روشنفکر ایرانی هنوز از جمع خلایق بریده است دستی به مردم ندارد و ناچار خود را هم دربند مردم نمی داند. به مسائلی میاندیشد که محلی نیست وارداتی است و تا روشنفکر ایرانی با مسایل محلی محیط بومی خود آشنا نشود و گشاینده مشکلات بومی نشود وضع از همین قرار هست که هست چون...روشنفکر ایرانی در محیط بومی خود تحقیر می شود...ناراضی است پس در جستجوی روزگار بهتری هم هست درست است که فعلا جرات عمل ندارد و میترسد اما اگر به حد اعلای ترس که رسید پنجه در صورت پلنگی خواهد انداخت.... روشنفکر ایرانی به قول صادق هدایت همچون کندهای است که در کنار اجاق مانده و سیاه شده نه به آتش زیر دیگ کمکی کرده و نه چوب سالم باقی مانده ... در چنین وضعی اگر روشنفکر ایرانی بتواند از سرسپردگی به حکومت ها چشم بپوشد و برای رسیدن به مقامی که حق اوست تکیه به آزادی کند و به خلایق کثیری که آهسته آهسته دارند در حوزه تأثیر و تآثر روشنفکری قرار میگیرند... لیاقت خود را در حل مشکلات بومی...نشان دهد و از این راه دستی به خلایق کثیر پیدا کند و نفوذ کلامی در ایشان راه اصلی را پیدا کرده است 978-6225244863
معركس، عجب دنيايى داشتن، دنيايى كه امروز حسرتش واقعا خوردنيه، يه جمع باسواد و اهل فكر و مطالعه كه داراى اهداف آزاديخواهانه جذابي بودن به شدت از خليل ملكي دفاع مي كنه كه با خيلي از صحبت هاش موافقم، در يك كلمه جلال زندگى بوده
کتاب جالبی بود و جناب جلال بی رودربایستی و خیلی صمیمی نظرات و تحلیل خودش رو در بای موانع روشنفکری، مسئله زبان و تلقی خودشون رو از وضعیت احزاب ارائه داده. به نظرم کتاب هنوز کتاب تازه ایه و ارزش خوندن رو بارها و بارها داره.
امروز روز درگذشت مردی است که از مصادیقِ واقعی آن شعر سنایی و مولوی است: «مرگ چنان خواجه نه کاری است خرد». دربارۀ این مرد باشکوه و آن مرگ باشکوه خیلی حرفها دوست دارم بزنم، اما فعلا بسنده میکنم به معرفی یک کتاب مهمش، برای همۀ کسانی که میخواهند بدانند «ایران چه بود» و «ما که هستیم».
تصور و نتیجۀ پژوهش من این است: صفحات این کتاب با خون و عشق آمیخته است. چه انگیزۀ نگارشش و چه سرنوشتش. من فکر میکنم آل احمد با آن آتش درونی و عشق عجیبش به مردم خویش، جانش را بر سر نگارش و انتشار این کتاب قمار کرد تا میراث و معرفتی را برای من و شما بهجا بگذارد. درخدمت و خیانت روشنفکران به نظرم مغفولماندهترین و مهمترین کتاب جاودانیاد جلال آل احمد است. جد از اینکه از دقیقترین، بیطرفانهترین و صادقانهترین آثاری است که در تحلیل وضعیت ایران معاصر و ایران در عصر پهلوی نوشته شده است. این کتاب را جز فردی که در عین نبوغ فکری و دانش گسترده، شهامت و سلامت شخصی فوقالعاده داشته باشد نمیتوانست بنویسد.
چرا مغفولماندهترین: طرح کتاب در دیماه ۱۳۴۲ و به تعبیر خود آل احمد «به انگیزۀ خونی که در ۱۵خرداد ۱۳۴۲ از مردم تهران ریخته شد و روشنفکران در مقابلش دستهای خود را به بیاعتنایی شستند» ریخته شده است. یکسال بعد کتاب کامل میشود، سهسال بعد (۱۳۴۵) رضا براهنی دوفصلش را در مجله جهان نو منتشر میکند، پنجسال بعد (۱۳۴۷) کتاب تازه فرصت انتشاری محدود مییابد (یعنی یکسال پیش از مرگ مشکوک نویسنده)، اما به سرعت جمع میشود و تازه ۱۶سال بعد در ۱۳۵۸ (دهسال پس از مرگِ مشکوک آلاحمد و یکسال پس از پیروزی انقلاب) بهطور رسمی منتشر میشود. محتوای این کتاب بهنظر من از براهینِ قطعی این مبحث است: جلال آل احمد به مرگ طبیعی از دنیا نرفته است.
چرا مهمترین: نگفتم زیباترین، یعنی نخواستم مقایسهای با آثار داستانی آلاحمد کنم. میدانیم که بخش مهمی از تالیفات و کتابهای جلال آل احمد از جنس جستار و مقاله و نظریات فرهنگی و اجتماعی او هستند که محبوبترین و تاثیرگذارترینش غرب زدگی است. در داوری بنده، «غربزدگی» با آنهمه اهمیت تاریخی و عظمت فرهنگی در مقابل این کتاب یک نوشتار ژورنالیستی و احساساتی معمولی است. «در خدمت و خیانت روشنفکران» پایاننامۀ دکترای فکر و فرهنگ و اندیشۀ جلال است (هرچند میدانم با استفاده از مشترک لفظی «پایاننامه» دارم به جلال توهین میکنم). «در خدمت و خیانت روشنفکران» کتاب جامع علمی پژوهشی آل احمد است (هرچند با تعبیر سخیف امروزی و مصادیق مبتذل «کتاب علمی پژوهشی» توهین مجددی را مرتکب شدم!). موضوع کتاب بسیار مهم و جذاب است، نثر جلال مثل همیشه بسیار لذتبخش و قدرتمند است و در کنار این دو مولفه، او پژوهشی گسترده و علمی و مستند را پایۀ تحلیلهای خودش قرار داده است. نکتۀ دیگر این است که کتاب واقعا اثری چندمنظوره و چندجانبه است. هم تاریخ، هم سیاست، هم فرهنگ، هم فلسفه، هم جامعهشناسی، هم مردمشناسی، هم ایرانشناسی. هم تاریخ انتقادی روشنفکری در ایران و جهان است. هم تاریخ تفکر و و اندیشه و سیاست و فرهنگ. هم مقایسۀ سیر سیاست و تفکر در ایران کهن و ایران معاصر است. هم تاریخ تفکرات و تحولات فکری در غرب آسیا و مشرقزمین و هم چراغ راه آینده.
گفتم این کتاب مهمتراز غربزدگی است، چون هم علمیتر و پژوهشیتر است، هم صریحتر و شجاعانهتر. اما تأکید میکنم خواننده بهتر است از آثار جلال دستکم غربزدگی را آنهم با توجه به شرایط روزگار نگارش خوانده باشد. چهبسا بشود گفت غربزدگی مقدمۀ این کتاب است. جلال هم چندبار اینجا به کتاب پیشین خود ارجاع میدهد.
نگفتم، دقت کنید، نگفتم با تمام حرفها و تحلیلهای آل احمد در این کتاب موافقم (مخصوصا با محدودیتهای اطلاعاتی و ارتباطاتی آنزمان میتوان به نویسنده به خاطر بعضی نواقص حق داد). اما گفتم این کتاب با صداقت و عمق و دانش بسیار گستردهای نوشته شده است. آنهم برای «ما». پس قطعا ارزش خواندن دارد!
آل احمد این کتاب را خواست به سبک ادوارد سعید بنویسد و همان ادعاها را به سبک و مذاق ایرانی مطرح کند. هر چند که در خیانت روشن فکران هیج شکی نیست ولی به نظر من یکی از خائن ترین روشن فکرها خود او است که با شایعات درباره ی مرگ روشن فکران زمان خود و دروغ پراکنیهای بسیار باعث به اشتباه انداختن بسیاری از نسلهای آتی شد. به هر حال نه دوست دارم از کسی دیو بسازم ونه فرشته آل احمد هم بری از گناه نبود و شاید هم یک پا آن طرف تر هم بود.
کتابی در مورد تعریف روشنفکری و سیر تاریخیش جلال خیلی از روشنفکرای حاضر رو قبول نداره و به اصطلاح غرب زده میدونتشون اصطلاح روشنفکر که در جوامع دیگر در اصل به معنی هوشمندی بوده و به کساتی اطلاق میشده که کارشون با فکر بوده نه کار یدی. اما تعریفی ک در ایران باب شده به کسی اطلاق میشه که فارغ از وابستگی به قدرت و تعصب مذهبی به نظریه پردازی میپردازه و همه چیز رو با دید استدلال نگاه میکنه
اعتراف میکنم کتاب یکم سخت بود حس میکنم پیش نیاز لازم داشت مثلا تاریخ معاصر و تاریخ ادبیات و تاریخ جهان و... مهم ترین چیزی که فهمیدم اینه که بسته به این که به یه موضوع از چه دیدگاهی نگاه کنی خود موضوع و همه ی عواملش میتونن خیلییییییی خوب یا خیلیییییی بد باشن!!!! :-؟