در کتاب The Science of Homeopathy که اولين چاپش در سال 1978 منتشر شد، دانشجويان هوميوپاتي ميتوانند با اصول هوميوپاتي چه از نظر تئوري و چه از نظر کار عملي آشنا و آموخته شوند. در اين کتاب جديد، يعني سطوح داروئي، موارد خاصي از اين دانش هوميوپاتي شرح و بسط داده شده و مطالبي نيز اضافه شده است. اين دانش در طي مشاهدات من در سي سال گذشته توسعه پيدا کرده و بدنبال آن موضوع The Science of Homeopathy کاملتر شده است.
توجه من روي تکميل موضوعات خاصي بود که قبلاً در کتاب The Science of Homeopathy به اختصار آورده بودم. با اين وجود تاکنون نتوانستهام روي بعضي مشاهدات آنطور که بايد قانع شوم. لذا ترجيح دادم انتشار آن را به تأخير اندازم تا پس از جمعآوري اطلاعات کاملتر از طريق بيماراني که درمان ميکنم، آن را به انجام رسانم. حدود بيست سال بعد از انتشار The Science of Homeopathy احساس کردم زمان انتشار اين کتاب فرا رسيده است. در حال حاضر شروع به گفتگو در مورد مشاهدات برنامه چهارسالهاي کردهام که در آکادمي هوميوپاتي کلاسيک در آلونيسوس يونان برگزار ميکنم. اين برنامه به مدت چند سال بهصورت درسهاي ويديويي در چند کشور دنيا ارائه شده است. نياز شديدي به اطلاعاتي وجود داشت که در کلاسهاي آکادمي در آلونيسوس به پانزده هزار دانشجو از سي و دو کشور مختلف جهان در ده سال گذشته از طريق دروس ارائه شده بود. اين نياز مرا تشويق به نوشتن اين کتاب که درواقع جلد دوم The Science of Homeopathy بود، کرد.
سطوح سلامتي حاوي نظرات من است که در طي چهل سال در ارتباط با بيماريهاي حاد و مزمن و اثرشان روي ساختار دفاعي، جمعآوري شده است. (رجوع به مقاله The Continuum of a Unified Theory of Disease منتشر شده در Medical Science Monitor، ژورنال آمريکايي در پزشکي رايج). اطلاعات موجود در مقاله در کتاب The level of Health جمعآوري و با جزئيات شرح داده شدهاند. اين اطلاعات به درک شرايط عمومي بيمار و ساختار دفاعيش کمک کرده و امکان تشخيص دقيقتر را فراهم ميآورد.
مثل موارد فوق، مشاهدات خود در رابطه با مشکلاتي که هوميوپاتها ممکن است هنگام درمان در برخورد با بيماران پيدا کنند را آوردهام. اين مربوط ميشود به آنچه که موانع درمان هوميوپاتي ناميدهام. معتقدم که براي هر هوميوپاتي دانستن اينکه چرا درمانش نتيجه مورد انتظار را نميدهد، لازم است. همه ما موارد ناموفق داشتهايم و بايد بدانيم که مشکل کجا قرار دارد و کي بايد از متخصصين در روشهاي ديگر استفاده کنيم. پس با داشتن اين اطلاعات ميتوانيم درمان را بهتر ارزيابي کرده و با تشخيص هماهنگ کنيم. علاوه بر اين، اگر هوميوپات دقيقاً بداند چه چيزي در حال اتفاق افتادن است، ميتواند آن را توضيح و اگر لازم باشد بيمار را ارجاع دهد، اين از خستگي هوميوپات و نااميدي بيمار جلوگيري ميکند.
مطالعه بيماران و گرفتن شرح حال چيزي است که قصد دارم در جلد سوم The Science of Homeopathy بياورم. دوست دارم جلد سوم را با تکيه روي درمانهاي بلندمدت بنويسم و تواناييهاي هوميوپاتي در درمان را نشان دهم.