داستان در مورد مبارزات سیاسی قبل از انقلاب است. علی میرزایی، دانشجوی انقلابی توسط ساواک دستگیر شده و بازجویی می شود. بخش اول با روایت دانای کل آغاز می شود. علی شکنجه شده تا چگونگی آشنایی اش را با سید رسول اعتراف کند. در بخش بعد راوی داستان علی است. زمانی که نوجوان است و در روستایی در ترکمن صحرا زندگی می کند، روحانی جوانی به روستای آنها تبعید می شود. با اینکه سایر اهالی از ترس پاسبان ها از سید دوری می کنند، علی از همان ابتدا جذب او می شود. رفته رفته مریدش می گردد. همراهش به تهران رفته و وارد مبارزات انقلابی می شود. روال کتاب این گونه است که چند بخش از زبان علی روایت می شود برای بیان اتفاقات گذشته، سپس به با روایت دانای کل به اتاق بازجویی برمی گردیم. تا حدود بخش 36 مشکلی در این باره نیست. اما بعد از آن داستان کاملا بی برنامه و نامشخص از دانای کل به اول شخص و برعکس پرش می کند و جدا سازی آن احتمالا به عهده ی خواننده است. مثل این بخش:
باید در کنارش می نشستم و چون شب های قبل با او حرف می زدم: - دنیا با این همه بزرگی اش کوچک است حاج آقا، و این بشر هنوز نتوانسته بسیاری از رازها و رمزهای هستی را کشف کند، به خصوص حکمت الهی در مباحثی چون جبر و اختیار. حاج آقا جواد خیره نگاهم کرد. خم به ابرو داشت: -چته علی آقا؟امشب فیلسوف شده ای؟ علی لبخند زد. دلش می خواست همه چیز را به حاج جواد می گفت...
از این پرش ها در بخش های آخر فراوان است. از نظر من نه تنها ضروری نیست بلکه از ارزش نگارشی کتاب به شدت می کاهد.
مورد قابل ذکر دیگر اشتباهات تایپی زیادی است که در سراسر کتاب به چشم می خورد و این احساس را به من می داد که در حال خواندن یک کتاب الکترونیکی منتشر شده در اینترنت هستم. وجود این نوع اشتباهات در کتابی که چاپ شده و حتی به چاپ دوم رسیده اصلا پسندیده نیست.