کتاب هستیشناسی حافظ نخستینبار در سال ۱۳۷۷ منتشر شد و از آنجا که با دیدگاهی نو و با اتکا به مفهومها و روشهای علوم انسانی جدید به کندوکاو در اندیشه و جهانبینی خواجهٔ شیراز میپرداخت در میان حافظدوستان و حافظپژوهان بازتابی گسترده و چشمگیر داشت و بحثهای بسیار برانگیخت. کتاب حاضر همان کتاب است اما همان دیدگاه و درونمایه را در پرتو مطالعه و پژوهش و تأمل و اندیشهٔ بیشتر، با استدلالی پروردهتر و پختهتر و کاملتر عرضه میکند. هدف اصلی این پژوهش نشان دادن پیوند و درهمتنیدگی «عرفان» و «رندی» در شعر حافظ و شناختن آن منطق درونی هدایتکنندهای است که تمامی نمادها و مفهومها و تعبیرهای گوناگون و پرمعنای او را یگانگی میبخشد و به کمک آن میتوان جهان معنا و اندیشهٔ حافظ را بازیافت و بازساخت.
آشوری دانشآموختهٔ دبیرستانهای البرز و دارالفنون است و همدرسِ نوجوانیِ بهرام بیضایی و عبدالمجید ارفعی. در دوران نوجوانی با مطالعهٔ نشریات حزب توده به آن مکتب گرایش پیدا کرد، و پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ مدتی عضو سازمان جوانان حزب توده بود. پس از چندی در سال ۱۳۳۶ به حزب زحمتکشان ملت ایران (نیروی سوم) پیوست. آشوری در سال ۱۳۳۷ از دارالفنون دانشآموخته و وارد دانشکدهٔ حقوق و علومِ سیاسی و اقتصادی دانشگاه تهران شد و لیسانس اقتصاد خود را در سال ۱۳۴۲ گرفت. در همان سال در دورهٔ دکترای اقتصاد در همان دانشکده پذیرفته شد ولی آن را نیمهکاره رها کرد. کار تألیف کتاب، ترجمه، و نوشتن مقالات را از همین دوران شروع کرد. در دوران دانشجویی عضوِ هیئت اجراییهٔ «جامعهٔ سوسیالیستهای نهضت ملی ایران» به رهبری خلیل ملکی نیز بوده است. نخستین کتاب او، به نام فرهنگ سیاسی، در روزگار دانشجویی از او منتشر شد که هنوز هم، با نام دانشنامهٔ سیاسی، در ایران در زمینهٔ علوم سیاسی کتاب مرجع است و تاکنون بیش از سی چاپ از آن منتشر شده است. در همان دوران آشوری در مؤسسهٔ انتشارات فرانکلین بهعنوانِ ویراستار در دائرةالمعارف فارسی و سپس در بخش انتشارات به کار مشغول بوده است
آشوری از بنیانگذاران کانون نویسندگان ایران و عضو انتخابشدهٔ نخستین هیئت دبیران آن بوده است (۱۳۴۸). در دانشکدهٔ حقوق و علوم سیاسی، دانشکدهٔ علوم اجتماعی، دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، در مؤسسهٔ شرقشناسی دانشگاه آکسفورد در بریتانیا، و دانشگاه زبانهای خارجی توکیو تدریس کرده، و عضوِ هیئت مؤلفان لغتنامهٔ فارسی در مؤسسهٔ لغتنامهٔ دهخدا (وابسته به دانشگاه تهران)، عضو هیئت ویراستاران دانشنامهٔ ایرانیکا (دانشگاه کلمبیا در نیویورک) و از نویسندگان آن بوده است. همچنین سردبیری چند مجلهٔ ادبی و نیز نامهٔ علوم اجتماعی را در مؤسسۀ مطالعات و تحقیقات اجتماعی (وابسته به دانشگاه تهران)، به عهده داشته است
آشوری در قلمروی علوم اجتماعی و فلسفهٔ مدرن به توسعهٔ زبان فارسی از نظر دامنهٔ واژگان و بهبود سبک نگارش یاری فراوان کرده است. آشوری در آثار خود واژگان نوترکیبی چون گفتمان، همهپرسی، آرمانشهر، رهیافت، هرزهنگاری، درسگفتار و مانند آن را بهکار برد که معادلی برای آن در زبان فارسی وجود نداشت. فرهنگ علوم انسانی او شامل صدها ترکیب و واژهٔ اشتقاقی تازه برای گسترش زبانِ فارسی در زمینهٔ علوم انسانی و فلسفه است. از میان آثار او میتوان به بازاندیشی زبان فارسی، شعر و اندیشه، تعریفها و مفهوم فرهنگ، و فرهنگ علوم انسانی اشاره کرد. ما و مدرنیّت نام مجموعه مقالههایی از اوست که در آن به تحلیل بحران فرهنگی جامعهٔ ایران در مواجهه با مدرنیّت میپردازد. وی نویسندهٔ عرفان و رندی در شعر حافظ است که تفسیری هرمنوتیکی از بنیادهای اندیشگی دیوان حافظ بر پایهٔ پژوهش متنشناسانهٔ تاریخیست
چون بر حافظ خویشش نگذاری باری ای رقیب از بر او یک دو قدم دورترک
واقعیتی که باید آن را در همین ابتدا اعتراف کنم این است که دیگر نخواهم توانست حافظ را جور دیگری تفسیر کنم، جز از دریچه ی عرفان ذوقی و رندانه، عرفانی که با عرفان رسمی و زاهدانه فرسنگ ها فاصله دارد و گاه در تضاد است. آشوری در این کتاب با بررسی دو کتاب کشف الاسرار میبدی و مرصاد العباد نجم الدین رازی، دو تفسیر ذوقی قرآن، با ادله بسیار نشان می دهد که این دیدگاه ذوقی، منبع الهام حافظ بوده است برای سرودن اشعار خود، تفسیری که در آن انسان به حسد رقیبان از بارگاه یار رانده می شود، اما در پرده رازی دیگر نهفته است و آن بار امانتی است که آدم پذیرفته و پا به عالم خاکی یا خرابات می گذارد. تفسیری کاملا متضاد با آن تصور گناه و رانده شدن و هبوط به زمین به عنوان تبعیدگاه. نثر داریوش آشوری بسیار پاکیزه است و اصراری که بر استفاده از دستور زبان فارسی دارد، کلمه های تازه، پاورقی های بسیار مفید، مباحث اسطوره شناسانه و ابیات انتخابی از دیوان شیخ، لذت خواندن متن را دوچندان می کند. در انتها این بیت بسیار زیبا که شاید بسیار کامجویانه به نظر آید اما اگر با نگاه آدم ـ حافظ که عاشق جمال یار است و خدا نیز معشوقی است که سخن های نهان با عاشق خود دارد، معنایی بسیار متفاوت خواهد یافت: سویِ من لب می گزی که «مگوی» لبِ لعلیِ گزیده ام، که مپرس
کتاب بیتردید نقطه عطفی در حافظپژوهی به طور خاص و مطالعات ادب فارسی به طور کلی است پیش از پرداختن به محتوای کتاب مشخص ساختن موضوع کتاب در پروژه کلی آشوری اهمیت ویژهای دارد. پرداختن به حافظ برای آشوری، جدا از جنبه پژوهشی آن، اهمیتی روشنفکرانه دارد. از نظر آشوری فهم میراث فرهنگی ما با با دستاورهای علوم انسانی مدرن، میتواند ما را در شناخت خود یاری کند. علاوه بر این، اهمیت دستاوردهای علوم انسانی «غربی» را به ما بشناساند. به این صورت پیوندی میان میراث ما و آنچه از غرب آمده برقرار کند. در این میان فهم دیوان حافظ با دستاوردهای علوم انسانی نوین، به علت جایگاه کانونی آن درفرهنگ ما، اهمیتی ویژه دارد خود کتاب را میتوان از زوایای متفاوتی بررسی کرد الف: ترسیم سنت صوفیانه-نظری موثر بر حافظ: کتاب در قدم نخست تلاش میکند با رجوع به متونی که فضای فرهنگی-نظری حافظ را شکل میدادند، این فضای را تصویر کند. آشوری به طور مشخص دو متن را برمیگزیند: مرصاد العباد و کشف الاسرار. در قدم بعد با نشان دادن شواهد متعدد و شباهتهای بسیاری که میان تعبیرات این کتب و دیوان حافظ وجود دارد، آشوری تاثیر این متون را بر حافظ روشن میسازد ب: تصویر سنت شاعرانه-حسی موثر بر حافظ: آشوری همچنین با مراجعه به دیوان سعدی و خواجو نشان میدهد که چگونه درک الاهیاتی این دو و به خصوص سعدی با درک شاعر-عارفان پیشین متفات است و رو به سوی شادخواری و زندگی دارد. این گسست شادخوارانه و زندگیدوستانه راه را برای شکلگیری دیوان حافظ باز میکند. د: نقشه اجمالی جغرافیای فرهنگی ایران در قرون میانه: آشوری هوشمندانه تاکید میکند که سنت فرهنگی قرون میانه از دو سنت متفاوت فرهنگی متاثر است: عرفان نظری و عرفان خراسانی. البته بسیاری پیش از او به این نکته اشاره کردهاند. اما آنچه در کار آشوری یگانه است تاکید بر تحول سنت عرفان خراسانی در قرون بعدی است. یعنی جهان حافظ را نباید با مولوی یگانه دانست. از آن گذشته، آشوری نشان میدهد که تا چه اندازه آشنایی شرقشناسان به سنت نوافلاطونی موجب کجخوانی سنت خراسانی شده است ه: نثر کتاب: نثر کتاب بسیار علمی و پخته است. آشوری برخلاف بسیاری حافظ پژوهان تلاش نمیکند با استفاده از تعبیرات حافظ به نثر خود شکلی ادبی بدهد با این وجود کتاب دارای کاستیهایی از نظر ساختاری است. حجم کتاب میتوانست کمتر باشد و مولف میتوانست توضیحات بیشتر در باب سیر فکری حافظ در زندگی او اضافه کند. البته اشاراتی در کتاب وجود دارد، اما به اندازه کافی بسط نیافته است
بهجرأت میتوانم بگویم این کتاب از کمشمار کتابهایی است که بهشکلی روشمند به بررسی شعر حافظ پرداخته است. مؤلف این اثر که بهواسطهی اطلاعات گستردهاش در دانشهای گوناگون، ازجمله زبانشناسی و جامعهشناسی و فلسفه، از موضوعات گوناگون فهمی ژرف و چندجانبه بهدست آورده، بر آن است که اندیشههای حافظ را نباید جدا از متن تاریخیفرهنگی زمانهاش خواند و فهمید. طبق این رویکرد، که هرمنوتیک یا همان تفسیر متن نام دارد، هر اثر ادبی برآیند گفتمانی خاص است. گفتمان مفهومی کلی است که تمام ویژگیهای تاریخی، فرهنگی، زبانی، اجتماعی و... مردم را دربر میگیرد. آشوری اشکال کار بسیاری از حافظپژوهان را بیتوجهی به همین گفتمانهای غالب در دورهی زندگی حافظ میداند. وی طی پژوهش عالمانه و شگفتی که درزمینهی جهانبینی حافظ میکند، یافتههایی ارزشمند بهدست میدهد. بررسی تطبیقی «مرصادالعباد» نجم رازی و «کشفالاسرار» میبدی با شعر حافظ و بستری که این دو اثر برای پیدایش دستگاه اندیشگانی حافظ فراهم میکنند، درخشانترین بخش کتاب است. درآمیختن این پژوهش با یافتههای اساطیری غرب(مفهوم کهنالگو یا سرنمون، از یافتههای یونگ)، رهیافتهای این جستار را بیشازپیش عمق بخشیده است. باوجودهمهی خوبیها، دو اشکال عمده در این اثر وجود دارد: نخست آنکه از میانههای کتاب بیآنکه گفتارها از نکتههای سودمند یکسره خالی شده باشد، گونهای تکرارِ گفتههای فصلهای پیشین، خواننده را خسته میکرد. دومین ایراد، نداشتن کتابنامه و فهرست منابع است. نویسندهی این کتاب علیرغم اینکه بسیار منسجم و روشمند موضوعات خود را پرداخته، گویی در پایان فراموش کرده است که آوردن کتابنامه در پایان چنین کتابی، ضرورتی است که هر کار علمی اینچنینی ایجاب میکند.
یکی از بهترین کتاب ها و شاید تنها کتابی که چنین واقعی و مملوس چهره حافظ و شعر حافظ و طبع حافظ رو به تصویر کشیده و به زیبایی هم تونسته اینکار رو انجام بده، به غایت از خوندن این کتاب لذت بردم چون تصویر و تفکر من درمورد حافظ رو تغییر داد و با فلسفه شعر حافظ و نیز هستی و خلقت آشناتر کرد با زبان شاعرانه زیبا . این کتاب نقطه عطفی برای من بود درباره تفکر و نحوه برخورد با پیرامون و انسان ها و راز آفرینش.....این کتاب رو به همه توصیه می کنم مخصوصا اونایی که میخوان با فلسفه حافظ آشنا بشن
شعر حافظ، رندانه است نه زاهدانه! یعنی چه؟ یعنی بخش بزرگی از دیوان اشعار حافظ ساختار معنایی دولایه دارد که در آن معنای مجازی و حقیقی در هم تنیدهاند و به یکدیگر اشارت دارند یا میتوانند در فهم فحوای کلام جایگزین هم باشند. مسجد حافظ، هم جایگاه اهالی زهد بر زمین است و هم جایگاه آسمانیان و ملائک. اما در هم تنیدگی مفاهیم به علت کاربرد شگفتآور حافظ از زبان و نحوه استخدام واژگان او - که گاه شعرش را در ظاهر به اشعار صوفیانه نزدیک میکند - سبب شده که دیوان او در طول سالیان دراز محل مجادله و مباحثه اهل فضل باشد.
داریوش آشوری در کتاب مهم و ارزشمند؛ عرفان و رندی در شعر حافظ، در تلاش است با واکاوی ریشههای ادبیات عرفانی حافظ و متونی که زمینهساز نظام فکری او بودهاند، تصویر درستی از رندی در بیان او را عرضه کند. انتقادی که به او وارد است، عدم احاطه کافی به فنون ادبی و ظرافتهای زبانی است که خود نیز در مقدمه به این ضعف اعتراف میکند. این اتفاق سبب شده که او در جایجای کتاب تئوریهای درستش با ذکر برخی مثالهای نادرست زیر سوال ببرد.
بررسی تطبیقی دیوان حافظ با کتاب های هم عصرش مانند کشف الاسرار و مرصاد العباد توسط آشوری در این اثر به شدت جذاب بود. بررسی عناصر شعر حافظ با اسطوره آفرینش و برداشت رندانه از این اسطوره که به فهم بهتر حافظ کمک می کند به زبانی بسیار ساده و قابل فهم بیان شد. شاید این کتاب، کتابی نباشد که همه چیز را برای شناخت حافظ در اختیار بدهد اما پیشنیاز های فهم شعر حافظ را در خود دارد که برای کسی که علاقه مند به حافظ است به شدت مفید خواهد بود.
هرچه پیش میرفتم هیچ نمیگفت و هرچه پیش میرفت جمله هیچ در هیچ میشد! یاد آن برنامۀ «پرگار» بیبیسی افتادم که استاد آمده بود تا از نیچه بگوید و میگفت اما باز در عمل هیچ نمیگفت. این هم نیمهکاره رها شد.
از آنجا که قبلا در دو برنامه و در مجموع دو ساعت به صحبت های داریوش آشوری در مورد این کتاب گوش داده بودم کتاب برای من جذابیتی نداشت و فقط آن را ورق زدم. به نظرم هرکسی میتواند صحبت های آقای آشوری را بشنود و از کل نظر ایشان مطلع شود بدون نیاز داشتن به خواندن یک کتاب چهارصد صفحه ای که نیمی از آن شامل مباحث نظری مربوط به هرمنوتیک است و متن های تفسیری عارفانه قرآن وهمچنین تاریخ دین یهود (که نسخه ارائه شده در این کتاب میتواند دقیق نباشد).
نیمه دوم کتاب که روی اشعار خود حافظ متمرکز میشود میتواند جالب تر باشد ولی کشف عجیبی صورت نمیپذیرد و همه بیت های آورده شده همان قرائت عارفانه رندانه آفرینش را روایت میکنند که خود خواننده هم دشواری زیادی در یافتن این ارتباط نباید داشته باشد.
به هر حال وجه جدیدی برای خواندن حافظ را به من معرفی کردند و از این جهت خوشحالم. با توجه به شنیده ها کتاب های هما ناطق و علی حصوری در مورد حافظ باید ادعاهای حداقل هیجان انگیزتری داشته باشد.
واردِ این وادی نبودم، حرفهای کتاب برایم تازگی داشت. آشوری خیلی ریزبین و نکتهسنج کتاب را نوشته است و تسلط بالایی به موضوع و تاریخ آن داشت. بدون پیشزمینهی ذهنی درمورد حافظ و حرفهای کتاب، نقد آن ممکن نیست؛ گفتههای آشوری را به عنوان نگاهی ویژه و پرداخت شده شنیدم. با وجود سنگینی کتاب تقریباً همهی مطالبش را با نکتهسنجی و وسواس فهمیدم، در بخشهایی به تفاوت نگاه او و خودم آگاه میشدم و در بخشهایی نیز اصلاً نگاهی نداشتم که بخواهد متفاوت باشد! به هر رو، آشوری خیلی اسلامی نیست، ایمانی نیست. نگاه مادهگرایانه و طبیعتمحور او در فصلهای نخستین بیشتر خود را مینماید و جایگاه وحی را آنگونه که من میبینم بالا و مسلط نمیداند. لااقل میتوانم اینها را فهم بدون تعصب خودم از کتاب بدانم و امیدوارباشم به اینکه اینگونه نباشد. درمورد حافظ اما او خیلی دلیل و نمونه برای ادعاهایش دارد، در حدی که نمیتوان با مدارک و شواهد او حرفهایش را رد کرد. نگاه متفاوتش به حافظشناسی باب مهمی را در مطالعهی ادبی باز کرده است، اگرچه که سانسور آگاهانه یا ناآگاهانهی او از واقعایت تصوف و عرفان اسلامی نتیجهگیری خاص و مورد نظر او را به همراه دارد و ممکن است نگاه ما را با وجود نزدیک شدن به حافظ از او دور کند! دست آخر خواندن کتاب را تنها به حافظخوانها و حافظشناسها و کسانی که درک دقیقی از عرفان و تصوف اسلامی دارند توصیه میکنم
شعر حافظ،لايه لايه است،الفبايي منحصر به فرد دارد،نويسنده اين كتاب اموزگار من در يادگيري اين الفبا بود و راه گذر از پوسته ي انديشه حافظ را نشانم داد. اكنون كه قدم در اين راه نهاده ام ،تنها معرفت است كه لايه هاي زيرين را بر من هويدا خواهد نمود،معرفتي كه موقوف هدايت است و اميد دارم نظر عنايتي برمن باشد،چرا كه بدون اين ،هرگز دركي از شعرش نخواهم داشت.
زاهد ار راه به رندی نبرد معذور است عشق کاریست که موقوف هدایت باشد
یکی از بهترین منابع برای درک غزلیات حافظ همین کتاب آقای آشوری است. نگاه دقیق هرمنوتیکی به حاقظ و اشعار او دریچه ای تازه . برای ما باز میکند تا بدون هیچ گونه تعصب و تقدسگرایی، حافظ و غزلیات او را درک کنیم. در ضمن مختصر بودن این کتاب نکته مهمی برای خواننده است که نباید دور از ذهن بماند
لازم نيست حافظ شناس باشيد. اصلا نيازى نيست اهل شعر و شاعرى باشيد. اين كتاب درباره ميراث ادبى عظيمى است كه تحت عنوان كلى عرفان پشت سر ما قرار دارد. خواندن نيمه اول اين كتاب به شما كمك مى كند نسبت خود را با ديدگاه هستى شناسانه (يا به قول داريوش آشورى هستى شناسيك!) عرفان اسلامى -اگر تيزبين تر باشيد با هستى شناسى اسلامى- مشخص كنيد طبعا اگر در پى شناخت حافظ و شعر او هستيد نيز، نيمه دوم اين كتاب بهترين منبع شما خواهد بود
This book is one of the best sources to achieve a deep understanding of Hafez and the conception of Rendi in Persian Mysticism. The book provides a hermeneutical, intertextual reading of interpretations of Quran written by Rashid al din Meibodi and the Divan of Hafez and sets up an interesting new Horizon for many words and terms in the Divan of Hafez. A must read book to experience a new horizon of reading which interestingly does not reduce the beauty of uncertainty of meaning in Hafeze's Works!