Jump to ratings and reviews

چون می‌درخشد ماه هنوز

«چون می‌درخشد ماه هنوز» تأملی است در هم‌جواری بیماری و مرگ، و اندیشیدن به چیزهایی که شاید در زندگی عادی مجال ظهور نیابند. در این تأملات، بیمارستان‌ها و خیابان‌ها و بازگشت‌های مکرر به زندگیِ روزمره تنها نقطه‌ی آغازند: آنچه در ادامه شکل می‌گیرد، سیاحتی‌ است در قلمرو فلسفه و اسطوره و حافظه. از همین‌ رو، نویسنده به سنت دیرینه‌ی جستارنویسی روی می‌آورد: نوشتن از خویشتن و تبدیل تجربه، خواه رنج باشد یا اندوه یا غربت، به تأمل و زبان.

در «چون می‌درخشد ماه هنوز»، اسطوره‌های یونانی نه برای دورشدن از واقعیت، که برای از نو دیدنِ آن به‌کار گرفته می‌شوند و ایزدان در کنار نویسنده گام برمی‌دارند تا پرسش‌های کهن درباب مرگ و زندگی را به ساحتِ جهان معاصر بکشانند. سنت جستارنویسی، از مارکوس ائورلیوس گرفته تا مونتنی تا پاسکال و روسو، بر یک خواستِ مشترک استوار بوده است: تبدیل تجربه به اندیشه، و اندیشه به چیزی ماندنی‌تر از روان آدمی؛ سخن گفتن وقتی حضوری جز خویشتن حاضر نیست، و ساختن وقتی چیزی برای ساختن نمانده است.

118 pages, Paperback

Published August 12, 2026

Loading...
Loading...

About the author

امین مدی - Amin Medi

11 books116 followers
Translator;
Interested in ancient philosophy, continental philosophy and life.

Ratings & Reviews

What do you think?

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
2 (33%)
4 stars
3 (50%)
3 stars
1 (16%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 3 of 3 reviews
Profile Image for Niloofar.
55 reviews35 followers
September 23, 2026
كتاب غریبی بود. نویسنده تو را هرکجا که می‌رفت با خود می‌برد. انقباض دائمی و خیرگی چشمان. بدون پلک‌زدن.
Profile Image for علی‌رضا.
77 reviews6 followers
September 21, 2026
دوشنبه سی‌ام شهریورماه ۱۴۰۵ | عصر
‌
همه‌مان روزی خفتِ بیماری شده‌ایم و این مسئله نشان از این دارد که ظلمِ علی‌السویه عدل است. حالا یا خودمان یا عزیزمان. همه‌مان برای یک‌بار هم که شده کوچه پس‌کوچه‌های یک بیمارستانِ لعنتی را از بر بوده‌ایم. آن‌قدر که نگهبانِ درِ بیمارستان با تو حال و احوال کند و بداند کدام اتاقِ لعنتی می‌نشینی و چه سیگاری می‌کشی و راه و چاه را هم نشانت بدهد. و همه‌مان هم می‌دانیم این خودِ استیصالِ ناشی از رنج است. وقتی کله‌ی بیمارِ عزیزتر از جانت خوابیده بود روی پاهات و باید از بیمارستانِ «دی» سوار اسنپ می‌شدی و می‌رسیدی به شهرِ کوچکی در حومه‌ی تهران! ناله‌ها از گوش‌هات بیرون نمی‌رود و گردِ زمان هرچه‌قدر هم روش بنشیند باز غروبی دم‌زده یادت می‌آورد و مثل طوفانی تمام غبار را از روی خاطره‌ی تلخ آن روز صبح برمی‌دارد. همه‌چیز توی چند ثانیه فرو می‌پاشد و می‌فهمی همه‌چیزت بی‌بنیان و اساس نشسته توی آب‌نمکِ تقدیر و تو تنها نظاره می‌کنی که چه بر سرت می‌آید. بیماریِ لعنتی دوباره عود می‌کند؟ درمان شده‌ای؟ یا همه‌چیز را باید بسپاری به‌دستِ لغزانِ سرنوشت؟

‌
‌مموآرِ خوب شاخصه‌های زیادی دارد. حوصله‌ی گفتنش نیست این‌جا اما می‌توانم بگویم اگر می‌خواهید همه‌ی شاخصه‌هاش را یک‌جا ببینید این کتاب گزینه‌ی خوبی‌ست. آن یک ستاره را هم ندادم چرا که می‌توانست بلندتر باشد و مفصل‌تر. اگر حس می‌کردم که آقای مدی نمی‌تواند بنویسد پنج ستاره می‌دادم؛ اما چون از قلمش برمی‌آید که مفصل‌تر راجع به بحرانی که از سرگذرانده حرف بزند، چهار ستاره دادم. حقا که باید طولانی‌تر می‌بود.

‌
چند‌تایی مموآرِ خوبِ ایرانی توی همین موضوع خوانده‌ام که گُلِ‌شان همان کتاب مرحوم صدر است. «از قیطریه تا اورنج کانتی». یا آن کتابِ مرحوم مریم حسینیان. «نئوهاوکینگ‌ها». همه‌شان حرف ندارند و از زاویه‌ی متفاوتی نگاه می‌کنند به موضوعِ لجنی به اسمِ «بیماری».
‌
بخوانید حتما اگر دوست داشتید. جستار و مموآر را نمی‌شود به هرکسی توصیه کرد. باید پَرَت به پَرَش بگیرد به‌قول معروف!

‌
«ققنوس بی‌نشان برنمی‌خیزد، بال‌هایش همه آغشته به خاکستر است»
Profile Image for Zy.
35 reviews1 follower
September 6, 2026
دوستش داشتم …
سبک ، روان و جاری…جانِ انسان را می گویم!
Displaying 1 - 3 of 3 reviews