What do you think?


ایما
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 19 of 19 reviews
November 25, 2017
به وضوح نشانههای ذوق در شعرها پیداست. حتی پاری اوقات به ذهنم خطور کرد که شاعر یک شاهبیت در نظر داشته و حول آن غزل سروده. زبان شعر چیزی است بین سعدی و فاضل نظری! حرف کلی شعر شبیه کارهای فاضل نظری نامعلوم است. انگاری که کسی شعر بگوید برای این که شعر بگوید. خلاصه کتابی است که شاید بعضی بیتها آدم را سر ذوق بیاورد ولی در مجموع آش دهنسوزی نیست.
و البته این که نمیفهمم چرا سورهٔ مهر اصرار به این طرح کاغذ هدرده دارد. رسماً با نصف همین تعداد صفحه، این کتاب قابل انتشار بود. (باز هم شبیه کتابهای فاضل نظری)
چند بیت زیبا از شعر
و البته این که نمیفهمم چرا سورهٔ مهر اصرار به این طرح کاغذ هدرده دارد. رسماً با نصف همین تعداد صفحه، این کتاب قابل انتشار بود. (باز هم شبیه کتابهای فاضل نظری)
چند بیت زیبا از شعر
از عشق چرا چشم بپوشم که ندارد
این تازهمسلمان شده با کفر میانه
****
پریشان است گیسویی در این باد و پریشانتر
مسلمانی که میخواهد نگاهش را نگه دارد
****
عطر موهایت قرار از شهر میگیرد بگو
دل ربودن را کدام عطار یادت داده است؟
****
کوچکم خواندی، که پیش چشم ظاهربین تو
دیگران کوهند و من سنگ کنار جادهای
****
همه لبتشنه، تو دریایی و من ماهی تنگ
از کنارآمدگان لب دریا چه خبر؟
****
بعد من تنها نخواهی ماند، اما بعد تو
بر من تنها نمیدانی چهها خواهد گذشت
****
مهتاب من! هنگام دیدار تو فهمیدم
دیوانهبازیهای دریا داستان دارد
مستی که در شهر خبرچینان تو را بوسید
امروز آسودهست، فردا داستان دارد
****
بس است این که به آه و به ناله در همه عمر
به انتظار نشستی، به انتظار بایست!
****
دستهایت دستهایم را راه کردند و حال
برگ پاییزم که میافتم به پای دیگران
November 26, 2019
فاضل نظری عزیز خودش در دام تکرار افتاده و عده ای به تقلید از او مشغول:)
October 27, 2016
ابتدا یک غزل از کتاب و بعد چند خط ریویوو
گفتم که با فراق مدارا کنم، نشد
یک روز را بدون تو فردا کنم، نشد
در شعر شاعران همه گشتم که مصرعی
در شأن چشمهای تو پیدا کنم، نشد
گفتند عاشق که شدی؟ گریهام گرفت
میخواستم بخندم و حاشا کنم، نشد
بیزارم از رقیب که تا آمدم تو را
از دور چند لحظه تماشا کنم، نشد
شاعر شدم که با قلم ساحرانهام
در قاب شعر، عشق تو را جا کنم، نشد
**
سجاد سامانی شاعر بسیار جوانیست (21، 22 ساله) که این اولین کتابش است
اشعارش تماماً تقلید از فاضل نظری بود و خودش شخصیتی زیر سایۀ فاضل
که البته شاید بد نباشد
گفتم که با فراق مدارا کنم، نشد
یک روز را بدون تو فردا کنم، نشد
در شعر شاعران همه گشتم که مصرعی
در شأن چشمهای تو پیدا کنم، نشد
گفتند عاشق که شدی؟ گریهام گرفت
میخواستم بخندم و حاشا کنم، نشد
بیزارم از رقیب که تا آمدم تو را
از دور چند لحظه تماشا کنم، نشد
شاعر شدم که با قلم ساحرانهام
در قاب شعر، عشق تو را جا کنم، نشد
**
سجاد سامانی شاعر بسیار جوانیست (21، 22 ساله) که این اولین کتابش است
اشعارش تماماً تقلید از فاضل نظری بود و خودش شخصیتی زیر سایۀ فاضل
که البته شاید بد نباشد
January 11, 2019
بس است اینکه به آه و به ناله در همه عمر
به انتظار «نشستی»، به انتظار «بایست»!
---
غزلها اونطور نیستند که از خوندن یکیشون به طور کامل لذت ببری،😕 بعضاً تکبیتها آدم رو سر ذوق میاره! البته باید شاعر جوان رو تحسین کرد، چون امثال بنده قادر به سراییدن حتی یک بیت هم نیستیم 😐😀
شاعر گویا علاقهی زیادی هم به "گیسو"ی یار داشته و از "رقیب" ضربهی زیادی خورده 😐🤔😅
به انتظار «نشستی»، به انتظار «بایست»!
---
غزلها اونطور نیستند که از خوندن یکیشون به طور کامل لذت ببری،😕 بعضاً تکبیتها آدم رو سر ذوق میاره! البته باید شاعر جوان رو تحسین کرد، چون امثال بنده قادر به سراییدن حتی یک بیت هم نیستیم 😐😀
شاعر گویا علاقهی زیادی هم به "گیسو"ی یار داشته و از "رقیب" ضربهی زیادی خورده 😐🤔😅
September 8, 2020
اشعار در وصف جدایی و فراق و نرسیدن بودند، از نظر قافیه و محتوا تا حد زیادی شبیه اشعار فاضل نظری بود و به اندازه اشعار فاضل نظری، از ایشون هم لذت بردم
January 8, 2022
من کویری خشکم اما ساحلی بارانیم
ظاهری آرام دارد باطن طوفانیم
مثل شمشیر از هراسم دست و پا گم می کنند
خود ولی در دستهای دیگران زندانیم
بس که دنبال تو گشتم شهره ی عالم شدم
سربلندم کرده خوشبختانه سرگردانیم
می زند لبخند بر چشمان اشک آلود شمع
هر که باشد باخبر از گریه ی پنهانیم
ظاهری آرام دارد باطن طوفانیم
مثل شمشیر از هراسم دست و پا گم می کنند
خود ولی در دستهای دیگران زندانیم
بس که دنبال تو گشتم شهره ی عالم شدم
سربلندم کرده خوشبختانه سرگردانیم
می زند لبخند بر چشمان اشک آلود شمع
هر که باشد باخبر از گریه ی پنهانیم
May 25, 2016
بسیار زیبا! قبل از چاپ این مجموعه، تعدادی از شعرهای آقا سجاد سامانی رو خونده و بسیار هم لذت برده بودم. الآن که شعرهای بیشتری رو ازش خوندم، این لذت بسیار بیشتر شد! ان شاءالله همیشه موفق و پیروز باشه
بس است اینکه به آه و به ناله در همه عمر
به انتظار "نشستی"، به انتظار "بایست"!
بس است اینکه به آه و به ناله در همه عمر
به انتظار "نشستی"، به انتظار "بایست"!
May 25, 2016
باید به جوون تر ها میدون داد...
هم حاکمیت و دولت وانتشاراتی ها؛ هم ما مردم؛ باید خوند آثار جوون تر هارو تا با پشتوانه بهتر جلو بیان...
این شاعر جوون الحق و انصاف شعر های خوبی هم داشت،
توصیه میکنم مطالعه بفرمایید...
آفرین به سیدسجاد سامانی!
آفرین به سوره مهر!
#دهه_هفتادی_ها
هم حاکمیت و دولت وانتشاراتی ها؛ هم ما مردم؛ باید خوند آثار جوون تر هارو تا با پشتوانه بهتر جلو بیان...
این شاعر جوون الحق و انصاف شعر های خوبی هم داشت،
توصیه میکنم مطالعه بفرمایید...
آفرین به سیدسجاد سامانی!
آفرین به سوره مهر!
#دهه_هفتادی_ها
October 20, 2016
شعرهای زیبا و عاشقانه عارفانه و تلمیح های به جا از شاعری جوان..
October 28, 2019
شاید که جام بشکنم و توبه ای کنم
ای مرگ، پیش از این که بیایی دری بزن!
ای صد هزار مصرع پیچیده موی تو!
شعر مرا ببخش اگر بی تکلف است
ای مرگ، پیش از این که بیایی دری بزن!
ای صد هزار مصرع پیچیده موی تو!
شعر مرا ببخش اگر بی تکلف است
July 13, 2020
زبان به روضه چرا وا کنم؟ همین کافیست
مباد شاهد جان دادن پسر پدری
مباد شاهد جان دادن پسر پدری
February 7, 2025
بوی فاضل نظری میده، گاهی تکبیتهای جالبی داره ولی مضامین نو نیست، یک بار خوندنش خالی از لطف نیست، نمونه ابیات
• آه اگر دوران شیرین وفا خواهد گذشت، روزهای هم نشینیهای ما خواهد گذشت
بعد من تنها نخواهی ماند اما بعد تو، بر من تنها نمیدانی چه ها خواهد گذشت
• هزار دوست غمم را شنیده است ولی، نیامده ست به یاری از این هزار یکی
• قیاس یک به یک شهر با تو آسان نیست، که بهتر از همگان است؟ تو بهتر از آنی
• کاری که با من کرد دنیا داستان دارد، شرحش نخواهم داد اما داستان دارد
مهتاب من هنگام دیدار تو فهمیدم، دیوانه بازیهای دریا داستان دارد
• خلاف گوشه نشینان و عافیت طلبان، تو در میانه کارزار بایست
بس است اینکه به آه و به ناله در همه عمر، به انتظار نشستی، به انتظار بایست
• مباد غصه تنهایی مرا بخوری، غم نبود تو چون سایه پابه پای منست
گذشت خنده دیروز من به کار جهان، زمان خنده دنیا به گریه های من است
• نازپرورده ای و درد نمیدانی چیست، گریه ممتد یک مرد نمیدانی چیست
• در شهر عشق رسم وفا نیست بگذریم، یارای گفتن گله ها نیست، بگذریم
دردیست در دلم که دوایش نگاه تست، دردا که درد هست و دوا نیست، بگذریم
• من در پی تو هستم و مردم پی بهشت، ایمان شهر کفر مرا درمیاورد
عاشق شدم که تلخی ایام سرنوشت، بی شور عشق حوصله را سرمیآورد
• به چشم های تو وابسته ام ولی افسوس، که چشم بسته ای و کرده ای فراموشم
• دوستان هیچ نکردند و رسیدند به تو، من به دنبال تو میگردم و سرگردانم
• هر زمان از عشق پرسیدند گفتم آه، عشق، خاطرات بی شماری پشت این افسوس بود
• درد دل تو را چه کسی گوش میکند؟ ای درجهان غریب! به چاهی بسنده کن
دستت به گیسوان رهایش نمیرسد، از دوردست ها به نگاهی بسنده کن
• درد فراق آمد و عشق ازدلم نرفت، ای روزگار سیلی محمکتری بزن
• وداع کردی و گفتی که بازمیگردی، چقدر لحن تو وقت دروغ شیرین است
• عشق دنیای مرا سوزاند، اما پیشکش، داد ازین دارم که دینم سوخت دنیا پیشکش
ای که میگویی طبیب قلب های عاشقی، کاش دردم را نیفزایی، مداوا پیشکش
• آه اگر دوران شیرین وفا خواهد گذشت، روزهای هم نشینیهای ما خواهد گذشت
بعد من تنها نخواهی ماند اما بعد تو، بر من تنها نمیدانی چه ها خواهد گذشت
• هزار دوست غمم را شنیده است ولی، نیامده ست به یاری از این هزار یکی
• قیاس یک به یک شهر با تو آسان نیست، که بهتر از همگان است؟ تو بهتر از آنی
• کاری که با من کرد دنیا داستان دارد، شرحش نخواهم داد اما داستان دارد
مهتاب من هنگام دیدار تو فهمیدم، دیوانه بازیهای دریا داستان دارد
• خلاف گوشه نشینان و عافیت طلبان، تو در میانه کارزار بایست
بس است اینکه به آه و به ناله در همه عمر، به انتظار نشستی، به انتظار بایست
• مباد غصه تنهایی مرا بخوری، غم نبود تو چون سایه پابه پای منست
گذشت خنده دیروز من به کار جهان، زمان خنده دنیا به گریه های من است
• نازپرورده ای و درد نمیدانی چیست، گریه ممتد یک مرد نمیدانی چیست
• در شهر عشق رسم وفا نیست بگذریم، یارای گفتن گله ها نیست، بگذریم
دردیست در دلم که دوایش نگاه تست، دردا که درد هست و دوا نیست، بگذریم
• من در پی تو هستم و مردم پی بهشت، ایمان شهر کفر مرا درمیاورد
عاشق شدم که تلخی ایام سرنوشت، بی شور عشق حوصله را سرمیآورد
• به چشم های تو وابسته ام ولی افسوس، که چشم بسته ای و کرده ای فراموشم
• دوستان هیچ نکردند و رسیدند به تو، من به دنبال تو میگردم و سرگردانم
• هر زمان از عشق پرسیدند گفتم آه، عشق، خاطرات بی شماری پشت این افسوس بود
• درد دل تو را چه کسی گوش میکند؟ ای درجهان غریب! به چاهی بسنده کن
دستت به گیسوان رهایش نمیرسد، از دوردست ها به نگاهی بسنده کن
• درد فراق آمد و عشق ازدلم نرفت، ای روزگار سیلی محمکتری بزن
• وداع کردی و گفتی که بازمیگردی، چقدر لحن تو وقت دروغ شیرین است
• عشق دنیای مرا سوزاند، اما پیشکش، داد ازین دارم که دینم سوخت دنیا پیشکش
ای که میگویی طبیب قلب های عاشقی، کاش دردم را نیفزایی، مداوا پیشکش
February 4, 2026
این کتاب رو توی طاقچه بی نهایت خوندم. اولین کتابم از این نویسنده هست. تجربه خوبی بود و از خوندنش لذت بردم. سبک شعر هاش و مضامینش هم قشنگ بود برام.
احتمالا هیچوقت دلم نخواد فیزیکی بخرمش... شعر ها اولش جذابیت بیشتری داشت ولی بعدش هرچی میرفت جلو تر مفاهیم مثل هم و تکراری میشدن و یه سری کلمات خاص توش تکرار میشدن. برای یه بار خوندن خوبه و شاید یکی دوتا از شعر هاش رو دلم بخواد برگردم بخونم.
ولی در کل خوب بود.
احتمالا هیچوقت دلم نخواد فیزیکی بخرمش... شعر ها اولش جذابیت بیشتری داشت ولی بعدش هرچی میرفت جلو تر مفاهیم مثل هم و تکراری میشدن و یه سری کلمات خاص توش تکرار میشدن. برای یه بار خوندن خوبه و شاید یکی دوتا از شعر هاش رو دلم بخواد برگردم بخونم.
ولی در کل خوب بود.
April 28, 2020
من هر دوی کتاب هاش رو خوندم و دوسشون داشتم
به نظرم خیلی منطقیه که یک شاعر تو سن کم سعی کنه شعر هاش رو شبیه به یک شاعر کار کشته کنه
ولی از حق نگذریم حس و حال شعر های سجاد سامانی به طبعیت از سنش خیلی تازه تر و جوان تر از اشعار این روز های فاضل نظریست
به نظرم خیلی منطقیه که یک شاعر تو سن کم سعی کنه شعر هاش رو شبیه به یک شاعر کار کشته کنه
ولی از حق نگذریم حس و حال شعر های سجاد سامانی به طبعیت از سنش خیلی تازه تر و جوان تر از اشعار این روز های فاضل نظریست
This entire review has been hidden because of spoilers.
May 5, 2019
دوستان هیچ نکردند و رسیدند به تو
من به دنبال تو میگردم و سرگردانم
من به دنبال تو میگردم و سرگردانم
February 19, 2021
خوب بود؛ به اندازهی کافی بیتای خوب داشت...
January 29, 2026
از کتاب:
من در پی تو هستم و مردم پی بهشت
ایمان شهر، کفر مرا درمیآورد
من در پی تو هستم و مردم پی بهشت
ایمان شهر، کفر مرا درمیآورد
September 3, 2015
به رسم صبر ، باید مرد آهش را نگه دارد
اگر مرد است ، بغض گاهگاهش را نگه دارد
پریشان است گیسویی در این باد و پریشان تر
مسلمانی که می خواهد نگاهش را نگه دارد
عصای دست من عشق است، عقل سنگدل بگذار
که این دیوانه تنها تکیه گاهش را نگه دارد
به روی صورتم گیسوی او مهمان شد و گفتم
خدا دلبستگان روسیاهش را نگه دارد
دلم را چشم هایش تیرباران کرد، تسلیمم
بگویید آن کمان ابرو، سپاهش را نگه دارد
اگر مرد است ، بغض گاهگاهش را نگه دارد
پریشان است گیسویی در این باد و پریشان تر
مسلمانی که می خواهد نگاهش را نگه دارد
عصای دست من عشق است، عقل سنگدل بگذار
که این دیوانه تنها تکیه گاهش را نگه دارد
به روی صورتم گیسوی او مهمان شد و گفتم
خدا دلبستگان روسیاهش را نگه دارد
دلم را چشم هایش تیرباران کرد، تسلیمم
بگویید آن کمان ابرو، سپاهش را نگه دارد
January 22, 2017
بهترین مجموعهغزل نسبت به شعرهای تمام دهههفتادیها تا امروز!
Displaying 1 - 19 of 19 reviews

















