اولين كتاب بالاي هزار صفحه اي كه خوندم . اول راهنمايي بودم. حتا وقتي مهموني ميرفتيم همراه خودم ميبردمش و غرق در خوندنش ميشدم. فكر كنم براي اون سن و سال خيلي خوب بود خيلي به تخيل آدم پر و بال ميداد. ولي فقط يه قسمت كوچيك از كتاب يادم مونده اونجا كه شاهزاده پارسي از بالاي كوه سوار بر اسب وقتي باد توي شنلش ميپيچه داره دشتو نگاه ميكنه . نمي دونم چرا فقط همين جا يادم مونده
شرح حوادث سلطنت شاپور اول ساساني و جنگ او با امپراطور والرين و اسارت او شاپور يكم شاهنشاه ايران و انيران، دومين شاهنشاه ساساني و فرزند اردشير بابكان است. از ۲۴۱ تا سال ۲۷۱ ميلادي، به عنوان شاهنشاه ايران سلطنت كرد. در سكههاي اردشير، تصوير شاپور، به عنوان نايبالسلطنه، درج شدهاست. وي از شاهان بزرگ ساساني محسوب ميشود. او بيشاپور كازرون را به عنوان پايتخت خود انتخاب كرد. پادشاهي شاپور در واقع از اواخر پادشاهي پدرش آغاز شد چرا كه اردشير پس از فتح هترا سلطنت را به پسر واگذاشت و خود كناره گرفت. شاپور حدود سال 200 ميلادي به دنيا آمده بود و هنگام آغاز پادشاهي حدود چهل سال داشت. البته در آغاز با آنكه عنوان شاهنشاه داشت ولي به احترام پدر تاجگذاري نكرد و پس از درگذشت پدر اين تشريفات را انجام داد. سقوط شهر هترا طبق روايت هاي شرقي به دليل رعنايي شاپور و هوسبازي دختر حاكم شهر صورت پذيرفت.شاپور پدرش را در جنگها همراهي مي كرد و بدين گونه براي نبرد تجربه مي اندوخت و به راستي اين كار موفقيت هاي آينده او را در برابر روميان تضمين كرد.
تاریخ تکرار میشود چه در سلسله هخامنشیان چه ساسانیان چه در سرگذشت پادشاهان و سرسلسله آنها آیا روزی خواهد رسید که انسان ها بدانند که با سکوت میتوان خواسته هایشان را عنوان کنند و نظراتشان را متجلی کنند !؟ و چه زود دیر میشود . اردشیر بابکان چه نتیجه ای گرفت که قبل از مرگ از پادشاهی کناره گیری کرد!؟ و یا شاهپور از نصیره و میترا چه تجربه تلخی دریافت!؟
نثر کتاب و توضیحات بیش از حد بعضی جاها برای من کمی خسته کننده بود اما این ایراد کتاب محسوب نمیشه چون توصیفات جزبهجز ویژگی مثبتی برای تمام داستانهای اون دوره بوده و نویسنده هم در دوران خودش مینوشته.😊 جلد دوم رو بیشتر از بقیه دوست داشتم چون به تاریخ نزدیکتر بود و از طرفی شاپور هم واقعا در داستان حضور داشت. اما چرا دو ستاره دادم؟ ۱- تعریف و اغراقهای بیش از حد دربارهی زیبایی مهرنوش و در عین حال، نجابت و هوش و تدبیرش بسیار غیرواقعی و ناملموس بود. ۲- شخصیتهای گشتاسب و آذرگشسب خیلی آرمانیتر از اون بودند که بشه باورشون کرد. ۳- چیزهایی که دربارهی شاپور در تاریخ اومده، نشانهی کاردانی و در عین حال اسبتداد اون هست اما چیزی که در داستان میبینم یک شاه دهنبینه که استقلال رای نداره و مدام مادرش، گشتاسب یا آذرگشسب جوان به جای او تصمیم میگیرن. تنها جایی هم که خودش تصمیم گرفت فاجعه به بار اومد و اگر گشتاسب قهرمانانه به کمکش نیومده بود (به قول نویسنده:) ایران از صفحهی تاریخ محو میشد. من واقعا نتونستم دلیل این همه تضاد در شخصیت شاپور داستان و شاپور تاریخ رو پیدا کنم. ۳- شخصیت مانی و رمز و رازهای آتشکده خیلی باورناپذیر بود و استفاده از عنصر جادو به جای جذاب کردن داستان، از جذابیتش کاسته بود. ۴- تقلیل دادن علت پیروزی ایرانیان در یکی از بزرگترین جنگهای ایران و روم، به هوسرانی والرین خیلی مسخره بود. هیچ جوری نتونستم هضمش کنم. درسته که شاپور شاه بسیار بزرگی بود اما والرین هم امپراتور کوچکی نیست. این که شکستش رو فقط به عشق و هوسرانی ربط بدیم بیانصافی در حق شاه و امپراتوره. ۵- نویسنده در جلد دوم دختر شاه عرب رو نصیره نام میبره و در جلد سوم عایشه. از زنوبی هم چند جا به نام زینب یاد میکنه. انگار که فراموش کرده قبل از انتشار کتابش رو بخونه و به یاد بیاره که پیشتر چی نوشته بوده.😕
در مجموع؛ این کتاب به عنوان یک داستان ممکنه قابل پسند باشه اما به عنوان یک داستان تاریخی اصلا مقبول نیست چون تقریبا هیچ نشانی از تاریخ نداره. نقش تاریخ در این ۱۵۰۰ صفحه کمتر از ۲۰ درصده.
جز برترین کتاب های رمان تاریخی بود که ۴ سال پیش خوندم حتی وقتی سر کار بودم و وقت اضافه داشتم با ولع به سراغ آن می رفتم موضوع داستان برایم خیلی جذاب و شیرین بود. دوستی ایران و ارمنستان و جنگ با روم و... ادامه داستان که بسیار طولانیست چون در ۳ جلد چاپ شده و دوست دارم خودتون بخونید و لذت ببرید.