"آنچه بايد نوشته مي شد" نخستين اثر ميرا قائمی است. دكتر بيژن عبدالكريمی در بخشی از مقدمه ي خود بر اين كتاب می گويد:
"آنچه بايد نوشته مي شد بيان سير و سلوكي در نيستي و حاصل تجربه اي عميق و زيسته از نيهيليسم جهان كنوني ماست. به همين دليل در فرازهاي بسياري لحن نويسنده طنين نيچه وار به خود مي گيرد، يعني طنين متفكري كه در پرتو مقولات انديشه ي او بهتر از هر فلسفه ي ديگري مي توان به توصيف جهان كنوني پرداخت و روح آن بسياري از جمله جان نويسنده ي جوان ما را نيز تسخير كرده است..."
"ميرا قائمي با تناقض زيست مي كند و در اين تناقض يعني در جدال با هستي و نيستي كه مهمترين جدال روزگار ماست، مي انديشد هرچند كه به تناقضاتش خودآگاه نباشد..."
اين كتاب از "رنج" و "عذاب مسئول بودن" نويسنده آغاز مي شود؛ نويسنده اي كه خود را به سبب اتفاقي كه براي بچه گربه اي مي افتد، مقصر مي يابد و تصميم مي گيرد در حال و رنجي كه مي كشد دقيق شود و آن را همچنان كه از سوژه در مي گذرد، ثبت كند. نهايتاً وي در پي آن است كه بفهمد چه قدرتي "هستي" و نيرنگ اش را در برابر "نيستي" و وسوسه اش انتخاب مي كند.
"لطفاً هنگام مطالعه دو نقطه هاي پايان جمله را در ذهن خود بگذاريد."