Jump to ratings and reviews
Rate this book

دیگری

Rate this book
دیگری شامل ۲۲ داستان کوتاه از آرتور شنیتسلر به انتخاب مترجم است.
آرتور شنیتسلر در دوره‌ای که بیشتر نویسندگان رمان می‌نوشتند، بر نوشتن داستان کوتاه و داستان بلند (نوول) متمرکز بود. او در آثار خود اغلب به سرنوشت قهرمانانش از دیدگاه روان‌شناختی می‌پردازد و انحطاط جامعه‌ی وین در آستانه‌ی قرن بیستم را نقد می‌کند. او در آثار خود به توصیف اختلالات روانی نمی‌پردازد، مسئله‌ی مورد علاقه‌اش آن روندی است که در درون شخصیت‌هایش جریان می‌یابد. لحن داستان‌هایش شوخ است و نگاهی نسبی‌گرایانه به جهان دارد.

280 pages, Paperback

First published March 28, 2011

15 people are currently reading
344 people want to read

About the author

Arthur Schnitzler

1,018 books541 followers
Arthur Schnitzler was an Austrian author and dramatist.

The son of a prominent Hungarian-Jewish laryngologist Johann Schnitzler and Luise Markbreiter (a daughter of the Viennese doctor Philipp Markbreiter), was born in Vienna in the Austro-Hungarian Empire, and began studying medicine at the local university in 1879. He received his doctorate of medicine in 1885 and worked at the Vienna's General Hospital, but ultimately abandoned medicine in favour of writing.

His works were often controversial, both for their frank description of sexuality (Sigmund Freud, in a letter to Schnitzler, confessed "I have gained the impression that you have learned through intuition — though actually as a result of sensitive introspection — everything that I have had to unearth by laborious work on other persons")[1] and for their strong stand against anti-Semitism, represented by works such as his play Professor Bernhardi and the novel Der Weg ins Freie. However, though Schnitzler was himself Jewish, Professor Bernhardi and Fräulein Else are among the few clearly-identified Jewish protagonists in his work.

Schnitzler was branded as a pornographer after the release of his play Reigen, in which ten pairs of characters are shown before and after the sexual act, leading and ending with a prostitute. The furore after this play was couched in the strongest anti-semitic terms;[2] his works would later be cited as "Jewish filth" by Adolf Hitler. Reigen was made into a French language film in 1950 by the German-born director Max Ophüls as La Ronde. The film achieved considerable success in the English-speaking world, with the result that Schnitzler's play is better known there under Ophüls' French title.

In the novella, Fräulein Else (1924), Schnitzler may be rebutting a contentious critique of the Jewish character by Otto Weininger (1903) by positioning the sexuality of the young female Jewish protagonist.[3] The story, a first-person stream of consciousness narrative by a young aristocratic woman, reveals a moral dilemma that ends in tragedy.
In response to an interviewer who asked Schnitzler what he thought about the critical view that his works all seemed to treat the same subjects, he replied, "I write of love and death. What other subjects are there?" Despite his seriousness of purpose, Schnitzler frequently approaches the bedroom farce in his plays (and had an affair with one of his actresses, Adele Sandrock). Professor Bernhardi, a play about a Jewish doctor who turns away a Catholic priest in order to spare a patient the realization that she is on the point of death, is his only major dramatic work without a sexual theme.
A member of the avant-garde group Young Vienna (Jung Wien), Schnitzler toyed with formal as well as social conventions. With his 1900 short story Lieutenant Gustl, he was the first to write German fiction in stream-of-consciousness narration. The story is an unflattering portrait of its protagonist and of the army's obsessive code of formal honour. It caused Schnitzler to be stripped of his commission as a reserve officer in the medical corps — something that should be seen against the rising tide of anti-semitism of the time.
He specialized in shorter works like novellas and one-act plays. And in his short stories like "The Green Tie" ("Die grüne Krawatte") he showed himself to be one of the early masters of microfiction. However he also wrote two full-length novels: Der Weg ins Freie about a talented but not very motivated young composer, a brilliant description of a segment of pre-World War I Viennese society; and the artistically less satisfactory Therese.
In addition to his plays and fiction, Schnitzler meticulously kept a diary from the age of 17 until two days before his death, of a brain hemorrhage in Vienna. The manuscript, which runs to almost 8,000 pages, is most notable for Schnitzler's cas

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
38 (36%)
4 stars
42 (40%)
3 stars
22 (20%)
2 stars
2 (1%)
1 star
1 (<1%)
Displaying 1 - 23 of 23 reviews
Profile Image for amin akbari.
314 reviews162 followers
June 21, 2022
به نام او

بهترین راه آشنایی با آرتور شنیتسلر و ورود به دنیای او، خواندن داستان‌های کوتاهش هست. در اصل، آثار او تشکیل‌شده از داستان‌های بلند (نوول‌ها) و داستان‌های کوتاه است و به گفتۀ علی‌اصغر حدّاد در پیش‌گفتار کتاب «بازی در سپیده‌دم و رؤیا» تنها سه رمان (آن‌هم نه‌چندان بلند) از شنیتسلر باقی‌مانده است3 که البتّه هیچ کدام تا به امروز ترجمه نشده‌اند و از آنجایی که شنیتسلر عادت داشته بسیاری از آثارش را بازنویسی و مضمون‌های مورد نظرش را طیّ سالیان، بسط و گسترش دهد، بسیاری از داستان‌های کوتاهش پیش‌نویسی از نوول‌ها، که شاهکارهای او هستند، محسوب می‌شود. حدّاد در پیش‌گفتار «بازی در سپیده‌دم و رؤیا» با ذکر مثال به بسط و گسترش ایده‌ها توسّط شنیتسلر در طول سالیان متعدّد اشاره می‌کند.4 البتّه این مورد به این معنا نیست که خواندن نوول‌ها، ما را از خواندن داستان‌های کوتاه بی‌نیاز می‌کند، بلکه در بین داستان‌های کوتاه، آثاری پیدا می‌شود که یگانه و بی‌بدیل‌ است و ذکر این نکته تنها به این خاطر بود که اهمّیت به ترتیب خواندن آثار شنیتسلر را متذکّر شوم.

باری، مجموعه‌داستان «دیگری» اوّل‌بار در سال 1394 به ترجمۀ علی‌اصغر حدّاد توسّط نشر ماهی منتشر شد. این مجموعه شامل 22 داستان کوتاه از این نویسنده اتریشی است و مضمون بیشتر آثار، همان دل‌مشغولی‌های روانشناختی شنیتسلر است که به وسواس‌ها و امیال درونی انسان‌ها که هر لحظه با آن دست‌به‌گریبانند، اختصاص دارد. داستان‌های «پرنس در سالن است»، «ثروت»، «نیکی؛ بی‌تظاهر و بی‌ریا»، «رقّاص یونانی» و «موفّقیت» از بهترین‌های این مجموعه‌اند.
Profile Image for Leila.
206 reviews77 followers
June 19, 2019
اولين داستان اين مجموعه " چه ملودي زيبايي" نام داشت كه پس از خواندنش مبهوت شگفتي و در عين حال سادگي اش شدم. بعد داستانهاي ديگر كه هر كدام مرا با خود مي برد به دنيايي جذاب و دوست داشتني.
از خواندن اين كتاب كلي لذت بردم.

پ.ن : اگر من جاي مترجم بودم همان عنوان داستان اول - چه ملودي زيبايي- را براي عنوان كتاب برميگزيدم، چرا كه تمام داستان هايش همچون نغمه اي شورانگيز بر دل مخاطب مي نشيند.

٣١شهريور٩٧
Profile Image for Niousha mokhtari.
81 reviews215 followers
November 27, 2021
امروز نیمه شب ساعت ۱:۳۵ روز ۲۴ام اسفند‌ماه سال ۱۳۹۹, آخرین داستان کتاب خوانده شد. دلم نمی‌خواست کتاب تمام شود.
داستان‌هایی کاملا روان‌کاوانه، از تمایلات ناخودآگاه و درونیات افراد نسبتاً عادی و نه حتی از طبقه‌ی خاص، همه با شرم‌ها، عقده‌ها، حسرت‌ها، کاستی‌ها و... که با تمام محدودیت‌های روانی شان مجبور به گرفتن تصمیماتی بودند.
Profile Image for Livewithbooks.
235 reviews37 followers
November 30, 2025
آرتور شنیتسلر را در «گریز به تاریکی» شناختم. او توانست نویسنده‌ٔ من باشد. نویسنده‌ٔ من شدن به همین راحتی‌ها نیست. من به آسانی ستاره و تعریف خرج کسی نمی‌کنم. من کنکاش در وجود آدمی را دوست دارم. شرح تضادهای آدمی و نقاط سیاه و سفیدش از لذات من است. شنیتسلر علاوه بر قریحه و ذوق ادبی بسیار با سواد است. او سواد و دانشش را چاشنی استعدادش می‌کند. در « دیگری» نیز همین روند را ادامه داد بی آنکه مأیوسم کند. این داستان کوتاه نویس گرامی مرا یاد چخوف عزیزم می اندازد. این‌ دو بزرگوار بی آنکه مخاطب را خسته و دلزده کنند او را به دنبال خود می‌کشند. و رسالت نویسنده همین است که خواننده را در میانه راه رها نکنند و تا آخر مسیر دست در دست هم طی کنند.
Profile Image for Behruz Babaeinejad.
13 reviews1 follower
June 2, 2024
قبل از شروع این کتاب، از شنیتسلر «بازی در سپیده‌دم و رویا» رو خونده بودم. اما این کتاب بود که باعث شد نصف کتاب‌فروشی‌های انقلاب رو بگردم بلکه تمام کارهای ترجمه شده‌ش رو (که به تعداد انگشتان یک دسته) پیدا کنم.
Profile Image for Hossein.
224 reviews120 followers
December 8, 2023
جهانِ‌ شنیتسلر، جهانی تعیّن‌گرایانه است، هر معلولی علتی دارد و هر پدیده‌ای به پدیده‌ی بعدی ختم می‌شود. تقدیرِ هر چیزی مشخص است و ما به عنوان خواننده، صرفا آدم‌ها را تا رسیدن به سرنوشت محتوم‌شان همراهی می‌کنیم. این در مورد رخدادهای ذهنی هم صادق است و می‌توان تاثیرِ ارتباط شنیتسلر با فروید را در سرتاسر متن، در تلاش نویسنده برای موشکافیِ درونیاتِ آدم‌ها و گفتگوهای ذهنی‌شان مشاهده کرد. مثلا:

«آیا حتی از نخستین ساعات تولدمان خاطرات مبهمی به جا می‌مانند، خاطراتی که نمی‌توانیم تعبیر و تفسیرشان کنیم و با وجود این کاملا از یادرفتنی نیستند؟ آیا آفتابی که از پنجره به درون می‌تابد، نخستین علت خلق‌وخویی مسالمت‌جو به حساب نمی‌آید؟ و وقتی نخستین نگاه مادر با محبتی بی‌پایان ما را در بر می‌گیرد، در چشم‌های آبی کودکانه‌مان به‌گونه‌ای فراموش‌ناشدنی منعکس نمی‌شود؟ اما اگر این نخستین نگاه نگاهی ناامیدانه و کین‌توزانه باشد، آیا آتش سوزان آن با قدرتی ویرانگر در روح کودک رسوخ نمی‌کند، در روحی که هزاران تاثیر گوناگون را پذیرا می‌شود، مدت‌ها پیش از آن‌که بتواند به معنی و مفهوم آن‌ها پی ببرد؟ ... هیچ‌یک از ما نمی‌تواند بداند چه مقدار از خوبی‌ها و بدی‌هایی که در وجودمان نهفته است، از نخستین نفس گرم، نخستین تابش آفتاب و نخستین نگاه مادر مایه می‌گیرد... گمان می‌کنم هنوز به اندازه‌ی کافی روشن نیست که ما چه میزان اجازه داریم اراده کنیم و چه میزان ناگزیریم.»

خواندن چندتا از داستان‌ها کافی است تا نگاه شنیتسلر دستِ آدم بیاید: فضایی آمیخته با مرگ، عشق، خیانت، هنر، ثروت، طبیعت و اندیشه‌های ذهنی‌ای که انسان را به ورطه سقوط می‌رانند. با این حال نویسنده کمتر تکراری می‌شود و نسبت به مجموعه‌ای که قبلا از او خوانده بودم، داستان‌ها متنوع‌تر بودند. خلاقیت شنیتسلر را می‌توان در ایده‌های متفاوتش (داستانی که راوی آن یک پروانه است، داستان مواجهه با روح جهان، داستانی که با همراهیِ ملک‌الموت پیش می‌رود و ...) دید که داستان‌ها را در ذهن خواننده به‌یادماندنی می‌کنند.
Profile Image for Salman Motlaq.
7 reviews2 followers
November 30, 2022
تا وسطش خوندم و رهاش کردم. قلم نویسنده واقعا ضعیفه و داستان‌هاش گیرایی ندارن. بعضیا ایده‌های خوبی به ذهنش رسیده ولی توی پیاده کردنشون بسیار ضعیف عمل کرده که باعث میشه هیچ جذابیتی نداشته باشن.
Profile Image for Hilda hasani.
165 reviews182 followers
May 25, 2022
بخشی از نامه‌‌ی زیگموند فروید به آرتور شنیتسلر :«شما به گونه‌ای شهودی -البته در اصل از طریق مکاشفه‌ی ظریف در روحیات خود- به تمام آن دانشی دست یافته‌اید که من با کار طاقت‌فرسا روی دیگران کشف کرده‌ام».
یادم می‌آید دوستی این نقل‌قول را برای من فرستاد تا سددفاعی‌ام در برابر ادبیات آلمان و درکنار آن داستان کوتاه را بشکند و خب موفق هم شد.
شنیتسلر را از دیگری شروع کردم، گاهی داستان‌ها کوتاه‌تر از حدانتظارم بودند و سوژه‌ها برایم گیرایی به‌خصوصی نداشتند، اما هرچه در کتاب جلوتر آمدم اوضاع بهتر شد. حس می‌کردم شنیتسلر دیوانه‌ای است که ابایی ندارد جنون خود و آدم‌هایی که از بیماری‌های روانی‌شان حرف زده را به جان خواننده بیاندازد. و ده‌ها سال بعد آدم‌هایی هستند که هنوز رعشه بر جانشان بیافتد از خواندن این داستان‌ها.
کتاب را دست می‌گیرم تا یک داستان بخوانم و خودم را می‌بینم که از داستانی به بعدی پرتاب می‌شوم، وجودم هم‌زمان از مرگ و خیانت آکنده می‌شود، بله نویسنده‌ی «دیگری» تا توانسته از مرگ و خیانت و روابط پیچیده‌ی آدم‌ها حرف زده و هیچ رحمی هم در دل ندارد. شخصیت‌های او انسان‌هایی واقعی شبیه ما هستند با حجمی برابر از سفیدی و سیاهی در درونشان با میلی مهار نشدنی به شرّ، همان‌قدر معمولی.
و بگذارید با آخرین دو خط از داستان آخر حرفم را کوتاه کنم :«{...} زمین زیرپایش لغزید و پس نشست و جوان فروغلتید، پر عمقی ژرف‌تر از میلیون‌ها پرتگاه، در ظلمتی که همه‌ی شب‌ها در آن کمین کرده‌اند، شب‌های آمده و شب‌هایی که خواهند آمد، از آغاز تا پایان عالم».
Profile Image for Ali.
40 reviews3 followers
November 25, 2016
ارتور شنیتسلر نویسنده ایه که شاید کمتر بهش پرداخته شده و خیلی شاید شناخته شده نباشه,ولی دید و تحلیلاش عااالیه,داستان های کوتاه این کتاب گاها حتی تو چند صفحه روال روانشناختی تغییر ادمها بر اساس اتفاقتیو که براشون میوفترو نشون میده,حتما حتما بخونید مخصوصا که ترجمه ی خوب استاد علی اصغر حداد هست.و با اینکه مال بین قرن 19 و 20 هست حال و هوای امروزی داره و خوب میشه ارتباط برقرار کرد باهاش.از دستش ندین....
Profile Image for Mehrdad.
282 reviews1 follower
June 10, 2021
یک مجموعه داستان کوتاه از آرتور شنیتسلر
تقریبا تمام داستانها بر محوریت مرگ و/یا عشق بودند. بعضی هاشون معمولی بودن و بعضی خیلی خوب! سبک نوشتاری هم چیزی شبیه افسانه‌های کودکی ولی با تم دارک بود.

داستان‌های کتاب:

چه ملودی زیبایی: داستان یک قطعه موسیقی روی تکه ای کاغذ که توسط یک پیانیست پیدا می‌شه ...
ایده ش رو دوست داشتم خیلی! اما خود داستان معمولی بود.

چشم انتظار خدای بی جاه و مقام: داستان نویسی با ایده‌های ناتمام... این داستان معمولی بود به نظرم.

آمریکا: آرزوهای از دست رفته؟

ارث: رابطه عاشقانه مردی با یک زن شوهردار... معمولی بود اینم!

پرنس در سالن است: در شب اجرایی با حضور پرنس، فلوت زن احساس ناخوشی می‌کند.. این داستان رو خیلی دوست داشتم.

دوست من اوپسیلون: نویسنده‌ای که خوب نمی‌نویسد اما با شخصیت‌های داستانش زندگی می‌کند... این داستان عالی بود!

دیگری: مردی عزادار، روزی فردی ناشناس را بر سر قبر همسرش می‌بیند... اینم داستان فوق‌العاده‌ای بود.

ثروت: مردی در قمار پول زیادی می‌برد و در حال مستی آن را پنهان می‌کند... همچنان داستان خوبی بود این هم و خیلی جالب اثر پول رو بر زندگی نشون می‌داد!

پسر: پسری که قصد جان مادر رو می‌کنه... دارک بود این و جالب!

دسته گل: یاد معشوقه‌ای از گذشته همچنان گاهی زنده می‌شه...اما بحث get over کردن نیست و خیلی جالب تره قضیه.. با زبان خودم می‌تونم اینجوری خلاصه کنمش که: شبح حضور مهربانی آدمی که دیگر متعلق به زندگی ما نیست، تنها با مهربانی‌ای که به ما تعلق دارد، ما را رها می‌کند.

کمدی کوچک: داستان در قالب نامه نگاری هست و کاراکترها ماجرا رو برای دوستانشون تعریف می‌کنن... جالب بود که چیزی خارج از عادت معمول ما می‌تونه چقدر اغواگر و جذاب به نظر بیاد!

فرصت یک ساعته: مردی که همسرش در حال مرگ بود... خیلی ارتباط نگرفتم!

زن بعدی: مردی که پس از مرگ همسرش، توان دوست داشتن کسی رو نداره.. اینم خیلی دارک بود!

آخرین نامه آندریاس تامایر: مردی که قصد خودکشی داره تا بی‌گناهی زنش رو ثابت کنه.. فضای طنز سیاه داستان جالب بود ولی خیلی قوی نبود!

نیکی، بی تظاهر و بی‌ریا: دانشجویی گرسنه با سخاوت مردی پولدار مواجه می‌شه... این داستان محشر بود!

موفقیت: پلیس بدشانسی که جنایات ازش فرار می‌کنن... کمیک مانند بود.

کراوات سبز: مردی که زیاد کراوات سبز می‌پوشید... جنبه مسخرگی فشار اجتماعی خیلی فوق‌العاده تصویر شده بود و جالب بود.

رقاص یونانی: همسر مردی مجسمه‌ساز فوت می‌کنه اما کسی که این زنو تحسین می‌کرده نظر خاصی در مورد علت مرگش داره... غم انگیز بود ولی معمولی.

پیشگویی
سرگذشت یک نابغه: داستان زندگی یک پروانه! معمولی بود!

قاتل: مردی تنوع طلب هم به دنبال آسایش با زنی درخور شأن خودشه و هم دل کندن از زنی مهربان براش دشواره... ایده جالبی داشت.

هشدار سه‌گانه: خود اثر پروانه‌ای بود! برای همین خیلی جالب نبود برام. اما ازین نظر شاید جالب باشه که ممکنه از قدیمی‌ترین اشاره ها به این ایده باشه!
Profile Image for Alireza Ghazinoory.
36 reviews7 followers
July 5, 2019
بهترین مجموعه داستان کوتاهی که تا حالا خوندم.
Profile Image for Faranak Mobini.
22 reviews3 followers
November 30, 2016
من عاشق اين كتابو اين نويسنده شدم، داستانهاش با روحو روانم بازى كرد، حتما بايد باقى كتابهاشو هم بخونم
Profile Image for Nesa.
30 reviews
August 31, 2021
با خوندن این کتاب و مقدمه ش فهمیدم داستانای آرتور شنیتسلر ته نداره...
همون اولش میخواستم کتابو بذارم کنار ولی شروعش کردم
۲۳ تا داستان کوتاه داره
درسته که داستاناش ته نداره (البته به نظرم بعضیاش داشت) اما همین باعث میشه یه قسمتی از زندگی رو که هممون تجربه کردیم، تو قالب یه داستان لمس کنیم
همین نشون میده آدما چقدر شبیه همن
میتونی یه جاهای داستان بگی انگار این شخصیت خود منم و تو این شرایط دقیقا همین واکنشو نشون میدادم
در قسمت یادداشت های مترجم اومده که نویسنده اختلالات روانی رو توصیف نمیکنه بلکه روندی که در درون شخصیت هایش جریان پیدا میکنه، مسئله ی اصلی داستان هاست...
که به نظرم همین زندگیه

*یه چیز جالب که بازم در یادداشت مترجم اومده اینه که آرتور شنیتسلر مونولوگ درونی رو برای اولین بار در ادبیات آلمانی زبان استفاده میکنه که کشمکش های درونی قهرمان داستان بهتر درک بشه
Profile Image for Sahar Hamed.
43 reviews14 followers
June 3, 2018
خب مجموعه داستان معمولاً اینطوریه که خوب و بد توش درهمه! در کل از شنیتسلر خوشم اومد.
Profile Image for Solmaz Fatehi.
69 reviews37 followers
November 23, 2019
مجموعه داستان های کوتاه جذاب و خواندنی و با ترجمه روان و بسیار خوب علی اصغر حداد
2 reviews
September 29, 2017
ترجمه خوب علی اصغر حداد، تازه داره شنیتسلر رو به ایرانی ها میشناسونه. فروید با اون عظمتش خودش رو شاگرد شنیتسلر و داستایوفسکی میدونه...
Profile Image for Ali.
58 reviews1 follower
October 1, 2025
اشنیتسلر برای من جز معدود نویسنده‌هایی بود که تا حالا هر چی ازش خوندم خوشم اومده
چه گریز به تاریکی و خانوم بئاتریس و پسرش
چه بازی در سپیده‌دم و رویا
و چه شهرت دیر هنگام و دیگری

این کتاب هم برای من به حدی جذاب بود که سه چهار روزه تمومش کردم
اما چند داستانش رو بیشتر از بقیه دوست داشتم:

۱- دیگری

۲- چشم انتظار خدای بی جاه و مقام
امریکا
دوست من اوپسیلون
ثروت
کراوات سبز
رقاص یونانی

۳- مابقی داستان‌ها…
Profile Image for Golgoli.
30 reviews7 followers
January 29, 2021
کتاب چند داستان کوتاه رو شامل میشه
داستان های اول کتاب نه موضوع و نه نثرشون جذابیتی نداشت
ولی ۵ داستان انتهای کتاب به قدری قشنگ بود که شست برد

نویسنده با یه ارامش و صراحت نهفته ای منظورش رو میرسوند که به شخصه لذت بردم

کتابی که بخاطر چند داستان اولش افتاده بود یه گوشه
دو روزه تموم شد

در کل ارزش یکبار خوندن داره
روان هستش میشه زود خوندش
Profile Image for Kosar.
45 reviews13 followers
March 8, 2020
به نظرم داستان های دیگری، ثروت و دسته گل از همه بهتر بودن. به خصوص پاراگراف اول دسته گل واقعا نفس گیر بود.
«این فقط تن لرزه‌ای عادی است که وقتی حسش می‌کنیم که چیزی در گور درمی‌غلتد که زمانی به ما تعلق داشته»
Profile Image for a Sardar.
11 reviews1 follower
August 8, 2019
واقعا چسبید!
امتیاز دادن به مجموعه ها مشکل است, برخی از داستان ها درخشان بودند و بعضی خوب.
Profile Image for Ashkan Darouni.
54 reviews3 followers
September 22, 2021
آرتورشنیتسلر نویسنده ای به غایت روانکاو بود؛
داستانهای بسیار جذاب
جذاب ترین داستان این کتاب "دیگری" ست
که بسیار تامل برانگیزه
Profile Image for Arezu.
5 reviews
May 8, 2022
اولین کتاب داستان کوتاه بود که خوندم و بسی لذت بردم. هر داستان یه قسمتی از وجودمو قلقلک میداد. خوندنش رو حتما پیشنهاد میکنم.
Displaying 1 - 23 of 23 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.