گونتر فيگال، استاد فلسفه در دانشگاه فرايبورگ است. او كه صاحب كرسی هايدگر و هوسرل و به نوعی جانشين ايشان در اين دانشگاه تلقی می شود، از شناخته شده ترين هايدگرشناسان روز آلمان است كه از سال ٢٠٠٣ تا ژانويه ٢٠١٥ رياست جامعه هايدگر را نيز عهده دار بود. كتاب «درآمدی بر هايدگر» كه نخستين بار در سال ١٩٩٢ منتشر شده است، دقيقاً برای فهم مباني انديشه های او و تصويری نسبتاً جامع از وجوه مختلف آرای او راه گشاست و حتی در حوزه آلمانی زبان نيز با بارها تجديد چاپ، همواره منبع درجه اولی برای فهم انديشه هايدگر بوده است. اين كتاب بارها به درس گفتارهايی بازمی گردد كه هايدگر انديشه ها، مفاهيم و معانی مذكور در «هستی و زمان» را در آن ها پرورانده و توضيح داده است. نويسنده در يادداشتی كه برای ترجمه فارسي اين كتاب نگاشته، چنين مینويسد: «هدفِ این كتاب این بوده است كه اندیشهها و دیدگاههای پایهای هایدگر را پیش روی خواننده بنهد؛ البته این نوشته در پی این نیست كه خواننده را از تكتكِ مرحلههای بسیاری كه فلسفۀ هایدگر پشتسر نهاده، آگاه كند، بلكه میخواهد آن پرسش و مسألهای را نشان دهد كه همۀ مرحلههای فلسفۀ هایدگر بر گردِ آن سامان یافته اند. خواستِ این نوشته این نیست كه بارِ مطالعۀ مستقل و سنجشگرانۀ نوشتههای هایدگر را از دوش خواننده بردارد، بلكه به دنبال این است كه انگیزه بخش برای چنین مطالعهای باشد و آن را آسان كند.»
زبان عجيب و غريب مترجم، بيشتر به هيولاهاى گروتسك قصه ها شباهت دارد تا زبان فارسى. جايى كه سوژه "آگاهى يابنده" ترجمه مى شود و ابژه "برابرايست". وقت من خواننده ارزشمندتر از آن است كه بخواهم با متن ناسختۀ يك مترجم بى سليقه پنجه در پنجه بيندازم، مترجمى كه فراموش كرده اين كتاب، يك كتاب "مقدماتى" است، يك "درآمد" است. شايد هم فراموش نكرده، اما از آن جايى كه ترجمۀ اين كتاب تنها فرصتش براى خودنمايى بوده از تمام امكانات موجود براى هر چه بيشتر فاضل نشان دادن خود بهره برده است. مترجم در مقدمه تأکید کرده که ترجمۀ روان این کتاب "مقدماتی" ناممکن است. من ضمن معرفی کتاب مارتین هایدگر با ترجمۀ عالی "پویا ایمانی" به جناب مترجم، یادآوری می کنم که: چرا، ممکن است، به شرطی که مترجم منیت خود را از سر راه بردارد و اجازه بدهد متن نویسنده به مخاطب منتقل شود.