کتاب «حصیر» نوشتهی مارکوس مالت داستان مردی را دنبال میکند که بعد از مرگ همسرش بر اثر سرطان، همراه دو فرزند خردسالش زندگی میکند. زندگی او از بیرون شبیه زندگی بسیاری از خانوادههای دیگر است اما فقدان همسر، شرایط عادی خانه را تغییر داده است. مرد داغدار در خانهای در یک محلهی مسکونی زندگی میکند و از پشت حصیرهای اطراف حیاط، خانوادهای را که روبهروی او ساکن هستند زیر نظر میگیرد. آن خانواده ظاهرا همان چیزی را دارند که او از دست داده است؛ زن و شوهری که کنار دختر کوچکشان زندگی میکنند و روزهای معمولی و آرامی دارند.
شب کتاب رو شروع کردم و تو دو ساعت خواندمش. کوتاه و به شدت تکان دهنده. تا الان از دریچه ذهن یک انسان که از فقدان حاصل از مرگ زنش عملا روانی شده به دنیا نگاه نکرده بودم . عجب ترسناک و در عین حال قابل لمس. مگر تا جنون چقدر فاصله داریم ؟
خیلی کوتاه و خیلی خیلی خوب. نوشتن این داستانها، جسارتی میخواد چون داره لبه تیغ حرکت میکنه؛ یک لغزش کوچیک میتونه داستان رو به مسیر داستان آبکی بندازه. اما این نوولا یه چیزی که هم تا مدتها یادتون میمونه هم شاید دوباره و چندباره بخونیدش.