Jump to ratings and reviews
Rate this book

دیکته و زاویه

Rate this book
"دیکته و زاویه" اثری است به قلم یکی از بزرگ ترین نمایش نامه نویسان ایران به نام "غلامحسین ساعدی"، که دو نمایش نامه ی "دیکته" و "زاویه" را در بردارد. آنچه "غلامحسین ساعدی" موفق شده در این نمایش نامه ها به خوبی نشان بدهد، شخصیت انسان هایی با روان پریشان و ذهن آشفته است که این تصویرسازی فوق العاده، ناشی از درک ویژه ی نویسنده نسبت به احساسات این افراد و کشف آلام و صدمه های روحی آن ها می باشد. هر دو قصه، دغدغه های سیاسی و اجتماعی "غلامحسین ساعدی" را به خوبی ارائه می کنند و در وصف خفقان سیاسی، جهل جامعه و فهم اشتباه دموکراسی، عالی ظاهر شده اند. دوره ای را نمی توان در تاریخ پیدا کرد که در آن روشنفکر و اهل اندیشه، مورد سرکوب حاکمیت یا مقاومت اجتماعی قرار نگرفته باشد. "غلامحسین ساعدی" هم یکی از همان اهالی اندیشه است که نگرانی ها و آزارهایی را که به عنوان یک روشنفکر و به عنوان عضوی از اجتماع تحمل کرده، در قالب داستان هایش به نمایش می گذارد.
نمایش نامه ی "دیکته" به داستان شاگردی می پردازد که پای باورهای خود ایستاده و حاضر نیست دیکته ای را که خلاف آن هاست، بنویسد؛ گروهی، از ناظم گرفته تا معلم های پایه های مختلف، تلاش دارند که او را به روش های مختلف، چه اصرار، چه ارعاب و چه تملق، مجاب به نوشتن "دیکته" کنند.
"زاویه" هم داستانی است با حضور شخصیت های مختلف نظیر پیرزنی خانه به دوش، شاعر، دزد، مامور، فیلسوف، خبرنگار و فردی عامی. در این نمایش نامه هر یک از آن ها تلاش می کنند حرف خود را ثابت کنند و بگویند که دیگران در اشتباه هستند.

82 pages, Paperback

First published January 1, 1968

7 people are currently reading
140 people want to read

About the author

غلامحسین ساعدی

83 books420 followers
ساعدی در ۱۳ دی ۱۳۱۴ در تبریز متولد شد. دکتر علی اکبر ساعدی جراح برادر دکتر غلامحسین ساعدی نویسنده و شاعر شهیر و برجسته در باره برادرش و مدرسه طالقانی (منصور سابق) تبریز می‌گوید

«غلامحسین ساعدی پس از پایان تحصیلات ابتدایی در دبستان بدر، کوچه غیاث در خرداد ماه سال ۱۳۲۷ گواهینامه ششم ابتدایی گرفت و در مهرماه همین سال برای ادامه تحصیل وارد دبیرستان منصور شد. دبیرستان منصور در زمینی بنا شده بود که قبلاً قبرستان بود، به هنگامی که منصور استاندار آذربایجان شده بود این دبیرستان سر و سامان گرفت و برای همین نام منصور را روی دبیرستان ما گذاشته بودند، دبیرستان خیلی خوبی بود، معروف بود، اتوریته داشت و خیلی هم از خانه ما دور نبود.»

او کار خود را با روزنامه‌نگاری آغاز کرد. در نوجوانی به طور هم‌زمان در ۳ روزنامهٔ فریاد، صعود و جوانان آذربایجان مطلب می‌نوشت. اولین دستگیری و زندان او چند ماه پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ اتفاق افتاد. این دستگیری‌ها در زندگی او تا زمانی که در ایران بود، تکرار شد. وی تحصیلات خود را با درجه دکترای پزشکی، گرایش روان‌پزشکی در تهران به پایان رساند. مطبش در خیایان دلگشا در تهران قرار داشت و او بیشتر اوقات بدون گرفتن حق ویزیت بیماران را معاینه می‌کرد. ساعدی با چوب بدست‌های ورزیل، بهترین بابای دنیا، تک نگاری اهل هوا، پنج نمایشنامه از انقلاب تا مشروطیت، پرورابندان، دیکته و زاویه و آی بی کلاه، آی با کلاه، و چندین نمایشنامه دیگری که نوشت، وارد دنیای تئاتر ایران شد و نمایشنامه‌های او هنوز هم از بهترین نمایشنامه‌هایی هستند که از لحاظ ساختار و گفتگو به فارسی نوشته شده‌اند. او یکی از کسانی بود که به همراه بهرام بیضایی، رحیم خیاوی، بهمن فرسی، عباس جوانمرد، بیژن مفید، آربی اوانسیان، عباس نعلبندیان، اکبر رادی، اسماعیل خلج و... تئاتر ایران را در سال‌های ۴۰-۵۰ دگرگون کرد. پس از ۱۳۵۷ و درگیر شدن ساعدی با حکومت در پس از انقلاب، از ایران مهاجرت کرد، وی در غربت به چاپ دوباره "الفبا" را (جهت حفظ فرهنگ) آغاز کرد. وی در روز شنبه ۲ آذر ۱۳۶۴ در پاریس درگذشت و در گورستان پرلاشز در کنار صادق هدایت به خاک سپرده‌ شد

Gholām-Hossein Sā'edi was born in Tabriz 5 January 1936. In 1963 he graduated from University of Tabriz in medicine, began his writing career (under the pen name Gowhar-e Morād) with short stories and plays (1966). Sā'edi was a noted writer, editor, and dramatist; an influential figure in popularizing the theater as an art form, as well as a medium of political and social expression in contemporary Iran. Later, after completing the mandatory military service he embarked (1963) on a five-year internship to specialize in psychiatry. He was repeatedly investigated, arrested, and incarcerated by the security police (SAVAK) and subjected to both physical and psychological abuse.
Sa’edi’s plays were at first produced and viewed by small groups of university students as ’theatrical experiments,’ and attracted wide audiences. The dialogues are designed to lend themselves to modification by local accents and dialects, a quality that has made the plays accessible and appealing to audiences of different ethnicity and varying levels of intellectual sophistication. By the end of the 1960s Sa’edi’s standing as a prolific dramatist and fiction writer had been well established in the circle of literary figures.
Based on his travels in 1965 to the villages and tribal areas of the Persian Gulf and in 1968 to Azerbaijan in northern Iran, Sa’edi produced a series of monographs with anthropological underpinnings. The importance of these studies is that in a variety of ways they became useful sources for many of Sa’edi’s later works. In Sa’edi’s monographic sketches and fictional narratives the village and the city are both inhabited by the same anxiety-ridden people, tormented by the same problems.
By the early 1970s, in addition to his short stories, he had published a short novel, Tup (The Cannon, 1970) and completed the manuscripts of Tātār-e Khandān (The Grinning Tartar) while he was in prison for

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
46 (17%)
4 stars
77 (29%)
3 stars
100 (38%)
2 stars
28 (10%)
1 star
8 (3%)
Displaying 1 - 30 of 33 reviews
Profile Image for Yegane.
131 reviews154 followers
June 19, 2020
دیکته ... !
دیکته‌ی ساعدی حقیقتِ محض!
به استعاری‌ترین شکل ممکن به تصویر کشیده ولی اینقدر دردناک و ملموسه که احتمالاً همه‌ی ما اون رو تو زندگیمون لمس کردیم ولی به نظر من کمتر خوندیم.

تا اونجایی که یادم میاد همیشه از خوبی های شجاعت شنیدیم (یا خونیدیم)، تو مدرسه و خونه بهمون گفتن خاص بودن بهتره، حتما با فکر تصمیم بگرید و از تصمیم های احمقانه ای که یک گروه بزرگ پیروی می کنن پیروی نکنید و ...

همه‌ی ما یه وقتایی اعتراض کردیم و شاید با داد و فریاد تو خیابون باشه، ممکنه مخالفت با نظر اشتباه معلم باشه یا تو یه مهمونی به نظر بزرگترا، گرفتن حق‌مون تو صف، موافقت نکردن با رشوه تو اداره، یا هر نوع مخالفتی که البته با تصمیم گیری عاقلانه باشه؛ ما اینجا عنصر شجاعت رو به فعل رسوندیم ولی بیشتر از پنجاه درصد مواقع نتیجه درست برعکس تمام آموزه‌های مثبتی میشه که راجع‌به شجاعت شنیدیم و می بینیم شجاعتمون باعث تشویق نمیشه که هیچ تنبیه می طلبه!

ساعدی حقیقت رو با تمام زشتیش توی صورت مخاطب می‌کوبه، نشون میده شجاعت تا چه اندازه می تونه دردناک باشه و این حقیقت تلخ، باعث صداقتِ بیش‌ از اندازه‌ی ساعدی میشه .

دانش آموز ساعدی به نظر من نقطه ی مقابل دکتر تو فیلم نامه‌ی عافیتگاه (باز هم ساعدی)، مردی که با شرایط جدید عادت کرد و دانش اموزی که با شرایط جدید سازگار نشد و سرانجامشون!


اگه میونه‌ی خوبی با نمایش نامه یا کتابای فارسی ندارید نمایش نامه دیکته به شدت توصیه میشه، کلا یک ساعت زمان برای خوندنش کافیه ولی تاثیرش می تونه خیلی زیاد باشه! اگه میونه‌ی :)))خوبی هم دارید و هنوز نخوندید خیلی بیشتر توصیه میکنم



98/4/8
Profile Image for Amin.
418 reviews439 followers
September 13, 2022
روایت فیلسوف و مرد سبیل‌دار، روایت مواجهه ساعدی با یک وضعیتِ حادث‌شده است. وضعیتی که مرد عمل را در برابر مرد روشنفکرنما و پیچیدگی‌های وضع موجود قرار می‌دهد. همان ساعدی که در "دیکته" حرف از تن‌نسپردن به ظلم حاکم و فداشدن حقیقت می‌زند و وظیفه مردان سبیل‌دار را گوشزد می‌کند، در "زاویه" موقعیت همه ما را در زاویه‌ای قرار می‌دهد که انگار کاری از دستان‌مان برنمی‌آید; تا جایی که پیرزنی پیدا می‌شود تا بهمان بگوید:

"دلم براتون می‌سوزه. شماها همیشه دست‌وپا می‌زنین،‌ می‌خواین کاری بکنین، ولی نمی‌تونین. به خودتون می‌پیچین، یقه همدیگرو می‌گیرین، به سروکله هم می‌زنین. دلم براتون می‌سوزه. شماها حرف می‌زنین، و فقط برای همدیگه حرف می‌زنین. یک چیز سنگین رو همه‌تونه. شماها خلاصی ندارین، زورتون به کسی نمی‌رسه. دست‌های بسته، و دورتادور سیم‌خاردار. دلم براتون می‌سوزه"

امّا انگار در لابلای همین حرفها ساعدی مانیفست خودش را مطرح می‌کند، از آنچه می‌گوید که وقتی چیزی سنگین به روی همه افتاده‌است و زورمان نمی‌رسد، خلاصی به بار می‌آورد... و شاید خرابی
Profile Image for Sonya.
500 reviews373 followers
March 31, 2017
دو نمایشنامه ی دیکته و زاویه با درون مایه ی سیاسی نگاشته شده است، که نمایش اول یعنی "دیکته" پر از جملاتی با مفاهیم سیاسی است که در غالب دیکته ای به دانش آموزی گفته می شود و اجتناب دانش آموز از نوشتن جملات دیکته شده و مقاومت او در برابر اطاعت محض و نتیجه ی آن به تصویر کشیده شده است
نمایشنامه ی دوم "زاویه" پر از افردای با عقاید و مسلک های متفاوت است که برای سخنرانی در تقاطع دو خیابان به رقابت می پردازند .
اشغال هایی که در محل ریخته شده و افرادی از جمله فیلسوف، شاعر و مردمان عامی که دم از ایمان و بیدار کردن وجدان مردم می زنند و گفتگو هایی که بین آنها صورت می گیرد مضامین اجتماعی قابل توجهی دارند که نویسنده در قالب یک نمایش تک صحنه ای به آن پرداخته است
Profile Image for پیمان عَلُو.
346 reviews291 followers
April 18, 2023
38
معلم سوم: ممکن است توضیح بفرمائید که چگونه به چنین مقامی رسیده‌اید؟
ناظم:(به محصل): هوش و حواستو جمع کن.
شاگرد اول:( بلند میشود و خود را مرتب میکند و با لحن کلیشه وار.):من در تمام دوران زندگی مطیع و فرمانبردار بودم
و پند و اندرز بزرگان را به کار می گرفتم. من از دوران بچگی عادت داشتم که حرف شنو باشم و پاپا و مامانم همیشه از من راضی بودند .بزرگ هم که شدم همیشه به دنبال صلاح و مصلحت میرفتم و بعدها هر چه که به من گفته میشد همه را آویزه گوش و هوش خود ساخته،هیچ وقت از راه راست خارج نشدم و به این
ترتیب به رستگاری رسیدم.
معلم ها:براوو! براوو!
(کف میزنند صدای هلهله و شادی از همه جا بلند می‌شود و سوت می‌کشند و شادی می‌کنند)
ناظم:حالا يك آدم مطرود و مردود را می بینی. خوب توجه کن.
(صدای زنگ بلند میشود. شاگرد مردود، با سر و وضع فوق العاده بد، آشفته، پابرهنه و زخمی وارد صحنه می شود دستهای او را از پشت زنجیر زده‌اند. از حالت حیوان تیر خورده ای را دارد. مدیر تنبیهات با شلاق مواظب اوست.)
صداها:نگاه کن,خوب نگاه کن.
ناظم:چه سرو وضعی! چه فلاکتی!
معلم اول :( به رئیس تنبیهات): کجا می بریش؟ همین وسط نگرش‌دار.
رئيس تنبيهات: هی! همینجا و ایستا.
(با شلاق تهدید میکند و او را وسط صحنه نگه می‌دارد.)
معلم دوم:چکار کردی که به این روزگار افتادی؟
(شاگرد مردود جواب نمیدهد.)
معلم سوم:چرا جواب نمیدی؟
معلم اول: به خیالم حرف زدن بلد نیست
ناظم: نه قربان، به خیالم اصلا زبون نداره.
معلم دوم:دهنتو واکن ببینم.
(شاگرد مردود می غرد)
معلم سوم:دهنشو وا کنیم.
(چند نفرى كمك می كنند و فك شاگرد مردود را می
گیرند و دهانش را باز میکنند.)
معلم اول: بله زبون نداره
معلم سوم: زبونش از بیخ کنده‌س. جاش خوب پیداس
(او را کشان کشان جلوی محصل میبرند.)
ناظم:می‌بینی؟ می‌بینی؟
معلم اول: این سرو وضعش.
معلم دوم:و این آخر و عاقبتش.
معلم سوم: و اینهم نتیجه کله شقی و فضولی. میشه عبرت گرفت یا نه؟
معلم اول:(به مدیر تنبیهات):ببرش.
معلم ها باهم: حالا تصميم؟
محصل:تصميم؟
معلم ها:تصمیم، بله تصمیم.
محصل:تصمیم چی؟
معلم اول: تصمیم قطعی .
محصل:قطعی؟
معلم دوم:بله تصمیم قطعی، بدین معنی که کدوم طرفی هستی.
معلم سوم:این طرفی یا اون طرفی؟
معلم اول:یعنی کدوم راه را انتخاب می کنی؟
محصل:مجبورم یکی از این دو راه را برم؟
همه باهم:حتماً.
محصل:اگه این طرفی نباشم چی؟(طرف راست را نشان می دهد)
معلم ها با هم:به شدت مجازات میشوی.
محصل: اگه این طرفی باشم؟(دست چپ صحنه را نشان میدهد)
همه باهم:جایزه سعادت ،کامرانی، برای همیشه،برای ابد
محصل:اگه هیچ طرفو انتخاب نکنم؟حتماً باید یکی از این دو راه را انتخاب کنم؟
همه باهم:بله بله
ناظم:حواستو جمع کن،پرت و پلا نگو، دست از لجبازی و کله شقی بردار.به خودت رحم کن به همه رحم کن. سؤالات بیخودی نکن تو داری لحظات حساسی را می گذرانی.خودتو مفت از دست نده.
محصل:اطاعت .اطاعت.اطاعت
معلم اول:بسیار خب.
معلم دوم:پس حاضری دیکته تکرار شود؟
محصل:برای چی؟
معلم سوم: که اشتباهاتو جبران کنی؟
محصل:اشتباه؟
معلم ها:بله، اشتباه.
محصل:(می خندد.) من؟
معلم اول:حاضری یا نه؟
معلم دوم:فوری جواب بده.
معلم سوم:معطل نشو آره یا نه؟
محصل:نه.
ناظم:چی؟ نه؟ (شلوغ می کند.) شوخی می کنه آقایون، جدی نگیرین، این جوان بی اندازه شوخ طبع و بذله گوست.حتماً منظورش بله بوده.(میخندد و رو به محصل.) گوش کن ببین چی میگم. تو لازم نیست اشتباهتو جبران کنی. یعنی همه چیز از اول تکرار بشه و دیکته از اول گفته بشه.تو فقط بگو آره،اونوقت کار تمومه.
معلم اول:موافقی؟
محصل:نه.
معلم دوم:فقط بگو اره.
محصل:نه.
معلم سوم:اگه اره گفتن برات سخته،آره هم نگو،فقط با سر اشاره کن.
محصل:نه.
همه باهم:آره.
محصل:(با فریاد):نه!نه!نه!
Profile Image for Reza Mardani.
172 reviews
June 14, 2016
ساعدی رو دوست دارم
ولی داستانهاش رو بیشتر از بقیه کارهاش
Profile Image for _PARNIAN_.
181 reviews
July 25, 2020
خیلی خوب بود هر دو نمایشنامه هم دیکته هم زاویه.
کلمات قلنبه سلنبه و مکتبا و اینا رو خوب نمیشناسم که بخوام به کار ببرم ولی بخونینش🚶‍♀️👌
Profile Image for Payam Ebrahimi.
Author 71 books172 followers
October 21, 2021
اول نمایش دوم. «زاویه» به‌نظرم عالی بود. فضاسازی عالی. شخصیت‌های فوق‌العاده. دیالوگ‌های جذاب. همه‌چیز درست و به‌جا بود. برای من درست‌ترین نمایشنامه‌ی ابزورد فارسی بود که خوندم و البته از خیلی آثار هم‌دوره‌ی غیر فارسی و معروف‌ترش هم جلوتر بود.

و اما «دیکته». انگار نه انگار که نویسنده‌هاشون یکیه. انقدر واضح و آشکار و رو و دم‌دستی شعار دادن رو اصلاً نمی‌پسندم و نمی‌فهمم. نویسنده حتی ذره‌ای سعی نکرده به عمق بره و شعارهاش رو در پوشش شخصیت ها یا اتفاقات یا دیالوگ‌های قابل تامل‌تری بگه. دیکته به‌نظرم بیش از اندازه دم‌دستی و سطحی بود. با همین موقعیت و همین مضمون و همین شخصیت‌ها و حتی همین اتفاقات می‌شد نمایش خیلی پخته‌تری نوشت. نمایشنامه‌ای قابل تامل، نه نمایشنامه‌ای برای یک تظاهرات خیابانی.
Profile Image for Sayeh.
96 reviews10 followers
June 4, 2023
دیکته و زاویه؛ دونمایشنامه کوتاه و روان از غلامحسین ساعدی هستند که به نقد خفقان اجتماعی و سیاسی و گروه‌های مختلف مردم به ویژه روشنفکران می‌پردازد‌. نکته مورد علاقمه من در این اثر این است که مفاهیم ساختگی جز ایمان و امید، توسل به توهماتی است که انفعال می‌آورد.

⚠️ از اینجا به بعد خطر اسپویل

در دیکته، شاهد نکوهش جامعه‌ای هستیم که نمی‌خواهد تفکر انتقادی شکل بگیرد و با زبان استعاری، به خفقان موجود در جامعه می‌پردازد. جامعه طبقاتی که با امتیازات و تعریف و تمجیدهایی، روشنفکران درباری می‌پروراند. در چنین جامعه‌ای شاهد کالا انگاری زنان هستیم، زنان به مثابه پاداشی برای مردان موفقِ بله قربان گو. جامعه‌ای که در آن همین روشنفکر نماهای ماله کش و بله قربان‌گو که پرورش یافته همین سیستم هستند؛ در اعمال سلطه و سرکوب حکومتی شریک جرم می‌شوند. قربانیانی که خود بازوی سرکوب هستند.
در این نمایشنامه ساده (و کلیشه‌ای) شاهد دهن کجی به دیکتاتوری هستیم و این که افراد آزاده، آگاه و بیدار دیکته‌پذیر نیستند‌. جمله مورد علاقه من "امید راه نجات من نیست" چرا که شرایط و سیستم فاسد باید عوض شود.


در زاویه، فضایی را شاهد هستیم که هنوز که هنوز است در فضاهایی که بحث‌های سیاسی در آن شکل می‌گیرد خصوصا در کلابهاوس و اسپیس‌های توییتر. گروهایی ظاهرا مخالف با هم در تضاد که حتی دلیل ضدیتشان با همدیگر مشخص نیست. گروه‌هایی پر ادعا اما بی‌ثمر و حرف و هدفی واضح که صرفا می‌خواهند یکدیگر را بدون دادن فرصتی برای حرف زدن، از میدان به در کنند. مردمی که از روی جوگیری یا هر چیز دیگر، طوطی‌وار به دنبال یک شخص راه می‌افتند و روشنفکرنمایی که جز ادعا و چرندبافی حرفی برای گفتن ندارد. روشنفکرنما که با حرف‌های قلنبه سلنبه و تحقیر مردم عادی و زورگویی، نه کسی را با کسی متحد می‌کند و نه برای تفکراتش شنونده‌ای می‌یابد. روشنفکرنمایی را که مرد سیبیل‌دار به چالش می‌‌کشد. (این مرد سیبیل‌دار نماد انقلابیون و چپ‌هاست؟ نمی‌دانم مطمعن نیستم)
در این نمایشنامه اگرچه متوجه نشدم پیرزن نماد چیست؛ اما با چند حرف او به شدت احساس همزاد پنداری می‌کنم:
- دلم براتون میسوزه. شماها همیشه دست و پا میزنین و میخواین کاری کنین، ولی نمیتونین. به خودتون میپیچین، یقه همدیگه رو می‌گیرین، به سر و کله هم می‌زنین و فقط برای همدیگه حرف می‌زنین. یک چیز سنگین رو همتونه. شماها خلاصی ندارین، زورتون به کسی نمیرسه.
- مومن یعنی پوفیوزی مثل تو که یه زنجیر رو بچسبه و دیگه رها نکنه!
- ایمان یعنی دشمن زندگی، ایمان یعنی تحجر، از دست دادن آزادی، چشم پوشیدن از رشد و نمو، مهار کردن فکر سیال و جاری.
Profile Image for Ali Ahmadi.
154 reviews82 followers
November 19, 2021
این که ساعدی – شاید برای اولین بار بین نویسندگان ایرانی – پا را از لزوم آموزش همگانی برای همه‌ی اقشار جامعه فراتر گذاشته و به نقش ایدئولوژیک و همسان‌ساز آموزش مدرن اشاره کرده نکته‌ی جالبی‌ست، اما متاسفانه دیکته بیش از این چندان حرفی برای گفتن ندارد. موقعیتی پیش پا افتاده و شخصیت‌هایی تخت که بدون پرداختی قوی مدام در حال تکرار پیام داستان هستند. اما وضعیت زاویه فرق می‌کند. زاویه نمودار وضعیت ایرانی‌ست که بعد از چند سال خفقان شدید، بار دیگر فضایی برای بروز چندصدایی پیدا کرده، اما در شرایطی که وجود این چندصدایی هیچ توفیری به حال عامه‌ی مردم ندارد. این بار خبری از تخطئه و قهرمان‌سازی بی‌دلیل نیست. شخصیت‌ها متعددند و با اینکه بعضی را می‌توان تا حدی نماینده‌ی یک گروه خاص اجتماعی دانست، هیچ کدام نمی‌تواند رهبری فکری و اخلاقی کل اجتماع را در دست بگیرد. صحنه‌آرایی مینی‌مال زاویه (نردبان، شیپور و سیم خاردار) برخلاف شلوغی دیکته، تاکیدی مناسب بر کنش‌های افراد دارد (نیاز به جلب توجه، تبلیغات و تخریب دیگری). نمایشنامه‌های ساعدی به طور کلی در سطح داستان‌های کوتاه او نیستند، اما دیکته و زاویه نشان می‌دهد که حتا بین دو نمایشنامه در یک کتاب نیز می‌تواند تفاوت قابل توجهی باشد.
Profile Image for Fatemeh.
380 reviews67 followers
May 24, 2022
نمایشنامه‌ها سیاسی بودند و خب من شاید کمتر علاقمند به اینطور نمایشنامه‌ها.
Profile Image for Pouria.
203 reviews64 followers
May 16, 2017
دیکته و زاویه/ غلامحسین ساعدی/ موسسه انتشارات نگاه/ 90 صفحه/ تاریخ اتمام کتاب: یکشنبه 17 اردیبهشت 1396
او را کشتند، به جرم نگفتنِ حرف هایی که آنان می خواستند. به جرمِ طوطی صفت نبودن. به او گفتند که تو نمی دانی چه چیز به نفعت و چه چیز به ضررت است. آن ها محصل نمی خواهند، آموزش و پرورشی در کار نیست بلکه آن ها برده می خواستند. غلامی حلقه به گوش که هر حرف اشتباهی که آن ها گفتند هم تایید کند. اما او نپذیرفت. شرافتمندانه و او را کشتند... داستانی آشنا در طول تاریخ...
بخشی از نمایشنامه ی دیکته:
"شاگرد اول ها پشت به تماشاچیان و رو به محصل دارند. صدای زنگ بلند می شود. شاگرد اول ها آماده می شوند، صدای زنگ. شاگرد اول ها صف می بندند. صدای زنگ. شاگرد اول ها شلیک می کنند. دود زیاد. محصل پای تخته سیاه می افتد و به خود می غلتد."
نمایشنامه ای کاملا سیاسی اجتماعی و نمادین. حجم نمایشنامه بسیار کم اما پرمحتوا و زبان بسیار روان و دلچسب.
نمایشنامه ی دوم که "زاویه" نام دارد نیز به همین گونه است و بار محتوایی اش بیشتر هم هست . چند مرد مختلف با عقاید متفاوت می خواهند سخنرانی کنند و عقاید خود را برای مردم بیان کنند و گویا قدرتی را در دست بگیرند. این چند نفر حتی در ترتیب سخنرانی کردن هم با یکدیگر به مشکل می خورند و کار به بحث می کشد.
جزئیات بحث ها بسیار جالب است و خبر از اوضاع سیاسی اجتماعی آن زمان می دهد.

پوریا روشنی
Profile Image for Peymanjafari.
213 reviews8 followers
March 18, 2022
نمایشنامه و داستانهای ساعدی همگی انتقادی هستن معمولا،معمولا انتقادهاش قبل از انتقاد از سیستم انتقاد از ناآگاهی مردم هست

در نمایشنامه دیکته به خوبی دیدیم که اکثریت هر آنچه بهشون دیکته شده بود رو انجام دادن و ظلم پذیری رو سرمشق زندگیشون قرار داده بودن،همیشه اقلیت آگاه در مقابل اکثریت نادان قرار میگیرن
اکثریتی که ظلم پذیر و نادان اند و اقلیتی که زیر بار ظلم نمیرن و در پایان بهایش رو با فدا کردن جانشون میدن
افراد ممتازی رو دیدیم (سه شاگرد اول)که از بقیه بهتر چیزی که بهشون دیکته شده بود رو انجام دادن و در عوض مزایای بیشتری رو دریافت کرده بودن و بهتر بگم حکومتی شده بودند و تیر خلاص رو از طریق همین افراد به قلب دگراندیشان میزدندو…

نمایشنامه زاویه:
حکومت قشنگ مردم رو بجون هم میندازه،و هنرمندانه مردم رو به زاویه میکشه،،روشن فکرو شاعرو فیلسوف و دزد و… در هم میلولیدند و حواس مردم رو پرت مساعل الکی و اختلاف نظر میکنند و در آخر توسط پلیس متفرق میشن،نویسنده عزیز بینش کاملی از سیستم حکومتی و مردمی ایران داشته
یادش گرامی
۲۸/۱۲/۱۴۰۰
Profile Image for امیرمحمد حیدری.
Author 1 book73 followers
June 28, 2021
خداوندگارا، بهترین نمایشنامه‌ی فارسی‌ای بود که خواندم. در فضای کلاس، با یک جمله، طغیان واقعی را نشان داد. محصلی که به هیچ بهایی حاضر نشد گوسفندِ دستِ دیکته‌کنان شود و هرآنچه می‌شنود را بپذیرد، ولو که موفقیتش، جاودانگی‌اش، احترامش و محبوبیتش در گرو آن باشد. عالی بود. بهترین ایستادگی در برابر دیکته، که پدیده‌ای نمادین بود. از شدت فوق‌العاده بودن این اثر زبانم بند آمده. به ساده‌ترین شکل ممکن، طغیان را رسم کرد. و اما زاویه. زاویه نیز عالی بود. و از اسمش پیداست، زوایای اشخاص و قماش‌های مختلف را بررسی می‌کرد. هرکی به فکر خویشه، کوسه به فکر ریشه. برعکس محصل در «دیکته»، در «زاویه» همه خریدنی هستند.
Profile Image for Maedeh Tahaeinezhad.
11 reviews
October 19, 2020
غلامحسین ساعدی که در کنار دیگر نمایشنامه‌‌نویس‌های مطرح پیش از انقلاب و بعد از اون می‌درخشه، بسیار گیرا این دو نمایشنامه رو نوشته. نمایشنامه اول که نشون‌دهنده‌ی دیکته شدن فرمان‌برداری بی‌چون‌و‌چرا ماست و نمایشنامه دوم بلاتکلیفی و به‌سخره‌ گرفتن هر مایه‌ای از علم و دانش!

نمایشنامه دیکته برای من خیلی جذاب و خوندنی بود. برای یک ایرانی در این روزها تصویر همدلانه‌ای رو به نمایش می‌ذاره. فیلم کوتاه ۶ دقیقه‌ای «۵=۲+۲» از جناب انوری اقتباسی از این نمایشنامه‌ی گیراست که پیشنهاد می‌شه اون هم دیده شه.
Profile Image for sAmAnE.
1,369 reviews154 followers
Read
July 31, 2020
پر از نماد
Profile Image for Roya.
8 reviews2 followers
December 7, 2020
دو نمايش با محتوا سياسي
نمايشنامه ديكته: نشان دهنده عاقبت عدم پيروي از قوانين در جوامع ديكتاتوري
نمايشنامه زاويه: نشان دهنده تعاريف مختلف و غلط دموكراسي در گروه هاي مختلف جامعه
33 reviews
February 1, 2020
دیکته و زاویه
غلامحسین ساعدی

این کتاب متشکل از دو نمایش‌نامه‌ی مستقل‌ به اسم «دیکته» و «زاویه» است. در این نمایش‌نامه‌ها هم مانند دیگر آثار ساعدی، فضایی وهم‌آلود وجود دارد و شخصیت‌هایی که بین واقعیت و کابوس در جریانن��. ساعدی در این نمایش‌نامه‌ها به نوع پرورش افراد در سیستم آموزشی حکومتی انتقاد وارد می‌کند و همچنین افرادی را نمایش می‌دهد که تنها به خواسته‌ی خود اهمیت می‌دهند و به هر گونه تفکر مغایر با خود اعتراض می‌کنند، حتی اگر این تفکر به نفع خود آن‌ها هم تمام شود.

بهای شرافت چیست؟ و انسان تا چه اندازه حاضر است که پای شرافتش بیایستد؟ نمایش‌نامه‌ی دیکته در فضای یک مدرسه می‌گذرد که در آن یک محصل باید امتحان دیکته دهد و معلمانی ترسناک و یک شکل مأمور این امتحان‌اند. آن‌ها از محصل توقع دارند که هر چه می‌گویند بنویسد و بی هیچ تفکری فرمان برد؛ اما این محصل از فرمان برداری سر باز می‌زند و معلمان و ناظم مدرسه در تلاش‌اند که او را به راه آورند و محاسن اطاعت م عذاب‌هایی که نافرمانی در پی دارد را به او گوشزد می‌کنند...

در نمایش‌نامه‌ی زاویه که گویی در گوشه‌ای از خیابان می‌گذرد، نردبانی شبیه به یک تریبون وجود دارد و افراد از قشرهای مختلف با بالا رفتن از آن شروع به سخنرانی می‌کنند، اما هر کدام از افراد مانع سخنرانی دیگری می‌شوند و هرج و مرج ایجاد می‌کنند. آن‌ها حرف هیچ‌کس را حتی گوش هم نمی‌دهند و هر کس دغدغه‌ی خود را دارد و دیگری برایش بی‌اهمیت است. زبان یکدیگر را نمی‌فهمند و تغییری هم برای جامعه در پی نخواهند داشت؛ زیرا هرگز به اتحادی که لازمه‌ی پیشرفت و تغییر است، نمی‌رسند…
Profile Image for Mohsen Zarei.
95 reviews
October 5, 2022
نمایشنامه دیکته یک نمایشنامه با فضا سازی خوب اما متاسفانه کمی شعاری اما نمایشنامه زاویه کاملا متفاوت و با زاویه دید خیلی خوب و شاید منحصر به فرد. ساعدی با توجه به روانپزشک بودنش، به خوبی نماینگر اوضاع اجتماعی و شکست گفتمان گروه های مختلف و گاها ایدئولوژیک است که به واسطه خفقان اجتماعی و متاسفانه ندانستن و بی خبری گروه های مختلف از خواسته هایشان و و مهم تر بی توجهی همه به هم و عدم تونایی گفتمان با یکدیگر منجر به یک شلختگی اجتماعی شده است.
Profile Image for Ehsan Mohammadzadeh.
269 reviews28 followers
August 25, 2016
روم نشد یه ستاره بدم. جزء جامعه‌ی هدف نمایشنامه‌ها نبودم و خب راستش با این شیوه‌ی نگارش پرتکراری که تو بعضی نمایشنامه‌های ساعدی می‌بینم نمی‌تونم رابطه برقرار کنم و خب هیچی مثل تکرار اعصاب منو خرد نمی‌کنه. (البته تکرار اگه از جنس داستان‌های فولکلور باشه رو از قضا دوست هم دارم ولی واضحه که اینجا همچین حالتی برقرار نیست.) شاید در قالب نمایش (یا حتی یه انیمیشن کوتاه) جذاب‌تر از این مدیوم نوشتاری بشه.
Profile Image for Yas.
660 reviews72 followers
December 16, 2023
ساعدی خیلی دارکه، مخصوصا پایان بندی‌هاش.
دیکته: ۴ (در اوج ساده بودن، پر از حرف بود)
زاویه: ۲.۵ (بنظرم متفاوت از کارهای دیگه‌اش بود)
Profile Image for Milad.
76 reviews
October 5, 2020
چه قدر خوب بود. نمایشی در بابِ سیاست...
Profile Image for Parisa Kian.
16 reviews4 followers
November 17, 2018
نمایشنامه ی دیکته را بیشتر از زاویه دوست داشتم.هر دو نمایشنامه به نوعی استعاری هستند و مفاهیمی را بازمی نمایند که در همه ی حکومت ها و همه ی زمان ها بشر با آنها روبرو بوده.دیکته داستان انسان هایی است که نمی توانند حقیقت تحریف شده را در راستای منافع یک حکومت بپذیرند و در نهایت راهی جز از بین بردن این افراد باقی نمی ماند.زاویه اما به نظر من داستان بلبشوی ایدئولوژیکی در یک جامعه است که هر ایده و هر مسلکی طرفدارانی برای خودش دارد و در چارچوب سلطه ی یک حکومت کار می کنند و نه راه به جایی می برند و نه شرایط را بهبود می بخشند.
Profile Image for Nazila.
35 reviews4 followers
March 26, 2017
اولین کاری بود از ساعدی میخوندم که فضایی متفاوت با بقیه کارهایی که خونده بودم داشت. فضا سورئال و داستانها قصه هر روزه ایران و نسل ماست.
Profile Image for ghazal.
158 reviews6 followers
January 28, 2025
در مورد ساعدی زیاد گفته شده است که توانایی والایی در ترسیم شخصیت های روان پریش دارد اما به شخصه این شخصیت ها را به کرات در جامعه دیده‌ام، به نظرم این گونه نظرها بیشتر ریشه در پیش زمینه تحصیلی ساعدی دارد نه برداشتی واقعی از شخصیت های نمایشنامه او. در این باره اگر بخواهم نظر بدهم باید بگویم شاید بد نباشد به این نکته توجه شود که ساعدی به واسطه فعالیت در زمینه پزشکی و تعاملاتش با انسان های عادی و شاید گاهی نه چندان عادی به درک عمیقی از اقشار مختلف جامعه رسیده است.
نمایشنامه های دیکته و زاویه به ترتیب نمایانگر مقاومت در برابر زور و استقلال و پریشانی جامعه و جهل آنها در حل مشکلات است. قلم ساعدی مانند همیشه جذاب و دلنشین است اما آنچه این نمایشنامه را از سایر آثار ساعدی متمایز میکند این است که حاشیه نمی‌رود، حتی تصویر سازی نمکند، منظور را با کنایه و به صورت تلویحی بیان نمیکند بلکه یکراست منظورش را بیان میکند.
Profile Image for Hasan Abbasi.
181 reviews10 followers
February 1, 2018
دو نمایشنامه نیمه کوتاه از ساعدی ... مانند اغلب نمایشنامه ها زبانی ساده و سرراست ، کاراکتر های ساده و نزدیک و فضایی تقریبا غیرواقعگرایانه و ذهنی داره ...ایده های هر دو نمایشنامه با اینکه حدودا ۴۰ سال پیش نگارش شده به امروز ما نزدیکه ( هر روز که نوشته های ۴ ،۵ و ۶ نسل قبلو میخونم نویسنده هایی مانند جمالزاده ، چوبک ، هدایت ، گلشیری ، ساعدی ، نعلبندیان و ... برام مایه تعجبه که چقدر ایده ها و دنیایشان به امروز هر کدوم از ما نزدیکه و این رو در ادبیات کمتر ملتی دیدم ) و در خصوص ازادی مدنی و ازادی بیانه ... خب باید بگم که فرم نگارشی ساعدی تقریبا بسیار سادست و توانایی گسترش بیشتر وبهتر ایده رو نداره ... فکر میکنم فیلمی کوتاه نیز در سال ۲۰۱۱ با عنوان دو با دو با اقتباس از نمایشنامه دیکته ساخته شده که خیلی هم توی فضای مجازی سرو صدا کرد
Profile Image for Kassra.
26 reviews2 followers
November 23, 2019
دیکته عالی و زاویه خیلی خوب بود.
Profile Image for Reza K..
109 reviews1 follower
October 24, 2020
دیکته رو بیشتر دوست داشتم.
Displaying 1 - 30 of 33 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.