این کتاب با توجه به شرح مختصرش، مفیده چون خیلی کوتاه نوشته و جمعبندی کرده، اما نویسنده کتاب، یه انگلیسیه که تنها تاریخ ابتدایی دولت ایران رو بدون غرض روایت میکنه و هرچی به زمان وجود و ماموریت خودش تو ایران نزدیکتر میشه، طرز صحبت و روایتش همراه با خوار شمردن ایران و نگاهی از بالا به پایینه. هر اتفاقی که تو زمان وجودش در ایران اتفاق افتاده رو به حماقت ایرانیه چسبونده و مردم ایران رو یه سری عوام دونسته که نه قدرت تعقل دارن و نه شعور و درک تصمیمگیری درباره مملکت. صحبتهای انتهای کتاب، به قدری احمقانه بود که فقط میشد خندید!!! در کل این کتاب، برای اشنایی با روایت یک خارجی درباره کشورمون، چیز بدی نیست.
در دوران مدرسه درس تاریخ جز بدترین درس های تدریس شده بود. اکثر وقت کلاس به روخوانی از کتاب و علامت زدن بخش هایی که در امتحان می آمد سپری می شد. اما حال که پس از حدود 8 سال از آخرین کلاس تاریخ در مدرسه، مستقلا به خواندن یک کتاب تاریخی هر چند مختصر پرداختم، ارزش آن را متوجه شدم.
شنیده بودم که ملتی که تاریخش را نمی داند مانند انسانی است که حافظه اش پاک شده، و اکنون فهمیدم که وقتی حافظه ات پاک شده نمی دانی چرا این اتفاقات در اطرافت می افتند، و تمامش گویی برای بار اول دارند اتفاق می افتند. درست مثل کودکی که در حال شناخت دنیاست و همه چیز برایش تازه است. و اتفاقا مثل کودکان که واکنش هایشان به اتفاقات جدید شبیه هم است، و اشتباهات شبیه به هم را تکرار می کنند، وقتی تاریخ را ندانی احتمال تکرار اشتباهات پیشینیان بسیار بیشتر است. از آن جا که اتفاقا می فهمی که بسیاری از اتفاقات جدید نیستند، اما جامعه ای که تاریخ خود را نشناسد، به راحتی می تواند با همان ترفند های پیشین گول بخورد و به هیجان آید. اصلا از همین کیفیت کلاس های درس تاریخ می توان شناخت کلی جامعه از تاریخ را دید!
این اولین کتاب تاریخی ایران بود که خواندم که مختصر هم بود، و تازه کمی از جهل مرکب (!) در آمدم، اما هنوز راه زیادی تا شناخت تاریخ ایران دارم. مزیت خواندن کتاب تاریخی از زبان یک خارجی (در این جا انگلیسی) در این است که می توانی به دور از برخی جانب داری های مخصوص افرادی که در یک محل زندگی می کنند با تاریخ آشنا شوی. لازم به ذکر است که نویسنده از طرف دولت انگلیس مدت به نسبت خوبی در ایران ماموریت داشته است.
با تشکر از خواهر عزیزم که این کتاب را پیشنهاد داد و با هم خواندیم :)