«تجریش» که دومین اثر قائمیست، زندگی مشترک زن و مردی را به تصویر کشیده که داستان یکخطی جذاب و هیجانانگیزی ندارد و یکی از نمونههای مشابه است. زن و مرد داستان دو نیمهی یک شکل هندسی متقارن هستند که گذشت زمان زوایای آنها را تنبل کرده و اعتبار تقارنشان تنها به مدد تقویم قابل درک است.
از اون دسته کتاب هایی بود که شروع خوبی داشت درواقع ولی بعد از اون منو خسته کرد.خیلی کم پیش میاد از کتابی خسته بشم و حتی نخوام تا آخرش بخونم ولی این کتاب در حد 100 صفحه میتونست خیلی بهتر باشه و کمتر از حوصله خواننده خارج بشه و جملات بی مورد و بی ربط به داستان نداشته باشه و نثر قوی تری داشته باشه.برای من مثل یادواری پراکنده از جملات کتاب های مختلف بود که نتوست یه مطلب کلیدی از داستان که بعد از خوندن هر کتابی از نویسنده تو ذهنت ثبت میشه رو ثبت کنه.
داستان تلاش داشت با تغییر راوی و بازی با زمان از یکنواختی خارج بشه که خب جذابه اما یه جاهایی تشخیص ِ اینکه کدوم اپیزودا به هم ربط دارن شبیه بازی فکری می شد و کلافه کننده بود. دلم می خواست آخر داستان جور دیگه ای تموم میشد. شاید اونهمه تلخی که توی کل ماجرا جاریه از ابتدا، این توقع رو به وجود آورده بود. اپیزودهای درخشانی داشت و حس دلتنگی و سرگشتگی و تنهایی به راحتی قابل درک و پذیرش بود . انگار کسی تجربه های خود ِ ما رو مستند کرده باشه. قطعا کارای دیگه ی آقای قائمی رو هم خواهم خوند.
کتاب کاملا تک محور بود از دید من، جاهایی که نویسنده تلاش کرده بود دیالوگ بیاره بسیار ضعیف بود و با آنچه ک شخصیت رو توصیف کرده بود تفاوت زیادی داشت، من هر دوتا کار قائمی رو خوندم. و تفکر ش رو می پسندم اما ضعف این کتاب ایک در دیالوگ محوری و دیگری در تفاوت دو راوی ک داشت، ما کتاب رو در دو بخش میخونیم یک داستان فریدون و دیگری داشتان سوسن اما به قلم سوسن میرسیم تفاوتی با نگاه و قلم فریدون احساس نمیشه مگر در خیلی از جاهای بسیار کوچیک ، و همچنین ضعف در شخصیت پردازی ب وفور میشه دید ، ب نظرم این داستان بلند بود تا یک رمان ، اما من تفکرِ قائمی رو میپسندم و منتظرم ازشون کتابهای بسیار پر قدرت تر بخونم
This entire review has been hidden because of spoilers.