نمایشنامهی «قاتل کیه؟» نوشتهی آنتونی شفر، نخستینبار در سال ۱۹۷۷ نوشته شد و پس از بازنویسی و اجرای موفق، در سال ۱۹۸۲ در وستاند و سپس برادوی روی صحنه رفت. این اثر که در اصل با عنوانی دیگر نوشته شده بود، بهعنوان یک کمدی-معمایی هوشمندانه شناخته میشود که بهطور آگاهانه با سنت داستانهای کارآگاهی کلاسیک انگلیسی بازی میکند. شفر، که پیشتر با آثاری چون «اسلوت» مهارت خود را در ساختارهای معمایی و بازی با انتظارات مخاطب نشان داده بود، در این نمایشنامه قدمی فراتر میگذارد و خود ژانر جنایی را به صحنهی آزمایش بدل میکند. در نگاه نخست، نمایشنامه کاملا آشنا به نظر میرسد: یک عمارت روستایی انگلیسی، فضایی بسته و دورافتاده، گروهی از شخصیتها که هرکدام یادآور تیپهای شناختهشدهی داستانهای جنایی عصر طلاییاند، و وعدهی یک معمای قتل که باید با منطق، بازجویی و افشاگری حل شود. شفر آگاهانه از این کلیشهها استفاده میکند تا مخاطب را در منطقهی امن آشنایی نگه دارد؛ اما این آشنایی صرفا مقدمهای است برای زیر سوال بردن همان انتظارات. آنچه نمایشنامه را متمایز میکند، نه خود معما، بلکه شیوهای است که اثر بهتدریج توجه را از «چه کسی مقصر است؟» به «چه چیزی واقعی است؟» منتقل میکند. در لایهای عمیقتر، «چه کسی را باید شناخت؟» نمایشنامهای دربارهی اجرا، نقش و فریب است. شخصیتها نه فقط در چارچوب داستان، بلکه در سطحی فراتئاتری، همواره در حال ایفای نقشاند. شفر مرز میان واقعیت و نمایش را عامدانه مخدوش میکند و نشان میدهد که چگونه هویت، چه در تئاتر و چه در زندگی اجتماعی، اغلب چیزی جز مجموعهای از نقابها نیست. در اینجا، دروغ نه یک ابزار جنایی، بلکه یک وضعیت انسانی است؛ چیزی که همهی شخصیتها-به اشکال مختلف-در آن سهیماند. طنز نمایشنامه دقیق، کنترلشده و مبتنی بر شناخت عمیق شفر از تاریخ ژانر است. شوخیها صرفا برای خنداندن نیستند، بلکه بهعنوان ابزاری انتقادی عمل میکنند: هم ژانر داستانهای کارآگاهی را به چالش میکشند و هم میل مخاطب به نظم، قطعیت و حل نهایی را زیر سوال میبرند. نمایشنامه بهجای ارائهی پاسخهای ساده، بر فرآیند شک، تردید و بازنگری تأکید میکند. با این حال، اثر بینقص نیست. تغییر لحن میان کمدی، معما و تأمل فراتئاتری ممکن است برای برخی مخاطبان ناپایدار یا گیجکننده به نظر برسد. همچنین، لذت کامل از نمایشنامه تا حدی به آشنایی خواننده یا تماشاگر با سنت داستانهای جنایی کلاسیک وابسته است؛ بدون این پیشزمینه، برخی ظرافتها و بازیهای بینامتنی ممکن است کمرنگ شوند. در مجموع، «قاتل کیه؟» نه صرفا یک نمایشنامهی جنایی، بلکه اثری خودآگاه دربارهی خود داستانگویی است. شفر با هوشمندی نشان میدهد که در جهانی پر از نقش و اجرا، پرسش اصلی همیشه این نیست که «چه کسی مجرم است»، بلکه این است که «چه کسی را-و چگونه-میتوان واقعا شناخت».
This profile is for the British playwright. For the American military officer, see Anthony Shaffer.
Anthony Shaffer is best-known as the author of the mystery-thriller play Sleuth, in addition to other plays and screenplays involving crime and mystery themes. His identical twin brother, Peter Shaffer, was also a playwright.
Unlike his twin brother Peter (Equus, Amadeus, etc.) Anthony Shaffer only had one real hit play - Sleuth. A decade after that phenomenon, he tried to make lighting strike twice with this comic thriller - but not only is it rather convoluted - it is neither very humorous, nor particularly suspenseful.
A neat twist takes place at the beginning of the second act, but the voiceover of the murderer that keeps interrupting the action is bizarre, to say the least. Despite a starry Bway cast - which included Fred Gwynne, George Hearn, Barbara Baxley and Hermione Baddeley - it only managed a modest 5 month run back in 1982 - and doubt it saw many other productions. Oddly enuf - Gwynne played the detective and is ONLY in the 2nd Act - George Hearn played the victim - and is only in the FIRST act (he's decapitated at the end of Act 1!) - should have saved $ and had one actor play both parts!
Anthony Shaffer, author of SLEUTH and screenwriter of the films FRENZY, DEATH ON THE NILE and EVIL UNDER THE SUN, takes all the trappings of an Agatha Christie manor house murder with all the usual cliche suspects and sets up the boiler plate plot of one guest and all the others that want to kill him ... and the murder happens at the end of ACT 1. Then, Act 2 throws you for a loop when an investigating Scotland Yard man arrives with his sergeant and things get more complicated. Telling more would spoil the surprises, but this is a crafty construction about the expectations we assume with this type of the mystery genre. It's well-written and can be quite funny and the surprises 'unmasked' in the second act are great. You think you are playing a game of CLUE, but the game is playing you.
Anthony Shaffer was much better at deconstructing serious detective fiction then he was parodying it. I found WHODUNIT too specific of a satire that does a poor job of welcoming the audience into a chaotic mansion in which a murder takes place. There is a genuine surprise at the end of Act One but it was not enough to make up for how generally annoying and full of itself the rest of the script reads.
من ترجمهی شهرام زرگر رو خوندم، ثبت نشده انگار تو گودریدز، حالشم ندارم خودم ثبت کنم. یه نمایشنامهی پلیسی معمولیه تقریبا که بازیگوشی فرمال داره (شما بخونید چشمبندی و شعبدهبازی نویسنده)، ولی خب پایانبندیش خیلی بده (عملا پایانبندی نداره) و بهنظر اگه آدم بخواد اجرا بره باید پایانبندیش اصلاح بشه. کمدی مستهجنی داره (به عنوان نکتهی منفی نمیگم) برای اجرا تو ایران مشکل مجوز خواهد داشت. در مجموع فکر میکنم روی صحنه بامزه بشه و دیدنش سرگرمکننده باشه. ولی خب نمیتونم بگم نمایشنامهی خوبیه.
This entire review has been hidden because of spoilers.
overall a little ridiculous, but was something to pass the time. I'd have been pissed if I wasted my time reading it instead of listening to it on the drive to work.