Dariush Kiaras عنوان: کتاب رضا زاهد؛ گفت و جوی: داریوش کیارس؛ تهران، آوانوشت، 1390، در 252 ص؛ شابک: 9786009189304؛ موضوع: گفت و جوی (مصاحبه) با رضا زاهد - شعر شاعران ایرانی - قرن 21 م
رضا زاهد شاعر کمنظیریست، ولی آدم سختیست برای گفتوگو. دم به هیچ تلهای نمیدهد و از خر شیطان هم پایین نمیآید. حاضر نیست هیچ جا گاردش کمی شُل کند تا گپ جان بگیرد یا جذاب شود. از هیچکس حرف نمیزند جز خودش. شعر هیچکس را نمیخواند و نمیداند جز شعر خودش. رضا زاهد پُر است از خودش و خالیست از هر چیزی جز خودش [در حالی که آن «جز خودشها» در برساختن او ضروری بودهاند].
از طرف دیگر کیارس در این مصاحبه افتضاح ظاهر شده. سوالهای خوبی در بهشهای پایانی کتاب میپرسد که باعث میشود بحث، به بحثی نسبتاً جذاب بدل شود، ولی در کل بسیار حرفهای بیربط و بعضاً خجالتآور میزند. از سوالات ِ روانشناسی عامیانه کردن بگیر تا اشاراتش به فلسفه به شکلی که نشان میدهد کمترین شناختی از موضوع ندارد. از همه چیز بدتر آنکه زاهد سر تعارف ندارد و بابت همهی اینها در جوابهایش خوب به حساب کیارس میرسد. گرایشهای عرفانزدهی سطحی کیارس را دیگر نمیگویم که آنها نگاه شخصی اوست و من محقّ به عتابش در اینباره نیستم.
آنچه من را بر این داشت که این گفتوجو را بخوانم «کتاب بهرام اردبیلی» بود که گفتوگویی سراسر هیجان و پر از واقعه و درخشش بود. در «کتاب رضا زاهد» اما چیزی از آن دست نمیبینیم. بخشیش بابت این است که رضا زاهد آن بیپروایی بهرام اردبیلی را ندارد، بخشیش اما به رویکرد کیارس بر میگردد. کیارس در این گفتوجو بیشتر درگیر خودش است تا هر چیز دیگر.
به هر حال رضا زاهد همچنان شاعر کمنظیریست، و این گفتوجو از او چیزی نمیکاهد. بد اما این است که این گفتوجو نه چیزی بر رضا زاهد افزوده نه چیزی بر دانش ما از چیستی شعر دهههای چهل و پنجاه یا کیستی ِ کسانِ آن شعر.