کتاب نگارش سخنرانی استاد علی صفایی در شب قدر ماه رمضان 1374 در کنار مرقد منور علی ابن موسی الرضا (ع) می باشد.
استاد در این شب های بهتر از هزار ماه به شرح و تحلیل و تفسیر خطبه 32 نهج البلاغه می پردازند. در این خطبه امیر المومنین (ع) از ستمگری و نا سپاسی زمانه خود سخن به میان می آورند و برای چنین زمانه و روزگاری پنج ویژگی را ذکر می کنند. گروهی از آنها با تمام دنیا رو به دنیا می آورند تا از آن در جلوه های مختلفش کام بگیرند و گروه دومی که در لباس و آخرت به دنیا رو می آورند تا از آن بهره مند شوند و دو گروه دیگر که به جهت سست عنصری و بی شخصیتی و بی امکاناتی مرده متحرک هستند که آلت دست دو گروه اول شده و اهداف آنها را پیش می برند و از نردبان اینها به مقاصدشان راه پیدا می کنند.
گروه پنجم در واقع شاگردان آن بزرگوار هستند و از وی آموخته اند؛ از دنیا بزرگترند و به این جهت به دنیای بزرگتری چشم دوخته اند و دل در گرو عالم علوی نهاده اند. اینها فهمیده اند که مهم موضع گیری مناسب در موقعیت ها و شرایط حتی بسیار سخت و نا مناسب است
علی صفایی حائری معروف به (عین- صاد) فرزند مرحوم شیخ عباس صفایی حائری و نوهی مرحوم شیخ محمدعلی صفایی حائری در سال1330 در شهر قم دیده به جهان گشود. پس از سپری نمودن دوران کودکی و با گذراندن دورهی دبستان و اتمام کلاس ششم (نظام قدیم) در سن سیزده سالگی شروع به تحصیل علوم دینی در حوزه علمیه قم نمود.
دروس سطح حوزه را در کمتر از چهار سال به اتمام رساند و در این دوران از محضر اساتیدی چون رضا سلطانی (قرآن و صرف و نحو)، مهدی بیگدلی و شیخ حسن منتظریان و حجتالاسلام باکوئی، جلیلی و فشارکی (ادبیات فارسی و زبان عربی) استفاده کرد. کتاب "منظومه" (علم منطق) را نزد استاد نبیفضل و کتاب "معالم" (اصول فقه) را در کلاس سید حسن حسابهای آموخت. او پس از طی این مقدمات از حجتالاسلام اعتمادی کتاب "قوانین" و از حجتالاسلام فاضل هرندی، آیتالله موسوی تبریزی و شهید محراب آیتالله سید اسدالله مدنی، کتاب فقهی "شرح لمعه" را تلمذ کرد.
علی صفایی "رسائل" را نزد سیدمهدی روحانی و شیخ جعفر سبحانی تحصیل نمود و برای فرا گرفتن "مکاسب" که از کتب فقهی پایان دوره سطح است از آقایان بناروانی و فاضل قفقازی بهره جست و در نهایت با خواندن کتاب "کفایةالاصول" نزد آقایان فاضل، ستوده و میرزا حسین نوری دوره سطح را به اتمام رساند. در خارج فقه و اصول از آقایان شیخ مرتضی حائری و سید محقق داماد استفاده نمود و در طی این دورهی علمی به تصریح خود بیشتر از محضر علمی پدرش که جزء اساتید زبدهی حوزوی در سطوح عالی بود؛ استفاده کرد و بدین ترتیب خارج طهارت، طاعت، صوم، زکات، خمس، حج، ضمان، اجاره و مقداری از نکاح و بیع را به انجام مقبولی رساند تا در جوانی به اجتهاد نایل شود.
علی صفایی در جایی مینویسد: «هرچه دارم از پدرم است. تمامی سوز تشیع و ولایت و محبت اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) را از ایشان دارم. در عظمت نگاه او حقارت دنیا را میدیدم. هم اوست که برایم درسی بوده تا در تنهایی به تولد و تولیدی برسم؛ و "نداریم" و "تکلیفی نیست" را به ندارم و باید بسازم و کاری کنیم راه بدهم. همین اعتقاد مرا بر آن داشته تا به تربیت و سازندگی فکر کنم و مسئولیت هر آنچه هست را به خود بگیرم و به انتقاد نپردازم؛ و همین است که کار اساسی خود را یکی دگرگون کردن تلقی تودهها از خود، و دیگر به دست آوردن مهرههای کارساز میدانم.»
اما این روند علی صفایی را بدین پایه صاحب نظر و اثر نکرد؛ او همزمان با شروع دروس حوزوی به مطالعهی سریع، دقیق و وسیع ادبیات معاصر و داستان نویسی ایرانی روی آورد: «شاید سیزده ساله بودم که داستانهای صادق هدایت را تمام کردم. داستانهایی که درد و رنج انس
روزگار ستمگر، روزگاری است که خصوصیات تو را می گیرد و به دیگری می دهد و روزگار ناسپاس هم روزگاری است که تو را در جائی که هستی نمی شناسد و در جایگاه خودت به تو مُزد نمی دهد. حدود یا حقوقت را می گیرند، لیاقت های تو را به تو نمی بخشند که هیچ، مزاحمت هم می شوند. در این شرایط چه خواهی کرد؟
خصوصیات 5 گانه روزگار ستمگر و زمانه ناسپاس: 1- ملاکها در هم می ریزد 2- ستمگر امکان تاختن را پیدا می کند 3- کاربردی نبودن آگاهی ها 4- پرسش نکردن از نا آگاهی ها؛ چرا که دانسته ها دردی را دوا نکرده است 5- نبود احساس ترس قبل از واقعه
در این روزگار ستمگر انسان ها 5 دسته اند: 1- دنیا گران قداره بند؛ صاحبان زر و زور 2- دنیا پرستان ریا کار؛ صاحبان تزویر که 3- سست های بی شخصیت؛ آنها که فساد نمی کنند چرا که به لحاظ شخصیتی، ارتباطی و امکاناتی، ناتوان هستند 4- مرده های متحرک زاهد نما 5- آخرت گرایان خدا محور ستم سیز؛ از این میان برخی تنها و فراری، برخی خائف، برخی ساکت و دهان بسته، برخی دعوت کتتده مخلص و گروهی نیز رنجور و گرفتارند
فرازهایی از کتاب:
- اگر بخواهید برای همه مردم و برای اهل عالم حرفی داشته باشید و هدایتی برای همه مردم و رحمتی برای همه عالمیان داشته باشید، لازمه اش این است که شما با این مخاطبهای گسترده تان زبان مشترکی پیدا کنید.
- زهد به معنای نخواستن نیست، زهد فراغت قلبی توست، نه اینکه از دست رها کنی.
- باید مواظب بود که حق طعمه باطل نشود؛ که باید حق به گونه ای مطرح شود که باطل بهره نگیرد و باطل آن گونه کوبیده شود که حق بهره مند گردد.
- حقیقت این است که لذت و رنج، مربوط به خارج از وجود ما نیست، بلکه به نوع نگاه ماست.
- تحول در اهداف باعث تحول در معیارها و موازین می شود.
- با مجموعه امکانات و نعمت ها و توانایی هایی که دارید به گونه ای برخورد کنید که خود را در برابر تمامی ملک و تمامی ملائکه و ملکوت خدا و مالک این هستی، مسئول ببینید.