بسمه تعالی اول: خوشحالم که اولین ریویوو برای این کتاب رو من می نویسم. اگه مردم کشورمون احساس دوست باشن و مهر جو، این پیج باید تا چند وقت دیگه پر از ریویوو و یادداشت و رای و ایده باشه.
تقدیر پیش از این با یک صدا به من معرفی شد. صدایی که سال های سال در ردای تفاوت می درخشید، بر انبوه اندیشه های دلبسته به موسیقی ، سو سو می زد، و مخاطب را در ژرفای طراوت لطیف ترین احساسات، غرق می کرد. و کدام آوای سحرآمیزی است که از جادوی کلام، بی بهره باشد؟ مونا بزرویی در انحصار هنرمندانه ترین "اشک من" متولد و در مسیر اعتلای شعر و شور و شعور، به "معروف" یت رسید. در "تقدیر" وی، هیچ دو مفهومی را مشابه نمیابید، و هر آنچه در این اتمسفر دیوانه کننده نفس می کشد، خلاقیت است و ابداع و ابتکار. عصاره ی واژه هایش بر روان مخاطب می نشیند و تا معجزه ی آفرینش دریاچه ای زلال به وسعت جغرافیای پر رمز و راز آدمی، به پیش می رود. عشق همین حوالی است...
پشت درهایی که قفل کردم، می دونم زنده به گور می شم" "حالا که دوریمو دوست داری، تا قیامت ازت دور می شم
گرچه باید بگم همه اشعار رو هم نپسندیدم. برخی مصرع ها هم به لحاظ وزنی سکته داشتند که به نظرم، بعضا خیلی هم ساده می تونستن رفع بشن. اما مهم مفهوم است که به غایت عالی بود. خانوم برزویی را تنها به عنوان یک شاعر تحسین می کنم. برخی از ایدئولوژی های ایشان مورد قبولم نیست، اما کتاب را تنها بعنوان یک مخاطب شعر دوست که کتاب شاعری توانمند را پیش رو دارد، مطالعه کردم. مطالعه که هیچ..... غرق شدم.
کجا بودی تو این همه سال درد که من زندگی کردم این مردنو؟ تو پاداش صبر و سکوت منی، چرا دیر شنیدی صدای منو؟
مونا برزویی ترانه سرای تواناییه و این امر تو ترانه هایی که توسط شادمهر، مهدی یراحی و تا حدی مجید اخشابی آهنگسازی (و البته خونده) شده مشهوده. اما متاسفانه اکثر ترانه های مونا برزویی با آهنگساز ها و خواننده های قابلی همراهی نداشته و همین باعث شده خیلی از این ترانه های زیبا حیف بشن.