بعد از بیست سال که پیکرش برگشت، بچه های اهواز می دیدند که پیرمرد ها و بزرگان طایفه های اهواز چه سینه ای برای این تابوت چاک می کنند و چه اشک ها که می ریزند. ولی هیچکدام از ما او را نمیشناختیم. گذشت تا فهمیدیم علی هاشمی، کلید بسیاری از پیروزی های جنگ، سردار هور، گمشده ی مجنون، سیدالشهدای گمنام دفاع مقدس.. کسی بود که نه تنها در دوران حیاتش، که پس از آن هم گمنام ماند. تا محیا و مماتش در راه رضای خدا باشد. مردی که مانند هور ناشناخته ماند، تا امروز...
کتابی نسبتا ضعیف در مورد یک شخصیت بی نظیر و گمنام از تاریخ دفاع مقدس! صرفا تعدادی خاطره و روایت از زندگی شهید علی عاشمی نابغه جنگ و سردار هور، در این کتاب کنار هم جمع شده است. خاطراتی که برخی قدرت تبدیل به یک رمان دارند! اگر محتواهای خاطرات انقدر جذاب و ارزشمند نبود، قطعا به یک ستاره اکتفا میکردم!
بالاخره خوندمش! اسم این شهید رو اولین بار تو همون تشییع سال 89 شنیدم، بعدش چندین بار عکسشون رو جاهای مختلف دیدم، تا این که به این کتاب برخوردم. قلم کتاب اصلا جذبم نکرد ولی شخصیت دوست داشتنی ای که این شهید داشتن باعث شد تا ته کتابو بخونم.