Jump to ratings and reviews
Rate this book

اشک معشوق

Rate this book

651 pages, Hardcover

6 people are currently reading
36 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
3 (27%)
4 stars
3 (27%)
3 stars
2 (18%)
2 stars
1 (9%)
1 star
2 (18%)
Displaying 1 of 1 review
Profile Image for seyyed reza.
38 reviews2 followers
July 7, 2015
اشک معشوق اصلی‌ترین دفتر شعری حمیدی شیرازی است. قبل از خواندنش این مسئله را در نظر داشته‌باشید که حمیدی، با جنسِ «زن» رابطۀ خوبی نداشت و ماجرای پر کش و قوس عشقش با «م.ش»(که در اشک معشوق هم منعکس شده) به این ماجرا دامن زده‌است.
در اشک معشوق فراز و فرود زیاد است؛ جایی سخن دارد از بازگشت معشوقش، گاهی او را با بادترین دشنامها یاد می‌کند و بدتر از آن، گاهی با شوهرِ معشوق سابق خود سخن رانده و الحق در برخی موارد به سختی می‌شود حق را به حمیدی داد.
شاید این دفتر پخته‌ترین شعرهایش باشد، گرچه شعر یکدستی نیست. نه محتوا، نه مخاطب، نه زبان، نه تصاویر، هیچ‌کدام در سرتاسر کتاب یکدست نیستند(در مقایسه با «سال‌های سیاه» فرضاً) ولی باز هم حمیدی را باید خواند، حتّی اگر حرفهایش باب میلمان نباشد!
حقیقتش دوست داشتنِ حمیدی شیرازی ساده نیست. باید تلاش کرد تا بشود دوستش داشت. در ذهن خودم الان کسِ خاصّی نمی‌بینم که به او تشبیه کنم. حمیدی شیرازی، حمیدی شیرازی است؛ با همۀ فراز و فرودهای شعری‌اش، با غرور و نخوت و به قولی «مناعت‌طبع»ِ آزاردهنده‌اش، با روحیّۀ حسّاسش که گاه از یک سخن «منیژه شادروان»-نمی‌دانم کار درستی کردم که نام این زن را آوردم یا خیر- می‌رنجد و بدترین ناسزاها را به خودِ او هم که نه، به شوهرش می‌گوید. با همۀ احساسات صادقانۀ وطن‌پرستی‌اش که در شأن‌نزول قصایدِ کتابِ «سالهای سیاه» پیداست، با همۀ دانش و فضلِ حقّاً ستودنی‌اش که در بسیاری از اشعارش فریاد برآورده‌است، با همۀ ضدّیّتش با نیما و شعر نو، گرچه اقرار کرده‌است که «سوایِ شعر، خلافی میانۀ ما نیست»!
با همۀ این‌ها، حمیدی است، همین. شاید آدم در نگاه اوّل از همچین آدمی بیزار باشد، کسی که احتمالاً زندگیِ خود و یکی دوتن دیگر را تلخ کرده‌است و «حرف حساب» هم توی گوشش نمی‌رود. من با حمیدی احساس «همذات‌پنداری» ندارم، ولی بسیار سخت است آدم در موقعیّت او باشد. بسیاری از «مدایح» ی که او دربارۀ شعر خویش می‌نویسد، واکنش طبیعیِ او به مشکلات خویشند، وگرنه کیست که داوریِ نه‌چندان پختۀ حمیدی را بپذیرد آنجا که گفت:
استاد منوچهری، کوچک‌تر از آن است
کآید به شمار شعر، اندر شمر من
یک چامۀ من در همه دیوانِ کسان نیست
گر هست، بجوئید و بیارید برِ من
الغرض؛ اشکِ معشوق دفتری است که در آن، ترکیبِ «خشم» و «عشق» می‌چربد و شاید دوستش داشته‌باشید، شاید هم خیر.
Displaying 1 of 1 review

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.