اشکانیان سلسلهای ویژه در تاریخ باستانی ایران است. جایگاه آنها پس از سلطهی اسکندر و سرداران او از طرفی و ستیز ساسانیان با این سلسله و رویکرد فرهنگی آن از مباحث برجسته در تاریخ تمدن ماست. مالکوم کالج نگاهی جامع به پدیدهی اشکانیان دارد.
450 سال فرمانروایی و این حجم از اطلاعات کم، نادر است
کتاب اطلاعاتی اولیه از حکومت اشکانیان ارائه میکند. در بسیاری از موارد اطلاعات سطحی و گذرا ارائه شده است. بیشتر مطالب حول و حوش یونانیان و رومیان ارائه میشود و وضع داخلی چندان اطلاعاتی ارائه نمیشود یا بسیار محدود ارائه میشود. اسامی با رسم الخطی غریب در کتاب آمده. حتا اسامی لاتین هم در اینترنت بدون ماخذ باقی میماندند. نامهای اشخاص به صورتی غریب تغییر یافته اند مثلا زولیو سزار به ژول سزار تغییر کرده است. اردوان را ارتوان نامیده و غیره. مترجم برخی لغات نا متجانس را در متن می آورد. مثلا به جای متوسل شدن میگوید تشبث. از این دست کج سلیقگی ها زیاد است. در کتاب به یکی از مهمترین دستآوردهای امپراتوری اشکانیان- مجلس مهستان- اشاره ای نمیشود. توصیه میکنم در حین مطالعه لپتاپ و صفحه جستجوی گوگل دم دستتان باشد و مدام اسامی مکان ها را جستجو کنید تا بدانید در موزد کدام منطقه صحبت میشود. و اما در ادامه جهت یادآوری خودم جمع بندی و ارجاع های آینده خلاصه ای از محتویات را ذکر میکنم:
حکومت سلوکیان و جنگهای دیادوخوی پس از پیروزی اسکندر بر هخامنشیان، او اندیشه ایجاد یک کشور و فرهنگ ایرانی-هلنی داشت و با تلفیق این دو فرهنگ قصد داشت هر دو ملت ایران و یونان را به هم نزدیک کرده با هم در آمیزد. او اندیشه داشت تا در سراسر این امپراتوری شهرهای جدیدی بسازد و مردم را از یونان و غرب به آنها کوچ دهد. اما عمر او کفاف نداد و به دلیل عدم تعیین جانشینی بعد از خود، جنگی بین سرداران لشکر اسکندر و بازماندگان و وابستگان او برای در اختیار گرفتن فتوحات در گرفت. این جنگ ها اصطلاحا به نام جنگهای دیادوخوی شناخته میشود. پس از چندین و چند جنگ و صلح و اعتلاف و خیانت، از بین آنتیپاتر،کاساندر، آنتیگون، بطلمیوس، پردیکاس و سلوکوس و لوسیماخوس و دیگران، تنها بطلمیوس مصر را در اختیار گرفت، کاساندر مقدونیه و یونان را از آن خود کرد، لوسیماخوس بخشهایی از آناتولی و قسمتهای غربی ترکیه امروزی را تصاحب کرد و در واقع سایر قسمتهای امپراتوری شامل ایران کنونی و بین النهرین به سلوکوس رسید. در این بین بیشتر نزاع ها مربوط به بین النهرین و آناتولی و سوریه بوده است و عملا این حکومت ها از شرق دور غافل بوده اند. آنچه از این نبردها حاصل میشود این است که گویا در آن عصر هر کسی منطقه بین النهرین تا آناتولی را از آن خود میکرد برنده بازی بوده است.
ظهور پارتیان یا اشکانیان همین دوری و کم توجهی سلوکیان به شرق باعث قدرت گرفتن اقوام شمال شرق ایرانی و جنوب شرق دریای خزر شد. نویسنده یکی از مهمترینِ این اقوام را پرنی ها یا پرنیان مینامد. پرنیان یکی از قبایل اتحادیهی "داه" یا "داهه" بودهاند. این اتحادیه شامل سه شاخه پرنی، خانتی و پیزوری میشود که همه از اقوام سکایی شناخته میشوند. پرنی ها که محل اسکانشان در قسمتهای جنوبی تر و نزدیکتر به مرکز ایران (خراسان امروزی و جنوب ترکمنستان) بود به ساتراپ پارت (در دوران سلوکیان) که مدتی قبل از امپراتوری سلوکی اعلام استقلال کرده بود یورش بردند. چندین بار این ساتراپ بین سلوکیان و اقوام پرنی و ارشک یا اشک ها دست به دست میشود تا اینکه حدود 250 سال قبل از میلاد حکومت مستقل را شکل دادند. در اقصی نقاط امپراتوری برده داری به تقلید از سلوکیان و یونانیان رواج داشته است.
شیوه حکومت داری و تقسیمات از مشخصههای کشور داری اشکانیان، تبعیت از سیاست تمرکز زدایی است که سلوکیان در ایران پی افکندند. کشور به تقسیماتی مثل ساتراپ و مرزبان و دیزپات (دژبان) تقسیم میشده است و تقریبا هماهنند سلوکیان این بخشها نیمه مستقل بوده اند. با اینکه ساسانیان این نوع حکومت را ملوک الطوایفی مینامیدند اما واژه مناسب تر برای نوع کشورداری اشکانیان "فدرال" است.
پول رایج سکه های ضرب شده در دوره اشکانیان از جنس نقره و به سبک سکه های سلوکیان بوده است که به دلیل تعدد مبادلات تجاری با رومیان با وزن سکه های رومی همسان بوده است. از نامها دراخم (درهم) و تترادراخم بعنوان پول رایج اشکانیان نام برده میشود.
اضمحلال فرهنگ یونانی-هلنی در دوره اشکانیان کم کم باقیمانده های فرهنگ هلنی یا یونانی از شهرهای ایران و بین النهرین زدوده میشود. اما تاثیر هنر های یونانی همچنان تغییرات خود را پابرجا گذاشته اند. این تغییرات همراه با سعی اشکانیان در تغییر فرهنگ جاری به شکل شکل جدید از معماری و هنردیده میشود. المانهای ماندگار از طاق های زیبایی که امروزه در مساجد و معابد زرتشتی و آتشکده ها میبینیم حاصل این اختلاط فرهنگی یونانی- ایرانی است. از شهرهای مهم این امپراتوری اشکانی میتوان به تیسفون، صد دروازه، و نسا (ما بین خراسان شمالی و ترکمنستان) اشاره کرد که این آخری کمتر برای ایرانیان شناخته شده است. به نظرم بسیاری از اسطوره ها و پهلوانانی که در آثار حماسی مثل شاهنامه از آنها نام برده شده است حاصل این دوره است که بعدها توسط ساسانیان قلب و ضبط شده است.
جنگاوران شیوه جنگی اشکانیان و پارتیان همانطور که از نامشان پیداست (پارتیزان) مبتنی بر جنگ و گریز است. به دلیل عدم وجود ارتش دائمی در حکومت اشکانیان این شیوه بیشتر به شکل زندگی حاکمان که عشیره ای و قبیله ای بوده است نزدیک بوده. سواره نظام اشکانی با اتکا به کمانداران قدرتمند خود در دشتهای هموار میتوانستند هر حریفی را زمین گیر کنند. یکی از مهمترین و به یاد مندنی ترین جنگهای رخ داده در این دوره جنگ بین ایران و روم است که در آن ارتش اشکانیان به فرماندهی سورنا یا سورن توانستند کراسوس رومی را شکست دهند. در این جنگ ارتش پارتیان با جنگ های مقطعی و سپس عقب نشینی های حساب شده، ارتش و سواره نظام سنگین و نا آشنای روم را به دشتهای بین النهرین میکشانند و تعقیب و گریز، ارتش را چند پاره میکنند. در صحنه ای جذاب سواران پارتی به شکل دایره وار بر گرد یگان منسجم رومی میگردند و با تیرهای قدرتمند خود یکی پس از دیگری نظامیان رومی را به هم میدوزند. این یگان مدتی قبل به دلیل تعقیب سواران پارتی از سایر یگانها جدا افتاده بودند. قبل از رسیدن نیروی کمکی سواران و کامنداران پارتی صحنه را ترک کرده بودند و تنها اجساد رومیان باقی مانده بودند. آنچه در این جنگ جالب است اختصاص حدود 100 شتر با بار تیر برای پشتیبانی بوده است. چیزی که از این جنگ کمتر گفته میشود سیاست دقیق اشکانیان قبل از این است. برای اینکه رومیان نتوانند از سمت شمال غربی، یعنی ارمنستان و قفقاز(به دلیل طبیعت منطقه امکان مانور سواران و کمانداران ایرانی نبود) ایران را غافلگیر کنند، قبل از شروع ماجرای جنگ ایران و روم، اُرُد دوم -پادشاه اشکانیان- به سمت ارمنستان میرود و پادشاه محلی ارمنستان و نیروهایش را بر علیه رومیان همراه با خود میکند. این عملیات سیاسی هوشمندانه باعث میشود که تنها راه حمله به ایران برای رومیان گذرگاه بین النهرین باقی ماند که بسیار مناسب برای سواران اشکانی بود. عموما اشکانیان چندان با فنون جنگ سنگین یا فتح و محاصره قلاع آشنا نبوده اند و اصولا شیوه جنگی آنان حملات برق آسا و عبور یا عقب نشینی بوده است.
مذهب، دفن مردگان و ازدواج از مشخصه های مذهبی اشکانیان آزادی های مذهبی در بین ایرانیان بوده است. در حالی که در غرب مسیحیت شهور پیدا میکند و در شرق بودائیسم توسعه پیدا میکند، در ایران توسعه آموخته های زرتشت و تدوین این آموزه ها را در این دوره شاهد هستیم. نگاشتهایی بین خدایان ایرانی مثل اهورامزدا، اهریمن، آناهیتا و میترا یا خدایان یونانی مثل زئوس، هادس، هرا و آپولو ایجاد میشود. برای هر آموزه ی یونانی یک مشخصه ی ایرانی ظاهر میشود به شکلی که بعد از اشکانیان دیگر مظاهر فرهنگ یونانی را در پهنه ایران شاهد نیستیم. کتاب دفن مردگان در ایران را به این شیوه نشان میدهد که مطابق رسم زرتشتیان و پیشینیان، مردگان در معرض وحوش و لاشه خواران قرار میگرفتند و یا اجساد در معرض هوا رها میشدند تا پوست و گوشت از استخوان جدا شود و سپس استخوان ها دفن شود. اما شیوه ای که در دوره اشکانیان رواج می یابد این است که مردگان را در اتاقهایی شبیه قبر به همراه مایحتاج و علایقشان دفن میکردند. روایاتی از ازدواج با محارم و بستگان در بین خاندان سلطنتی به دست رسیده که نویسنده کتاب آن را وابسته به کیش زرتشتی میداند. در حالی که با این که منعی در آیین زرتشت نسبت به این نوع وصلت دیده نشده اما از قبل از این آیین هم اینگونه رسوم در اقوام ایرانی یا مصری دیده میشود. البته که چند همسری همچون همیشه جایگاه خود را بین اشکانیان حفظ کرده است. از مهمترین این ازدواج ها به ازدواج فرهادک با مادر خود – ملکه موزا- میتوان اشاره کرد. موزا یا موسا یا تئاموزا برده ای بوده است که آگوستوس امپراتور روم به فرهاد چهارم پادشاه اشکانی هدیه کرده بوده. با رشد و پیشرفت موزا در دربار، فرهاد چهارم او را بعنوان همسر در نظر میگیرد و با او ازدواج میکند که حاصل آن فرهادک یا فرهاد پنجم است. سپس فرهاد پنجم با موزا ازدواج میکند. بعداً موزا همسر اولش را با زهر کشت و همراه با فرهاد پنجم بر تخت سلطنت نشست.
زوال اشکانیان شاید هیچ دوره ای از تاریخ ایران ، این اندازه نزاع با رومیان در نگرفته است. بزرگترین امپراتوران روم در این دوره ظهور کرده اند، از جمله ژولیو سزار و مارک آنتونی. با اینهمه هیچ گاه قدرت آن را در خود نمیدیدند تا بتوانند مرزهای اشکانیان را آنسوتر از فرات تنظیم کنند. تمامی این جنگ ها با آنکه باعث ضعف اشکانیان شد اما چیزی که باعث زوالشان شد، جنگ های داخلی بود. خانواده های اشراف از هر گوشه ای علم استقلال برافراشتند و امپراتوری اشکانی بعد از هضم سلوکیان و اتحاد ایران برای مدت طولانی، از درون متلاشی شد.
جمع بندی این کتاب بیشتر از آنکه به اشکانیان از درون بپردازد، اشکانیان را از منظر مستندات غربی و یونانی مورد بررسی قرار داده است. البته که به طرق بی نظیر و مشکوکی مستندات بسیار کمی از این امپراتوری باقی مانده است. آنچه باقی مانده است تعدادی چرم نبشته در "اورامان" و "دورا اروپوس"، کاوشهایی در شهرهای نسا، دوراارپوس و شوش و آثاری محدود همچون سنگ نبشته، سکه و جامهای تشریفاتی است. حدود یک سوم از حجم کتاب به دوره سلوکیان و یونانیان پرداخته و باقی مانده هم به رویارویی های بین روم و اشکانیان توجه دارد. از مهمترین دلایل این رویارویی ها رقابت در انتخاب پادشاه ارمنستان بوده است که چندین با مانند گوشت قربانی دست به دست میشود. همچنین دخالت های طرفین در امور داخلی یکدیگر مثل ایجاد تفرقه در حکومت با جانبداری از یک مخالف و ایجاد اپوزیسیون داخلی و خارجی. به نظر، نویسنده اشراف کاملی به فرهنگ و تحولات اشکانیان ندارد و مانند بسیاری از مورخان غربی جانب احتیاط را به سمت امپراتوری رومیان نگه میدارد. شکست های اشکانیان را به قدرت و تیزبینی رومیان ربط میدهد و پیروزی های سپاه اشکانی را به ضعف های تصمیم گیری فرماندهان در سپاه روم وابسته میداند. چهره ای که کتاب از اشکانیان نشان میدهد یک امپراتوری متزلزل و نا مقتدر است که همواره در وضعیتی نا استوار به سر میبرده است. آنچه باقی میماند ناشناخته بودن عظیم این دوره از تاریخ ایران است که شاید با شناخت مناطقی کاوش نشده یا پیدا شدن آثاری جدی بتوان از رازهای آن سر در آورد. دوره ای که بر خلاف باور بسیاری از هم وطنان، طولانی ترین دوره ی یک امپراتوری در ایران بوده است. چیزی بیش از 450 سال.
Covers not just Parthian war and politics, but also art, architecture and religion. Introductory in nature, but with many black-and-white photos of art and sites. Published in 1967, no doubt would be written with a lot more information today.
بهترین و به روز ترین منبع درباره ی تاریخ اشکانیان همین کتابه بی شک. مالکوم کالج سالها پژوهش میدانی داشته و اطلاعاتی که مورخای قبلی بصورت کلی و مبهم از دوره ی اشکانی ارائه کردند رو تکمیل کرده و درباره ی خیلی مسایل هم شفاف سازی کرده و البته اطلاعات جدید رو هم اضافه کرده. نحوه طبقه بندی مطالب کتاب هم عالیه. تنها ایراد ارش به نظر من اینه که از روی اطلاعات مربوط به جنگها خیلی سطحی گذشته و دیگه اینکه اخر کتاب شکلهای اثار باقیمونده از دوره اشکانی رو بدون اینکه شماره بزنه اورده!!! یعنی خودت باید تشخیص بدی کدوم توضیح مربوط به کدوم عکسه!
.. از ایشان به جز نام نشنیده ام نه در نامه ی خسروان دیده ام (فردوسی) ساسانیان بعد از به قدرت رسیدن چنان آثار پارتیان یا اشکانیان را نابود کردند که فردوسی خراسانی نیز که از همان خطه پارتیان است از سرودن بیش از یازده بیت از این قوم ایرانی عاجز ماند. پارتیان جنگجو و دلیر، سوارانی ماهر و کمانداران زبردست بودند که با رهبری سورنا کراسوس را شکست دادند و مارک آنتونی، معشوقه کلوپاترا، را از خاک کشور به عقب راندند. در کنار جنگاوری، به نظر من دوره اشکانیان دوره خجسته ای برای هنر ایرانی تلقی می شود چرا که ما شاهد ازدواج هنر یونانی و ایرانی هستیم. آثار معماری و هنرهای دستی به جامانده از شهرهای تیسفون و بلاشگرد، اروک (عراق)، الحضر(سوریه)، مرو و نسا(ترکمنستان)، نمرود داغ (ترکیه) ، تاکسیلا (پاکستان)، و کوه خواجه در سیستان و بلوچستان حاکی از نوع جدیدی از هنر ایرانی تلفیق شده با هنر یونانی بود. از لحاظ ساختار اجتماعی این دوران، دوران گذر ایران از قرون کهن به دوران قرون وسطی و فئودالی محسوب می شود. ظهور و اوج گیری هنر ایرانی در دوره ساسانیان اتفاقی نیست، ادبیات، موسیقی، معماری و دیگر هنرهای پارتیان همه و همه یاری بخش اردشیر و دیگر شاهان ایران زمین بعد از او بودند. غم انگیزست که پارتیانی که حماسه سرایی را در ایران رشد و نمو دادند در بلندترین شعر حماسی جهان، شاهنامه، فقط در چند خط حضور دارند. #اشکانیان #پارتیان #مالکوم_کالج #ادبیات #تاریخ