Gulliver muss ein echter Glückspilz gewesen sein! Sonst wäre er nicht allen Gefahren entronnen, denen er als Schiffsarzt ausgesetzt war. Mehr als einmal erlebte er auf seinen Fahrten Schiffbruch.
So landete er in Liliput bei den Zwergen, wo er nur auf Zehenspitzen durch die Stadt gehen durfte, ein anderes Mal wurde er bei den Riesen ans Ufer gespült. Beinahe wäre er dort in einem Sahnekännchen ertrunken!
Kästners Nacherzählung des berühmten Klassikers ist selbst schon Klassiker geworden! Mit den Originalillustrationen von Horst Lemke.
Erich Kästner (1899–1974) was a German author, poet, screenwriter and satirist, known for his humorous, socially astute poetry and children's literature. A stout pacifist and democrat, he was expelled from the national writers' guild during the Nazi era, with many of his books being burned in public. Today, he is widely regarded as one of Germany's most prolific and beloved children's book authors.
Eine abenteuerlustige, originelle Geschichte über einen Schiffsarzt namens Lemuel Gulliver, der als Schiffbrüchiger in Lilliput landet, wo er ein Riese unter Winzlingen ist, und sich später in Brobdingnag wiederfindet, wo er mehrere Meter kleiner als der kleinste Zwerg ist. In schöner und lebendiger Sprache erzählt, wie man es von Erich Kästner gewohnt ist. Selbst für mich als Erwachsene ein unterhaltsames Buch, das ich bedenkenlos weiterempfehlen kann.
تا حالا شده از خواب بیدار بشین و ببینین که توی جزیرهی آدم کوچولوها هستین؟ یا تا حالا شده تو یه سفر دریایی سر از جزیزه غولها دربیارین؟ خب، داستان گالیور هم همینه. یک دکتر کشتی که کارش سفر کردن توی دریا و معاینه بیمارها ست، یک دفعه سر از جزیره آدم کوچولوها و غول هار در میاره! سفرهای گالیور یک داستان تخیلی جالب که میتونه ساعتی شما رو سرگرم کنه. البته گالیور مدتها بعد از سفرهای پرماجراش، فکر میکرد که خانوادش خیلی کوچیک یا خیلی بزرگ شدن؛ خب این هم از تأثیر زندگی بین آدم کوچولوها و غولها بود! پ.ن: اگه جای گالیور توی سرزمین آدم کوچولوها گیر میافتادم حتماً از شدت شوکی که بهم وارد میشد میمردم😂
This entire review has been hidden because of spoilers.
«در آخر امیدوارم کلماتی که هنوز در زبانمون وجود داره رو زنده کنیم کلماتی مثل راستگویی دوستی خیرخواهی امیدوارم عقل و خرد هایویییمون رو رشد بدیم و تلاش کنیم هایوهای بهتری باشیم» سطر بالا آخرین گفتههای نویسنده کتاب بود. این کتاب که در قرن هفدهم نوشته شده و تا الان هم چاپ میشه و توسط همه قشری خونده میشه، نشون از خوب بودن و فلسفهای که سوییفت در کتابش به کار برده، میده. چقدر خوبه خوندن کتابهای کلاسیک، کتابهای که از فیلترهای مختلفی رد شدن و تا الان موندن تا ما بتونیم از خوندنشون لذت ببریم و درس زندگی یاد بگیریم. کتاب در عین سادگی مفاهیم و فلسفه خیلی قشنگی رو بیان کرده و در آخر و زمانی که گالیور وارد سرزمین اسبها میشه و زندگی اونها و انسانهای بدوی که اسبها اسمشون رو هایو گذاشته بودند رو میبینه از وجود خودش شرمسار میشه. هِنم اسم اسبها بود شیوه زندگی عالی که اخلاقمداری رو سرلوحه خودشون قرار داده بودن و اسبها سعی میکردن با توجه به رنگ و زیبایی ازدواج کنن تا فرزندان زیبایی رو بدنیا بیارن یک فرزند نر و یک ماده براشون کفایت میکرد در زندگی اونها چیزی به اسم ظلم و بدی وجود نداشت و گالیور بعداز سالها سفر و دیدن جاهای مختلف به این نتیجه رسید که زندگی هنمها از همه بهتره و دوست داشت برای همیشه پیش اونها زندگی کنه ولی مجبورش کردن که به وطنش برگرده و زمانی که زن و فرزندانش رو دید، به چشم یک هایو اونها رو نگاه کرد و به همین خاطر بیهوش شد و تا یک سال به زن و بچههاش دست نزد اجازه نداد کسی در لیوانش آب بخوره و در آخر دو اسب خرید و اونها رو توی طویله گذاشت پیش اسبهاش زندگی کرد و از بوی طویله لذت میبرد و از زندگی کردن با انسانها بیزار شده بود. پنج ستاره برای این کتاب خوب. ستاره 🌟🌟🌟🌟🌟
#سفرهای_گالیور، #جاناتان_سویفت، به روایت: #اریش_کستنر، مترجم: #سپیده_خلیلی، نشر #افق
ایدهی کتاب در زمان تالیفش ایدهی جدید و جالبی بوده ولی با توجه به این که سالهاست که ما از آدمهای لیلیپوتی میشنویم و میبینیم دیگر برای من جذابیتی نداشت و داستان کتاب تکراری و عادی بود. امتیاز: ۲ از ۱۰.
(خطر لو رفتن داستان (اسپویل))
داستان بهصورت سفرنامهی دریانوردی به نام ناخدا گالیور و از زبان خود وی بیان میشود.
سفر به لیلیپوت
در یکی از سفرها، کشتی توفانزدهی گالیور میشکند و امواج او را به ساحل میبرند. گالیور بیهوش میشود و وقتی به هوش میآید خود را اسیر مردمی کوچک (با متوسط قامتی حدود ۱۵ سانتیمتر) که ساکن لیلیپوت هستند، مییابد. او مدتی در سرزمین لیلیپوت میمانَد. لیلیپوتیها سالهاست بر سرِ شکستن تخممرغ از سر یا ته با یکی از کشورهای همسایه اختلاف و جنگ دارند. پادشاه لیلیپوتیها تصمیم میگیرد در جنگی با کمک گالیور کشور همسایه را شکست بدهد، و چون گالیور مخالفت میکند، پادشاه دستور کور کردن او را میدهد. گالیور میگریزد و خود را به کشور همسایه میرسانَد و از راه دریا فرار میکند.
سفر به بُربدینگاگ
در سفر بعدی گالیور، بازهم کشتیاش دچار شکستهگی میشود و گذار گالیور به سواحل بُربدینگاگ میافتد. مردمان بُربدینگاگ غولپیکرند و گالیور پس از دستبهدست گشتن و به نمایش درآمدن، سر از قصر پادشاه درمیآورَد. پادشاه دستور میدهد جعبهای کوچک برای زندهگی گالیور بسازند. گالیور به همراه پادشاه راهی سفری دریایی میشود؛ اما عقابی غولپیکر جعبهی گالیور را میدزدد و آن را به دریا میاندازد.
گالیور توسط یک کشتی نجات پیدا میکند و نزد زن و فرزندانش بازمیگردد.
This entire review has been hidden because of spoilers.
این کتاب میتونه جزو کتاب هایی باشه که تقریباً همه اسمش رو شنیدهان اما کمتر کسی واقعا اون رو خونده، داستان تخیلی جالبی از یک پزشک کشتی که سرنوشت یک بار اون رو به سرزمین آدمکوچولوها میبره و یک بار به سرزمین غول ها. به نظرم هدف نویسنده بیشتر از شرح ماجراجویی، توصیف ایده وجود یک غول و یک آدم کوچولو در بین مردم بود. در هر صورت این یک داستان جالب بود که لیاقت شهرتش رو داشت.
به نظرم همه سنین میتونن بخونن لذت ببرن داستان تخیلی و فانتزی و سرگرم کننده سفر مردی که اول گیر ادم کوتوله های خیلی کوتاه میفته بعد گیر ادم غولی ها دراخر میخواد بگ ادم بودن به قد و قواره نیست https://taaghche.com/book/126512
داستانی فانتزی و سرگرم کننده است . همه ی سنین می توانند با خواندن این کتاب سرگرم شوند . در ابتدا گالیور به جزیره آدم کوچکلو ها می روند . پس از نجات از آنجا به چجزیره ای اسرار آمیز تر می رود ، جزیره ای با ساکنانی بزرگ ، خیلی خیلی بزرگ . لینک در طاقچه: https://taaghche.com/book/126512
This entire review has been hidden because of spoilers.