توصیه بعضی ادم ها و بعضی کتاب ها هستند که به موضوعات معنا میدن در مقابل خیل کثیری هم تازکی ها پیدا شدند که همه چیز رو از معنا تهی می کنند. مثل وقتی کسی بخاطر فرار از سربازی میاد دکتری میخونه و اون رو بی معنا می کنه یا وقتی سر کلاس حکمت و هنر نشستی و استاد طوری درس میده که احساس می کنی خودش هم حرف های خودش ر قبول نداره و فکر میکنی این چیزا مسخره و الکی هستند.
در جست و جوی حکمت فراموش کردیم که پیامبر گفت: "اگر کسی چهل روز خالص برای خدا باشد، خداوند حکمت را از قلبش بر زبانش جاری میکند" تشنه بودیم و دنبال آب گشتیم این وسط عده ی کثیری از کاسه فروشان از آن چشمه چشیده و نچشیده کمی از آب چشمه را مضاف و شور و ناخالص در کاسه کردند و از ما خواستند که برای رفع تشنگی کاسه ای از ان ها بخریم.
این حکایت این روزهای نشر کتاب در حوزه حکمت هنر اسلامی است. انبوهی از اباطیل رب و بی ربط از طوطیانی که کارشان پر کردن صفحات کتاب است همین ...
در این میان این کتاب، پس از مدت ها آن تشنگی را فرو نشاند. کتابی شیرین مختصر و مفید. اما کاش امثال نویسنده بیش از این دست به قلم می شدند تا عرصه بر کاسه فروشان تنگ می شد. شاید هم باز فراموش کردم که حکمت از دل مومن مخلص میجوشد و نیازی به کتاب نیست. شاید به قدر کافی تشنه نشدیم ... شاید
آب کم جو تشنگی آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست
معرفی کتاب حکمت هنر و زیبایی در اسلام، از چهار گفتار تشکیل شده که ماحصل جلساتی است که فرهنگستان هنر پیرامون فلسفهو حکمت هنر ترتیب داده و در آن هر یک از اساتید و صاحب نظران مطالبی را به صورت خلاصه ارایه داده اند.
نویسنده در گفتار اول از آن جا شروع می کند که اصلا بحث از زیبایی شناسی اسلامی امکان پذیر است یا خیر. با اشاره کوتاه به سیر تاریخی مفهوم زیبایی شناسی و تحول آن پس از دکارت، میان تلقی مدرن و پیش از آن از هنر و زیبایی شناسی تفاوت قائل می شود. ازین جاست که بحث از زیبایی شناسی به معنای مدرن را در مورد هنرهای اسلامی ممکن نمیداند. در ادامه به طرح سه مضمون حسن، تجلی و عشق و ارتباط آن ها با مفهوم زیبایی می پردازد. که در متون عرفانی عالم اسلامی طرح شده اند.
در گفتار دوم با رجوع به فتوت نامه ها به فرایند اموزش هنر در عالم اسلامی می پردازد. اهل هر حرفه در حلقه ی خود متاثر از گرایش های صوفی گرانه به نوشتن فتوت نامه ها می پرداخته اند. در این فتوت نامه ها ریشه و سلسله ی اموزگاران آن حرفه یا هنر به یکی از پیامبران و در نهایت به امام علی میرسیده. هر هنراموز ابتدا ایین فتوت و جوانمردی می اموخته و سپس حرفه و مهارت را. در ادامه به هنر اسلامی و هنر مسیحی پرداخته و این که هر دین و به تبع آن هنر آن تجلی یک اسم از اسمای الهی است را شرح میدهد. گرایش هنر مسیحی به شمایل نگاری و هنر اسلامی به کلام و ... از موضوعات طرح شده در این بحش است.
گفتار سوم به معرفت هنری و هم چنین مساله ی معنی و صورت در هنر اسلامی می پردازد. معرفت هنری در عالم عرفان و به تبع آن عالم هنر اسلامی نه از طریق تفکر منطقی که از طریق تذکر است.
در گفتار چهارم و بحث از تنزیه و تشبیه، و پس از آن تشبیه و سمبولیسم ارتباط میان معنی و صورت بیشتر باز می شود. نویسنده به جدال میان فقه، کلام و از آن سو عرفان اشاره میکند. اهل کلامی که قائل به تنزیه اند و عرفایی که به تشبیه رو آورده اند. این بخش یکی از بخش های شیرین کتاب است که با آن به پایان می رسد.
کتاب در واقع متن پیاده شده یکی از درس گفتار هایی است که فرهنگستان هنر در سال 82 درباره زیبایی شناسی فلسفی برگزار کرده است برای من که هیچ زمینه ی ذهنی درباره نگاه فلسفی به هنر اسلامی و زیبایی شناسی در جهان اسلام نداشتم فوق العاده بود
کتاب حکمت هنر و زیبایی در اسلام از نظر ساختار و روششناسی، تلاشی برای ارائه یک چارچوب نظری در باب زیباییشناسی اسلامی است. اما یکی از مشکلات اصلی آن، رویکرد کلینگر و گاه پراکندهای است که به موضوعات دارد. پازوکی در این کتاب بهجای ارائه یک تحلیل نظاممند، بیشتر به طرح کلی مباحث پرداخته و از تبیین دقیق مفاهیم یا ارائه اسناد تاریخی و مقایسهای کافی خودداری کرده است. به عنوان مثال، در مبحث تنزیه و تشبیه که از مهمترین مباحث کتاب است، نویسنده بهجای آنکه یک مسیر منطقی از مفاهیم قرآنی، حدیثی و عرفانی تا هنر اسلامی ترسیم کند، بیشتر به ذکر مواردی پراکنده از نسبت عرفان و هنر پرداخته است. همچنین، ارتباط مستقیمی میان نظریات او و آثار هنری مشخص اسلامی ارائه نشده است. این امر باعث میشود که استدلالهای او گاه به برداشتهای شخصی نزدیک شوند. و یا در گفتار اول پازوکی از یکسو زیباییشناسی اسلامی را بهعنوان شاخهای مستقل انکار میکند، اما از سوی دیگر، نوعی بنیان عرفانی برای آن معرفی میکند. قیاسهای او با فلسفهٔ غربی و دیگر سنتهای دینی، اگرچه میتواند مفید باشد، اما روششناسی او در این قیاسها دقیق نیست. علاوه بر این، ادعای او دربارهٔ ماهیت عرفانی زیبایی در اسلام نیز با استنادات و تحلیلهای دقیقی همراه نشده است. و به طور کلی مسئله اینجاست که آیا او مدعای خود را بهطور کافی بسط داده و با استدلالهای محکم مستدل ساخته است؟ از دیگر سو، کتاب فاقد انسجام کافی در فصلبندی است. برخی از مباحث (مانند مقایسه میان هنر مسیحی و اسلامی) بهطور گذرا مطرح شدهاند، بدون آنکه بهدرستی مورد تحلیل تطبیقی قرار گیرند. همچنین، ارجاع به منابع اصلی (مانند ابن عربی، سهروردی یا ملاصدرا) در بسیاری از بخشها ضعیف است و بیشتر به تأویلهای کلی اکتفا شده است.
نقاط قوت: - پازوکی توانسته است زیباییشناسی اسلامی را در پیوند با عرفان اسلامی بررسی کند و بر اهمیت این پیوند تأکید ورزد. این امر، برخلاف برخی پژوهشهای مدرن که زیباییشناسی اسلامی را صرفاً در قالب تحلیل فرمالیستی بررسی میکنند، نقطه قوت محسوب میشود. - طرح مسئله تنزیه و تشبیه و تأثیر آن بر هنر اسلامی از مباحث ارزشمند کتاب است که در متون فارسی کمتر به آن پرداخته شده است. نقاط ضعف: - کتاب فاقد استدلالهای مستند و عمیق برای برخی ادعاهاست؛ برای مثال، این ادعا که «هنر اسلامی ارتباط ذاتی با عرفان اسلامی دارد» بیشتر بر مبنای پیشفرضهای نویسنده بیان شده و شواهد کافی برای آن ارائه نشده است. - تحلیلهای تطبیقی، بهویژه در مقایسه هنر اسلامی و مسیحی، سطحی هستند و نیاز به بررسی دقیقتری دارند. - برخی از مفاهیم کلیدی زیباییشناسی، مانند ذوق یا تقلید، بهدرستی واکاوی نشدهاند.
این کتاب گامی مهم در راستای معرفی مفاهیم زیباییشناسی اسلامی است، اما همچنان با چالشهای روششناختی و استدلالی مواجه است. نویسنده در برخی موارد از تحلیلهای عمیق تاریخی و تطبیقی غافل شده و بیشتر به تفسیرهای کلی بسنده کرده است. با این حال، طرح مسئله تنزیه و تشبیه در هنر اسلامی و پیوند آن با عرفان، از نقاط قوت کتاب محسوب میشود. برای مطالعات آینده، لازم است که پژوهشگران این حوزه با استفاده از روشهای تحلیلی و تطبیقی، رویکردی مستندتر به زیباییشناسی اسلامی داشته باشند و ارتباط آن را با نظریات فلسفی و هنری بهطور دقیقتری بررسی کنند.
اول این که: وقت فارغ التحصیلی دوست کتابخون خوابگاهیات که برسه، تند و تند کتابایی که اون داره و تو نداری رو میخونی تا از آخرین روزها بهترین استفاده رو برده باشی.. این کتاب رو از مهدی شهریاری عزیزم گرفتم و خوندم، چند روز قبل از این که پایان نامهاش رو دفاع کنه و (احتمالا) برای همیشه از خوابگاه بره..
دوم آن که: برای من، که چیز چندانی از زیبایی شناسی و اسلام نمیدونم (و منطقا از زیبایی شناسی اسلامی نیز!) این کتاب مثل جرعهای آب برای در کویر ماندهای بود - که لاجرعه نوشیدماش.
سیّم آن که: بحث کارگاه نیستی و نظرات لطیف مولانا در باره ارتباط هنرمند با حضرت حق، و مفاهیم حسن و تجلی بیاندازه برای من شیرین بودن. اون جایی که مولانا میگه: چون شنیدی شرح بحر نیستی / کوش دائم تا بر این بحر ایستی چونکه اصل کارگاه آن نیستی است / که خلاء و بینشان است و تهی است جمله استادان پی اظهار کار / نیستی جویند و جای انکسار
***
هست مطلق، کارساز نیستی است / کارگاه هست کن، جز نیست چیست بر نوشته هیچ بنویسد کسی / یا نهالی کارد اندر مَغرسی کاغذی جوید که آن بنوشته نیست / تخم کارد موضعی که کشته نیست ای برادر موضع ناکشته باش / کاغذ اسپید نابنوشته باش..
رابطه مولانا با شعر، و گله و شکایت بردن از "بیت و غزل" - و فتوت نامهها از سایر جاهای جالب این کتاب برای من بودن.
و چهارم: از قدح گر در عطش آبی خورید / از درون آب حق را ناظرید آن که عا��ق نیست او در آب در / صورت خود بیند ای صاحب بصر
من رو به یاد افسانه یونانی نارسیسوس انداخت، پسر چوپان زیبارویی که عاشق شکست خوردهاش جادوش میکنه تا عاشق تصویرش در برکه بشه - و از غم نرسیدن به تصویرش کنار برکه میمیره و از گورش گل نرگس رشد میکنه..
کتاب حکمت هنر و زیبایی در اسلام از مجموعه کتابهای فلسفه و حکمت فرهنگستان هنر نوشته دکتر شهرام پازوکی را تمام کردم. این کتاب کوچک حقیقتا سلیس و روان نوشته شده و مبانی فلسفی هنر اسلامی را خوب توضیح داده. دو تا از سوالات کنکور دکتری هنر که دیروز داشتم از این کتاب بود.