Jump to ratings and reviews
Rate this book

از نوشتن

Rate this book
Collection of essays and notes about writing.

183 pages, Paperback

Published January 1, 2014

2 people are currently reading
14 people want to read

About the author

فرشته مولوی

34 books39 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
0 (0%)
3 stars
1 (20%)
2 stars
3 (60%)
1 star
1 (20%)
Displaying 1 - 2 of 2 reviews
Profile Image for Mohammad Ranjbari.
267 reviews169 followers
January 14, 2021
منتقد در جایگاه روشنگریِ مباحث ادبی، در واقع این اختیار را دارد که در مقام دفاع یا اتهام از مباحث موردنظر قرار گیرد. نویسندۀ این کتاب در نخستین مقاله‌ها، ارزش و تأکید فراوان و برجسته‌ای بر مبحث نوشتار شخصی و به‌ویژه جستارنویسی دارد. این تأکید هم در مقالۀ اول و هم در مقالۀ دوم از کتاب روشن بود. جستارنویسی در غرب، شاید امری مثبت بوده و قاعده و چهارچوب روشنی داشته باشد، اما در ایران و در میدان ادبیات معاصرش، تبدیل به بلای خانمان‌سوزی شده است. هر نوشته‌ای که نویسنده توانایی منبع‌دهی و اثبات و سندیت نداشته باشد، به‌عنوان نقد و تحلیل شخصی تعریف شده و در بین اهل کتاب رسوخ می‌یابد. چه بسا کتاب‌ها و نوشته‌های فراوانی که در کسوت انتقاد و نقد و تحلیل خلق شده و مصرف می‌شود. جستارنویسی‌هایی که نویسنده و منتقد، شخصی‌ترین و گاه بی‌پایه‌ترین دریافت‌های خود را به موضوع مورد تحلیل بست و ربط می‌دهد. نوشتاری که نشان از منبع و سند و حجیت داشته باشد تا خواننده زبده و عادی، بدان رجوع داشته باشند، بسیار کم است. در این شرایط، تجویز و تعریف «جستار و جستارنویسی» سوراخ دعا را گم کردن است. انتقاد من از اولین مقالات مجموعه در این است که باید علاوه بر مبحث روشنگری، به روش‌های کاربردی و کیفیت بخشیدن به ادبیات نیز اندیشید. دانسته‌های ما باید در مسیر رفع نقایص و یا بهبود حقایق باشد نه در توضیح و حجم‌دهی به مسائل متعدد موجود.

نیمۀ دوم کتاب، برتری محسوسی بر نیمۀ اول دارد، بخصوص مباحث مربوط به حس و حال نویسنده و جامعه. بخش سوم کتاب، ارتباط چندانی با عنوان و کلیت کتاب ندارد، اما همان جستارنویسی‌ و به‌عبارتی بررسی‌نگاری‌های نویسنده در موضوعات مورد علاقه‌اش است.
صرف نظر از محتوای کتاب؛ زبان و ویراستاری نوشته، می‌توانست بهتر از این باشد و ارائۀ عذر ناموجه نویسنده در پیشگفتار کتاب، بر وجود برخی عدم انسجام‌ها مُهر تایید نزند.

1399/10/25

Profile Image for محمد یوسفی‌شیرازی.
Author 5 books208 followers
August 29, 2016
نامی که بر جلد کتاب نشسته، خواننده را به این گمان می‌اندازد که مطلب‌های آن تماماً به نوشتن و اصول و آداب و نکته‌هایش مربوط است؛ اما چنین نیست. درواقع، شاید فقط بخش نخست آن را بتوان مستقیماً به این مقوله مربوط دانست؛ آن‌هم به‌شکلی ناقص و دربرگیرنده‌ی فقط بخشی از اصول و آداب نوشتن.
نویسنده کتاب را در سه بخش تدوین کرده است. بخش یکم یادداشت‌هایی است درخصوص نوشتن و به‌طور مشخص، انواع و اقسام نوشته. به‌بیان روشن‌تر، مولوی در این قسمت چندان وارد جزئیات نثر و چندوچونِ زبان نوشته نشده و صرفاً قواعدی کلی درباره‌ی گونه‌هایی از نوشتار به‌دست داده است. بخش دوم دربرگیرنده‌ی یادداشت‌هایی است عموماً درباره‌ی درست‌نویسیِ چند واژه و اصطلاح و نیز کلی‌گویی‌هایی درباب حال‌وهوای غالب در زبان فارسی و یکی‌دو مبحث درباره‌ی ادبیات و داستان. بخش سوم موضوعی دارد یک‌سره متفاوت با آن‌چه از عنوان کتاب برمی‌آید. این قسمت آشکارا زیرشاخه‌ای از نقد ادبی است؛ منتها نقدهایی نه‌چندان دست‌اول و پرنکته، بل‌که سرشار از کلی‌گویی و انشاپردازی و حرف‌های بی‌مثال‌ونمونه و گاه اثبات‌نشده. در جاهای پرشماری هم تکرارِ واضحات و لفظ‌پردازی‌هایی نافایده‌مند مشاهده می‌شود.
فهرست مطلب‌های کتاب به این قرار است:
بخش یکم. ازخودنوشتن: رسمی نو، درسی نو؛ جستار هم‌چون فرم ادبی؛ زندگی‌نگاری: از فن تا هنر؛ سفرنگاری: هم‌گامی نویسنده و مسافر؛ وبلاگ‌نویسی: سرگرمی یا فرهنگ‌سازی؛ بررسی‌نگاری: از آشناسازی تا راه‌گشایی.
بخش دوم. فارگلیش؛ تهرانتو؛ تا ثریا می‌رود دیوار کج؛ مته به خشخاش ۱: اهالی وبلاگستان، شما اهل قلمید؛ مته به خشخاش ۲: وبلاگ بهتر است یا بلاگ؟؛ نگاهی گذرا به زندگی‌نامه‌نویسی؛ شکوِه از میل عربانه در قلمرو داستان فارسی؛ صدایی از آنِ خود؛ داستان راوی؛ جوان‌مرگی نویسنده؛ افسانه‌ی دل‌افسردگان؛ کمدی انسانی و تراژدی نویسنده.
بخش سوم. از عاشقانه تا مادرانه، از غزل تا روایت؛ ابله روی تپه و طلسم ابهام و ایهام؛ آنی که نیما دارد؛ دخت خلف دخو؛ و این زنان ساده‌ی کامل.
به‌اعتقاد من، نثر کتاب در بسیاری جاها اصلاً مناسبِ نوشته‌ی علمی و غیرادبی نیست. سبکِ نوشتن مولوی را می‌توان در دو سطح واکاوید: یکی در سطح واژگان و دیگری در سطح نحو. سبک‌وسیاق نثر او در لایه‌ی واژگان به‌شکلی چشم‌گیر، پویا و پرتوان و خلاقانه است و از نوآوری‌هایی جالب‌توجه می‌توان در آن سراغ گرفت‌. بااین‌حال، در پاره‌ای از بخش‌ها با عامیانگیِ داستانی و ادبی آمیخته است که چندان درخور نثرِ معیار نیست. در لایه‌ی نحو باید گفت نثرش چندان تعریفی ندارد و مناسبِ این گونه‌ی نوشتاری نیست. درواقع، جمله‌بندی نوشته‌های او در جاهایی درازنویسانه و پرگویانه و گاه پرتعقید است و تااندازه‌ای زیر نفوذ ساختار جمله‌بندی زبان‌های غربی. این در حالی است که خود نویسنده، دست‌کم در بخش‌هایی از فصل‌های اول و دوم، موضوع کارش را پرداختن به چم‌وخم‌های ساده‌نویسی و بی‌تکلف‌گویی قرار داده و مخاطب را از دشوارنویسی پرهیزانده است. برای‌این‌که سخنی بی‌سند نگفته باشم، یکی‌دو نمونه از بخش‌هایی را که به‌لحاظ نحوی تودرتو و پیچیده است، در زیر می‌آورم:
«هریک از نوشته‌های آمده در این کتاب _ مانند و همراه با نوشته‌هایی نیامده از جبر و ترسِ ایراد مجوزی_ به زمانی و شیوه‌ای دست‌آوردِ مشقِ درنگیدن،‌ اندیشیدن و نوشتن در ژانرهای گوناگون و با هدف‌های دیگرگونه بوده است.» (۷)
«کوشش برای پاسخ به پرسش‌هایی ازاین‌دست به این‌جا می‌رسد که دریابیم و بپذیریم که خواهی‌نخواهی در این‌گونه از نوشتار، واقعیت به‌قلم و ازدیدگاه نگارنده به خواننده ارائه می‌شود. این نه به‌معنیِ آزادی نگارنده در برساختن واقعیت به‌میل خود، که به‌معنی ناگزیریِ پذیرشِ سرشتِ ذهنی و نسبیِ یاد و تفسیر و نیز میزانی از خیال‌پردازی در پرکردنِ جاهای خالی است.» (۳۷)
روی‌هم‌رفته، این کتاب اثری میان‌مایه و نسبتاً بی‌نکته است و نمی‌توان آموزه‌های چندانی درزمینه‌ی بهترنویسی و اموری ازاین‌قبیل از آن به‌دست آورد. این نقص بیش از همه از آن رو است که نویسنده غالباً درگیر انشانویسی و لفظ‌پردازی است و کم‌تر کوشیده است مطلبی سودمند را بی‌حاشیه‌رفتن و رک‌وراست بیان کند. با تمام این‌ها، مقاله‌ی «افسانه‌ی دل‌افسردگان» را سخت پسندیدم و خواندنش را توصیه می‌کنم. موضوع محوری این یادداشت، ارتباط نوشتن و نویسندگی است با افسرده‌حالی.
Displaying 1 - 2 of 2 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.