنند، خوشا به حال شورها و دردهايت خوشا پوچىات. -مرام المصرى
چون گناهی آویخته در تو/ مرام المصری/ ترجمه ی سید محمد مرکبیان/ 106 صفحه/ نشر چشمه/ چاپ اول تابستان 1393/ تاریخ تموم کردن کتاب: جمعه 6 اسفند 1395 این مجموعه شعر از یک شاعر عرب زبان هست. شعرها همگی مضمون احساسی و عاشقانه دارن و با زبون ساده ای بیان شدن و پیچیده نیستن و خانوم شاعر راحت حرفشو زده... پنهان نکرده و این ویژگی خوبیه به نظرم و باعث شد شعرهاش بیشتر بچسبه به من. کتاب رو شروع که کردم زمین نذاشتم... حسابی لذت بردم ازش. ترجمه ی کتاب هم خیلی خوب بود و لذت خوندن رو بیشتر کرد. دلچسبه. یکی از زیباترین شعرهای این کتاب از نظر من : تو را زیر بالشم پنهان می کنم شبیهِ کتابی ممنوعه. چراغ ها خاموش می شوند وَ صداها می خوابند.. سپس تو را بیرون می آورم وَ حریصانه می بلعم....
اصلا این حجم از ریتهای سه و چار ستاره رو نمیفهمم! خیلی بد بود. خیلی. یعنی جدای از اینکه خود شعرها هیچی نداشت و بین ۸۶ تا شعر، حتی یکیشون هم اونقدر خوب نبود که بگم وااای چقدر خوب بود این، ترجمه فاجعه بود. من کلا با شعر ترجمه مشکل دارم، ولی دیگه این هم خیلی بد بود. *یک ستاره، برای اینکه کادویی از قشنگترین آدمم بود و اسم عالیاش.