Jump to ratings and reviews
Rate this book

آن گوشه‌ی دنج سمت چپ

Rate this book
با این که تنها دویدن را دوست دارم، با این که مسیرهایی را انتخاب می‌کنم که با آدم‌ها روبه‌رو نشوم، با این که ساعاتی را برای دویدن انتخاب می‌کنم که خلوت‌ترین ساعات شبانه‌روز هستند، همیشه یک جور نیاز به دیده شدن در وجودم هست. حتا وقتی تا کیلومترها ماشینی دیده نمی‌شود و اتوبان خالی خالی است، همیشه فکر می‌کنم کسی هست که مرا می‌بیند. کمرم را صاف می‌کنم و استیل دویدن را نگه می‌دارم. حتا با آن نفر خیالی حرف می‌زنم. مثلاً می‌گویم: شما چطورید؟ من بد نیستم و فکر می‌کنم امشب شب خوبی باشد. یا می‌گویم: می‌دانی! زندگی تکرار نمی‌شود و این عمل کردن را غیرممکن می‌کند. اما می‌شود بهترین حس را داشت و من گاهی دارم.

بخشی از داستان

چه دلیلی دارد که آدمی سرحال و ترکه‌ای مثل من هر شب ده کیلومتری را بدود، تقریباً بدون توقف. من نه اضافه وزن دارم و نه سیستم قلب و عروقی بدنم دچار اشکال خاصی است. پس با یک الگوی متعادل‌تر هم می‌توانم ورزش کنم. کمی غیرمعقول به نظر می‌رسد. تا به حال برایم این طور نبود؛ خیلی هم دل چسب و حماسی به نظرم می‌آمد. دونده‌ی خستگی‌ناپذیر. مرد تنهای سفیدپوش خیابان‌های شهر. این حس‌ها بیشتر می‌شود. به خصوص اگر در جهت خلاف حرکت ماشین‌ها بدوم.

100 pages, Paperback

First published January 1, 2008

3 people are currently reading
87 people want to read

About the author

مهدی ربی

3 books14 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
15 (6%)
4 stars
53 (21%)
3 stars
93 (37%)
2 stars
55 (22%)
1 star
31 (12%)
Displaying 1 - 27 of 27 reviews
Profile Image for sohrab mohajer.
115 reviews14 followers
September 7, 2015
تکه و بریده هایی نا پخته و سقط جنین شده از لحظات گذرای زندگی روزمره
Profile Image for Parisa Soltani.
128 reviews21 followers
July 16, 2022
هیچ کس هنگام رد شدن از «پل» به او فکر نمی کند. به گشاده رویی اش. به پیوند زدنش. آن طرفی ها به این طرفی ها و این طرفی ها به آن طرفی ها فکر می کنند.فقط. هیچ کس به او توجهی ندارد حتی رودخانه ای که پل کوچولو پاهایش را در آن فرو کرده و حتی گل های روان و ماهی ها. از هر طرف به جایی وصل است در حالی که به هیچ کدامشان تعلق ندارد. هیچ کس بر نمی گردد و به مسیری که روی پل جلو آمده نگاه کند. هیچ کس روی پل نمیخوابد. نمی رقصد. نمی ماند.
مگر موقع ترافیک. و تازه با چه منتی و چه بی تابی ای برای رفتن و نماندن. هیچ کس با پل حرف نمیزند.
هادی پل خیلی گناه دارد.خیلی.
.
.
با این‌که تنها دویدن را دوست دارم، با این‌که مسیرهایی را انتخاب می‌کنم که با آدم‌ها روبه‌رو نشوم، با این‌که ساعاتی را برای دویدن انتخاب می‌کنم که خلوت‌ترین ساعات شبانه‌روز هستند،‌ همیشه یک‌جور نیاز به دیده شدن در وجودم هست. حتا وقتی تا کیلومترها ماشینی دیده نمی‌شود و اتوبان خالی خالی است،‌ همیشه فکر می‌کنم کسی هست که مرا می‌بیند


|از متن کتاب|
Profile Image for Hodove.
165 reviews176 followers
November 1, 2017
مجموعه ۱۳ داستان کوتاه
یکی دوتا خوب چندتا معمولی و بقیه هم ...
بعضی از داستانهاش به خصوص اولی ها به نظرم خیلی شخصی رسید
تنها داستانی که دوست داشتم
•حالا میذاری بخوابم؟
Profile Image for صان.
429 reviews469 followers
June 25, 2019
شروع مجموعه طوفانی بود.
داستان اول، -آن گوشه دنج سمت چپ-یکی از بهترین داستان‌کوتاه‌های ایرانی‌ای بود که در زندگی خونده بودم.
نویسنده نگاهی جزئی‌بین داشت و حواس انسان رو کاملا در تمام داستان تنیده بود. بوها و تصویرها و حس‌های لحظه‌ای و مزه‌ها. مخوصا مزه‌ها که کاملا در داستان وجود داشتن و نوشته‌رو انسانی‌تر می‌کردن. خیلی تاثیرگذار بود. پر بود از لحظه‌های خلوت انسان. نویسنده خیلی خوب دقت کرده بود به جزئیات. و نشونه‌های بی‌معنی ولی ممکن‌المعنی.
داستان دوم هم همینطور، اما در داستان‌های بعدی، کم‌کم این سبک نوشتن حفظ می‌شد اما موضوعات و موقعیت‌هایی که داستان می‌ساخت خیلی معمولی و حتا گاهی زرد می‌شد. البته منظور من این نیست که سوژه داستان باید والا باشه و فلان. خیر. داستان می‌تونه از سطحی‌ترین اتفاق‌های زندگی ایده بگیره، اما مهم اینه که چطوری پرداخت می‌شه. از چه زاویه‌ای بهش نگاه کرده می‌شه. در داستان‌های ضعیف این مجموعه، هیچ نگاه جذاب‌تری وجود نداشت. روایتی در سطح اتفاق می‌افتاد، اما همچنان قلم قوی‌ای داشت که باعث می‌شد دوست داشته باشی داستان رو بخونی و پس‌ات نزنه.

با همه‌ی این‌ها از نویسنده‌ش خوشم اومد و حتما مجموعه داستان بعدی‌ش رو هم می‌خونم و انگار اون مجموعه متاخر هست نسبت به این مجموعه و خیلی می‌خوام ببینم چه تفاوتی می‌کنه.

نقطه قوت‌اش نثر قوی و نگاه تیزبین نویسنده بود و نقطه ضعفش دم‌دستی بودن موقعیت‌ها در -بعضی- داستان‌ها.
Profile Image for دانیال عماری.
Author 1 book29 followers
March 23, 2020
این مجموعه داستان را به پیشنهاد دوستی در تخفیف یک کتاب‌فروشی محله‌ای خریدم. فرصت کوتاهی دست داد بین دو کتاب سنگین، که این مجموعه را تورق کنیم.

کتاب ۱۳ داستان کوتاه را شامل می‌شود، که به جز یکی دو اثر همه در ناپختگی به سر می‌برند. داستان «قربانی ابراهیم»، «هیچ چیز بااهمیتی وجود ندارد» آثاری هستند قابل بحث که در زمینه موضوعی و فرمی تمهیدات خلاقانه‌ای در آن‌ها شاهد هستیم. بافی داستان‌های کتاب پر است از شخصیت‌های پرداخته نشده، نگاه سطحی به مسائل و از همه اذیت‌کننده‌تر دیالوگ‌های ضعیف و بی‌جان.

داستان‌های مجموعه نیاز به یک بازنویسی اساسی دارند. ادعای روایت‌ها ساخت و تصویر شخصیت‌های داستانی هستند، تمام نظام‌های روایت در همین جهت تنظیم شده‌اند اما در نهایت با تعدادی اسم که به تیپ هم تبدیل نمی‌شوند روبرو می‌شویم.

نویسنده به توصیفات طولانی پناه می‌برد. توصیفاتی که با وجود تشکیل حول شخصیت، همچون بخشی اضافه به بدنه‌ی فرم داستان به نظر می‌رسند.

نگاه نویسنده به مسئله عشق، زندگی مشترک، جنایت و تمامی ابژه‌های پرداخته شده به شدت سطحی و ساده‌انگارانه است. تلاش دارد سمپاتی نوجوانانه‌ای برقرار کند و با ساخت فضایی عاطفی جهان داستانش را بپردازد، که نتیجه مشخص است.

عمده آثاری در طراحی نظام‌های روایت شفاف برخورد می‌کنند. پیرنگ و شخصیت‌پردازی در محوریت به سر می‌برد ولی فقدان ایده و نگاه شخصی نویسنده و کوتاهی در برخورد تکنیکی با آثار دست از سر داستان‌ها برنمی‌دارد.

جالب توجه برای شخص من، جوایزی بود که به این مجموعه داده شده. به گونه‌ای که مجددا برخی از داستان‌ها را مطالعه کردم. اما برای من، تنها راه نهایی شک کردن به ارزش‌های پذیرفته شده در جشنواره‌های‌مان است.

آثار این کتاب، مجموعه‌ای جهان داستانی است به طراحی گذرا و پر عجله. فاقد تکنیک و تمهید در ساخت شخصیت با وجود محوریت این نظام در روایت. مجموعه‌ای برای آموزش چگونه دیالوگ ننوشتن!

دانیال عماری، فروردین ۹۹
Profile Image for Saman.
1,166 reviews1,074 followers
Read
December 5, 2012
در زمانی که همه چیز متوسطِ به پایین است: از درآمد و زمام‌داری و موسیقی و تئاتر و سینما و آدم‌ها و ادبیات و فرهنگ گرفته تا آن‌جا که دیگر حوصله‌ای برای خواندن و نوشتن و حتی زندگی کردن برایت نمی‌ماند از بس که همه چیز و همه کس متوسط‌اند. کوتوله‌اند. به قول مولای روم: شرح این هجران و این خون جگر، این زمان بگذار بگذار تا وقت دگر
مهدی ربی) مجموعه داستانی نوشته، مُهر چاپ سوم را بر خود دارد و تقریباً مجموعه داستانی‌ست شسته‌ رفته. زیاد با کلمات بازی نکرده و در روایت‌هایش نه کم گذاشته و نه زیاد شخصیت‌های داستانش را پر رنگ کرده و نه کم رنگ. همه متوسط‌ اند. چون شاید نویسنده می‌داند که در زمانه‌ی متوسط‌ها و کوتوله‌ها زندگی می‌کنیم
****
خب یادداشت بالا رو ظاهرن و باطنن بهار 1388 نوشتم. این کتاب رو دارم باز خوانی می‌کنم. احساس می‌کنم ارزشش را داشت و دارد
Profile Image for سارینا.
97 reviews34 followers
April 1, 2018
مجموعه ی 13 داستان که 5 تاش رو خیلی دوست داشتم.
ملیحه واقعن داستان قشنگی بود به نظرم.
یک جاهایی نویسنده به چیز هایی دقت کرده بود که ممکنه ما خیلی راحت ازش رد شیم، مثل داستانِ پل ها.
داستانِ حالا می ذاری بخوابم؟ کوتاه اما تاثیر گذار بود.
یک جاهایی واقعن شگفت زده می شدم از داستان ها. همش منتظر بودم ببینم یعنی این دفعه چی میشه؟
درهرصورت مجموعه ی داستان دومِ نویسنده رو هم با عنوانِ " برو ولگردی کن رفیق " به زودی می خونم.
Profile Image for Payam.
39 reviews11 followers
May 30, 2008
گاهی این راکه برای دوست داشتن هم بایدتلاش کردنمی فهمم
تلاش های یک طرفه
این که دوست داشتن به شکل ناگهانی وغیرقابل کنترلی
دریک طرف رشدکندبزرگ شودودیگری اصلابی خبرباشدیابی تفاوت
رنجی که باعث رشدخودبه خودی یک طرف وکوچک شدن بی دلیل طرف مقابل شود
Profile Image for Forough.
95 reviews2 followers
November 3, 2015
مجموعه داستان خوبی ست،البته همه داستان هایش در یک سطح نیستند .


Profile Image for Saeed tavakoli.
50 reviews4 followers
March 2, 2016
سیاه‌مشق‌های یک نویسنده جوان. اگر که کتاب اول نویسنده نیست که وای.نویسنده فرم داستان کوتاه رو میفهمه. تجربه‌های نویسنده رو میخونیم در حالی که هنوز خام‌اند ولی انگار این اقبال رو داشته که چاپ بشه.
Profile Image for Amirreza Piw.
131 reviews1 follower
November 21, 2016
کتاب خوبی بود. تعداد متناسبی از داستان های کوتاه بود که بخصوص تم جنوبی داستان ها و پایان های غافلگیرانشون دلچسبش میکرد و بعلاوه نویسنده اهل زیاد حرف زدن هم نیست ! البته تو تلاش هایی هم که واسه استفاده از آرایه ها داره چندان موفق نبوده. در کل اگر چیزی میخواین که تو فواصل کوتاه بشه خوندش به شدت پیشنهاد میشه !
Profile Image for Shakiba.
103 reviews8 followers
October 19, 2017
هیچ کس با پل حرف نمی زند. اگر هم کسی رویش بایستد و با خودش خلوت کند با رودخانه و آسمان و باد و ساحل های دو طرف حرفش را می زند و اصلا یادش می رود کجا ایستاده . نمی فهمد همه ی زیبایی هایی را که از آن جا می بیند مدیون پل است. هادی پل خیلی گناه دارد . خیلی.

داستان "پل ها" از مجموعه داستان "آن گوشه دنج سمت چپ " مهدی ربی
Profile Image for Behzad.
652 reviews121 followers
November 7, 2018
داستان های "ملیحه" و "دوچرخه سوار" و "حالا می ذاری بخوابم؟" سه امتیاز میگیرن. به این دلیل که عنصر غافلگیری رو تا حدی داشتن. توصیف و زبان پذیرفتنی ای داشتن. موضوع و پیرنگشون تازگی هایی داشت، اگه سراسر تازگی نبود.
بقیه صفر و زیر صفر.
بعضی از داستان ها، از جمله داستانی که عنوان کتاب رو یدک میکشه، اینقدر چرند بودن که نگو. نه زبان خاصی داشتن، نه شخصیت به یاد ماندنی ای، نه پیرنگ درگیر کننده ای؛ نه موضوع یا اتفاق یا شیء یا گفتگو یا توصیف یا بینش تازه ای توشون وجود داشت، نه به قول معروف متعهد بودن به دردهای زمانه شون.
یه سری گفتن های بی دلیل از یه سری بُرش های بی دلیل از یه سری زندگی های بی دلیل که تقریبن همه شرح زندگی طبقۀ متوسط بودن.
و خب باز هم نمیدونم بر چه مبنا جایزه داده شده به این کتاب.
Profile Image for فاطمه .
65 reviews3 followers
March 3, 2018
از معدود داستان کوتاه هایی که صرفا توصیف نیست و واقعا داره یه اتفاقی می افته و داستان موقعیت نیست در واقع. این کتاب رو به نسبت کتاب دیگه ی مهدی ربی بیشتر پسندیدم. دارم بعد از مدت ها براش این ریویو رو می نویسم اما هنوز داستان اول که توی قبرستان هست و داستانی که پسر به عنوان راننده تاکسی دختر معلولی رو سوار می کنه رو یادمه.
Profile Image for Foroogh.
32 reviews21 followers
June 24, 2020
مهدی ربی این مجموعه داستان را در دهه 20 زندگی اش نوشته است. این را باید بخاطر داشت و به داستان ها از دریچه چشم جوانی نگاه کرد که تلاش می کند دنیای اطراف را فارغ از سنت ها و چارچوب های کهنه ببیند.
مانند هر مجموعه داستانی، بالا و پایین دارد، بعضی داستان ها مثل ملیحه، مقبره، آن گوشه دنج سمت چپ و قربانی ابراهیم به یاد ماندنی هستند و بعضی دیگر نه چندان. از لحاظ ساختاری، ربی به شیوه داستان نویسی که در کلاس و دانشگاه تدریس می کند وفادار است، ایده اصلی داستان در تمام آن شبکه می شود، داستان ها چند لایه اند و با هر بار خواندنشان لایه جدیدی آشکار می شود. از لحاظ محتوا داستانی مثل ملیحه واقعا منحصربفرد است، اولین بار بود که من داستانی با مضمون عشق به محارم میخواندم. یا داستانی مثل گوشه دنج سمت چپ حرف نگفته دل هر کسی است که تلاش کرده عشق را بفهمد، مهدی ربی می گوید آن را زمانی نوشته که فکر می کرده عشق چیزی است که همه دنیا آن را فهمیده و به آن مشغولند و فقط خود اوست که جا مانده و داستان هم همین است، مردی که در کنار جاده می دود در حالی که دیگران سوار بر ماشین از کنارش می گذرند.

این مجموعه به قلب من بسیار نزدیک است، واقعا ایرانی است و حتما ارزش خواندن دارد.
Profile Image for Alireza Zamani .
107 reviews5 followers
June 28, 2023
با اینکه برو ولگردی کن رفیق رو قبل این کتاب خونده بودم و اونو بیشتر از این دوست داشتم از لحاظ زمان انتشار اما نمیدونم اون جلوتر بوده یا این، با وجود دو و سه تا داستان نسبتا خوب بقیه زیاد جالب نبود برام، حس خامی میداد در ول کتابی نبود بخوام پیشنهاد مطالعه اش رو بدم.
Profile Image for Mostafa.
209 reviews29 followers
January 25, 2020
مجموعه داستان بدی نبود؛ حس و حال خوبی داشت. شاید کمی ارتباط برقرار کردن باهاش، احوالات خاصی بخواد.
من بدم نیومد.
اگه یه مجموعه داستان کم‌حجم و حسی می‌خواید، بخونیدش
Profile Image for R.
385 reviews25 followers
July 2, 2012
از13داستان این مجموعه 11داستان با زاویه دید من راوی روایت می شود؛دو دیگر از نظرگاه دانای محدود به ذهن و تك گویی نمایشی. با توجه به آن كه دو دیدگاه یاد شده نشان از بیان دغدغه های درونی فرد است ، می توان گفت كه كانون روایتها درونی ست با نظرگاه من راوی اول شخص . من راوی كه از خود و جهان پیرامونش می گوید تا مارا به شناخت هستی شناسانه از فرد برساند و محور معنایی اثر را كه به گونه ای روان شناختی فردی ست حاصل گرداند.

به غیرازداستان مقبره كه داستان – خاطره محسوب می شود؛داستان پل كه نمادین است و داستان ملحیه كه می توانست در ژانر شگفت قرار گیرد؛ مابقی داستان ها رئا ل و از نوع واقع گرای مدرن و اجتماعی ست.

http://f-alizadeh.mihanblog.com/post/65
Profile Image for Eman.
56 reviews38 followers
October 23, 2012
مجموعه داستان مهدی ربی مجموعه ای از خوبها و بدها دارد و از نظر من جزء آن دسته مجموعه های با داستانهای یکدست نیست
نیمه اول کتاب داستانهای ضعیف و نیمه بعدی داستانهای گیرا و جذاب با نظرگاه های خواندنی
درکل به خواندش می ارزید.
Profile Image for Mina jvk.
76 reviews3 followers
April 16, 2018
اين كتاب رو سال ها پيش خوندم و تنها اسمش بود كه وسوسه م كرد براي خوندنش. يك داستاني بود كه دختري حالت تهوع داره و اخر قلبش رو بالا مياره و راحت ميشه. همين باعث شد جز كتاب هاي محبوبم قرارش بدم چون بعد از اينهمه سال هنوز اذت خوندن اون داستاني كه حتي اسمش يادم نيست زير زبونمه
51 reviews
January 20, 2008
آن گوشه دنج سمت چپ، قرباني ابراهيم و مليحه را بيشتر دوست داشتم.
Profile Image for Aria.
9 reviews13 followers
October 2, 2011
جزء داستان اول همان نام کتاب ارتباطی با بقیه ندارم نه اینکه ضعیف باشند اما ق.ی هم نیست
Profile Image for Mahsa.
10 reviews10 followers
November 17, 2012
میشه گفت از معدود کتابای فارسیه که عالی نوشته شده!ا
هر داستانش کلی آدمو درگیر خودش میکنه...ا
حرفایی زده که هر نویسنده ای بهش اشاره نمیکنه!ا
یک کتاب و نوشته های متفاوت...ا
Profile Image for Reyhaneh.
85 reviews149 followers
March 16, 2009
داستانهاش ضعیف بود به نظرم . نیمه کاره رهاش کردم
Displaying 1 - 27 of 27 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.