اولین کاری بود که از اینگ می خوندم.
تماس به غیر از نمود سطحی خود کلمه که توی نمایش بروز پیدا می کنه؛ تماس تلفنی اول تری و تماس وصل نشده ی آخر جو چیزی بیشتر در مورد روابط انسانی ارائه می ده. در واقع به صورت نمادین بیانگر روابطی می شه که جو بنا به تمام دلایلی که از طریق قرار گرفتن در شرایطی جدید برامون ذکر می کنه، توی زندگی اش از دست داده. از مادرش گرفته تا خواهر و برادراش و مردم.
جو از همون بدو ورودش نشون می ده که اصلا شبیه به بقیه ی مردم نیست و عادت های خاص خودش رو داره و این عادت ها از نوع زندگی اش درش شکل گرفتن.
شاید نمایشنامه به نوعی نشون دهنده ی تقابل دو آدم باشه اما در اصل تقابل گذشته ی زندگی جو با حالِ زندگی بقیه است. به خصوص اون چمدون یادگاری هایی که با خودش حمل می کنه مثل اون سرگذشت و تجربه هاشه که توی تنهایی خودش جمع کرده و همیشه همراه خودش داره چون این چیزها از آدمی جدا نمی شن.
نمایشنامه ی تک پرده ای کوتاه و راضی کننده ای بود که به مشکلات آدم های امروزی و شرایط زندگی شون می پردازه.