Jump to ratings and reviews
Rate this book

برقصا

Rate this book
رقصنده ها از کوچه ها و فرعی ها و مغازه ها و خانه ها داشتند برمی گشتند به خیابان بهشتی. سنگ و بلوک های شکسته پخش و پلا بود وسط بلوار. چند پسر جوان داشتند نرده های وسط بلوار را می کندند و خیابان را بند می آوردند. پیرزنی که تو پیاده رو به تماشا می جنبید، می گفت: پسرای گلم نکُنین. نکَنین. اینا بیت الماله. یکی از پسرها که هنّ و هن کنان مستطیل آهنی سنگین را روی آسفالت می کشید، گفت: اون گلوله ها هم از بیت الماله که می زنن تو سینه ی من و تو. پیرزن مات و ساکت نگاهش کرد و بعد به طرف او رقصید.

384 pages, Paperback

Published January 1, 2024

Loading...
Loading...

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
0 (0%)
3 stars
0 (0%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
No one has reviewed this book yet.