What do you think?
Rate this book


112 pages, Unknown Binding
First published January 1, 2014
هنوز پیــش منـــی یا مـن این گمان دارم
من از وجــود تو با خویش صـد نشان دارم
هنوز هرم نفس هات بر تنــم باقی است
هنوز شـــــــهد لبان تو در دهــــــان دارم
هنوز طعمی از آن خوشگوار باده ی وصل
که دوش با تــــو کشیدم به کام جان دارم
دلـــــــــم گرفتــــــه تر از روزهای بارانــــــی است
فضـای سینــــــه چو پاییز سرد و طوفـــــانی است
سکوت پاک شــــما نازم ای ســـــــــــــگان و ددان
که هر چه می کشم از های و هوی انسانی است
به نیستــــــــــی و فنــــــــــا می گریزم از هستی
که لحظــــــــــــــه ها همه آبستن پیشمانی است