کتاب اسرار دخمه شاپور که به دست ابراهیم زمانی آشتیانی نگاشته شده است. اثر فوق در سال هزار و سیصد و هفتاد و یک به انتشار رسیده و در نشر دنیای کتاب چاپ گشته است. این نوشته با زبان فارسی و دارای تعداد هفتصد و هفده صفحه است. پاسی از شب گذشته بود و تقریبا نیمه شب بود که من با سواران خویش و دزدانی که دستگیر نموده بودیم داخل کازرون شدیم و امید به این داشتیم که بعد از دو ماه گشت و گذار داخل بیابانها و زد و خورد با افراد شر که مسلح بودند الان که موفقیت حاصل گشته و اشرار را قلع و قمع کرده ایم حداقل زمانی را استراحت خواهیم نمود. واسه ی آن که برخی اشخاص هم قادر باشند با خیال آسوده به منازل خود رفته استراحت کنند مستقیما به اداره بازگشته و دزدهای دستگیر شده و اموال و اسلحه آنها را به رئیس کشیک سپردیم. برای خرید کتاب اسرار دخمه شاپور به لینک موجود مراجعه نمایید.
این کتاب رو سوم راهنمایی بودم که خوندم دیوانه وار عاشقش شدم... هنوز بعد از این همه سال که از اون موقع میگذره دلم میخواد برم و دخمه شاپور رو ببینم از اون دست کتابهایی که نتونستم زمین بذارم اگر گیرش آوردین بخونین مخصوصاً اگر به رمان تاریخی علاقه دارید ولی این کتاب یجوریه انگار پر از رمز و رازه داستان کند نمیشه خسته نمیشید خوندنش واقعاً واسه من لذت بخش بود امروز اتفاقی چشمم خورد به یه مطلب درباره غارهای ایران یاد این آرزوی خودم افتادم که تو لیست دیدنی هام دخمه شاپور هست سرچ کردم دیدم تو کتابهام اد کردم بدون ریویو! شاید هم ریویو نوشته بودم واسش ولی با حذف اکانت قبلیم از بین رفته
ابراهیم زمانی آشتیانی نویسنده ای پرکار که تعداد اوراق های چاپ شده از او به بیش نیم میلیون صفحه می رسد و از لحاظ کثرت در ایران بی رقیب و در جهان با الکساندر دوما قابل مقایسه است.کتاب اسرار دخمه شاپور را می توان به عنوان یکی از آثار شاخص او نام برد. کتابی که پس از شروع کردن پایین گذاشتن آن کار دشواری است زیرا مسحور داستان آن خواهید شد.
اگر بخواهم این کتاب را از حیث تکنیک رماننویسی مدرن بررسی کنم، جایگاه چندانی نمیتوانم برای آن قائل بشوم. زبان روایی کتاب، روایت خیلی بلند و فصلبندی نشده، شکستن خط سیر داستان با روایات موازی، تکرار و تعلیقهای نابجا، ایرادات چندی است که میتوان بر آن وارد کرد. اهمیت این کتاب اما از حیث دیگری است. وقایع، در دخمههای شاپور و در اطراف کازرون میگذرد. سخن از نگهبانان اسرار کهن در میان است. سخن از تمدنی عظیم است که گویا سکوت و گوشهنشینی را خوشتر دارد. کوهستانی باید، تا این همه راز را در دل خود مخفی کند. کتاب پایان تلخی داشت. پایان آن، بیشباهت به پایان ما نبود. دستان فرزند ناخلف، که تمام برساختههای تمدنی عظیم را، از سر حسد و کینه و لجاجت، در دمی ویران میکند.