گوساله :
چرا ما در مقابل آدمها قيام نميكنيم؟ چرا در مقابل آنها نمی ايستيم؟
تا كی يونجه , علف و علوفه مان رو كه حقمان است رو با اين وضع بهمان می دهند؟
تا كی دست به ....زنانمان بزنند و شيرشان را بخورند و ما نگاه كنيم؟ هان؟
تا به كی از ما مثل عمله ها توی مزرعه شان كار بكشند و توی سرمان بزنند...
هان ؟ تا كی پوست ما رو بكنند و لباس و كفش و پالتو تنشان كنند؟ چرا نبايد برخيزيم و عليه اين زور و ظلم و ستم برخيزيم؟ هان؟
پدر بزرگ (گاو) :
پسرم خودت را زياد ناراحت نكن .. چون همه اين كارها رو هم كه بكنيم , نهايتا باز گاويم!
گوساله :
ما ميتونيم يه روز آدم بشيم؟
پدر بزرگ (گاو) :
بله پسرم , در گاونامه اشاره شده كه هر گاوی اگر عميقا بفهمد كه چقدر گاو است در دَم آدم خواهد شد .