Ehsan Tabari احسان طبری (زادهٔ ۱۹ بهمن ۱۲۹۵ در ساری - درگذشتهٔ ۹ اردیبهشت ۱۳۶۸ در تهران) نویسنده، شاعر، نظریهپرداز برجستهٔ مارکسیسم-لنینیسم، ایدئولوژیست ارشد، و عضو کمیتهٔ مرکزی و هیئت سیاسی حزب توده ایران در سالهای انقلاب ایران بود. وی از نخستین سالهای دهه سی خورشیدی تا سال ۱۳۶۲ که در نظرات و عقاید خود تجدید نظر کرد، «معروفترین و برجستهترین چهرهٔ نظری حزب توده ایران» شناخته میشد. وی در دوران سلطنت محمدرضا پهلوی در دادگاهی نظامی به صورت غیابی محکوم به دو بار اعدام شده بود. پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ همراه با دیگر رهبران حزب توده به ایران بازگشت و به ادامهٔ فعالیتهای سیاسی در رهبری حزب توده ایران پرداخت. او پنج سال پس از پیروزی انقلاب، با شرکت در مصاحبهای تلویزیونی از عقاید گذشته خود ابراز ندامت کرد و خاطرات خود را در کتاب کژراهه منتشر کرد.
دوستانِ گرانقدر، این دفترِ شعر، از 19 شعرِ بلند تشکیل شده است که به انتخاب جملاتی از آن را برایتان در زیر مینویسم ---------------------------------------------- اگر زبان را بدان داده اند که سخن گویم و سخن را بدان داده اند که اندیشه بر ملا کنم از این کار چرا پروا کنم؟ آری، برخی راستی ها را با شمعِ منطق یافته ام ولی برخی ها را در خورشید عیان دیده ام آمده ام تا آرامشِ نظامِ ترس آلود و دروغ اندود فروپاشد *************************** بر سرِ این سنگ یا آن سنگ بنشینم زیرا جاذبه ای از اندوه مرا به سویِ زمین میکشد خود فریبی است که میپندارم طبیعتِ پیرامون، ازآنِ من است *************************** بینِ سنگهایِ جهل و غرض استخوانهایِ ما را در هم سائیدند تا از عصارهٔ آن، چراغِ خود را روشن کنند *************************** من با همین گوشهایِ زمینی سرودِ آسمان را میشنوم که با بارانِ زرینِ خورشید فرو میریزد *************************** اِی جباران که هوسها را جایگزینِ محبتها کرده اید و انسان را گرگ انسان ساخته اید با نیزهٔ رزم به سویِ شما می آیم اگر در جوانی ترانهٔ امید خواندم اینک در پیری، سرودِ پیروزی میسرایم *************************** خزانی ناگزیر از راه فرا میرسد و شب دیوارهایِ سیاهِ خود را بر من فرو میریزد ولی ناقوسِ روشنِ آب و غوغایِ شهرها از زیستن سخن میگویند، از انقلاب آری، رگهایِ ابدیِ سرنوشت از میانِ ریگها و الماسها میگذرد --------------------------------------------- امیدوارم این انتخابها را پسندیده باشید <پیروز باشید و ایرانی>
بدون در نظر آوردن ایدئولوژی و فعالیت های سیاسی احسان طبری (که جای خود را دارد)، نوشته های ادبی و تحقیقی او، که بسیار هم خواندنی ست، تقریبن در سایه ی فعالیت های سیاسی اش، گم و گور شده اند، و از چشم ها پنهان مانده اند. بسیاری به دلیل اختلاف نظرهای سیاسی نخواسته اند به آثار طبری، آن گونه که باید توجه کنند و در باره شان بنویسند. با این همه منکر نمی توان شد که یکی دو اثر تحقیقی اش در "بررسی جنبش های ایرانی ...." و زبان و ملیت و فرهنگ، اگرچه بیشتر به طرح هایی از یک پژوهش بلند شبیه اند، اما به عنوان پایه هایی برای ادامه ی تحقیق، کارهای ارزشمندی هستند. و برخی از آثار ادبی اش، نظیر "رانده ی ستم و چهره خانه" و "دهه ی نخستین" که بنظر می رسد جلد اول اثری ست که ادامه نیافته، نثری پخته و شیوا دارند. آثاری که در ادبیات معاصر ما از نگاه "نوع" و "زبان"، کم نظیر اند.