«گربه در جوراب زنانه» عنوان سومین جلد از مجموعه کتاب های «قصه های غرب وحشی» می باشد. این کتاب، داستان گربه هایی است که از بانک سرقت می کنند و برای پنهان کردن چهره شان جوراب زنانه روی صورت می کشند، البته در دزدی آخر چون جوراب زنانه گران بوده است از خریدش منصرف شده اند و بدون پنهان کردن چهره وارد بانک می شوند.
از داستان هایی که در نوجوانی خوندم و کلی خندیدم باهاش. چیزی که خیلی من رو جذب میکرد، شیوه ی طنز نویسیش بود که پهلو به سوررئال میزد. یعنی وقایع به خاطر عجیب بودن مضحکشان، خنده دار بودن.
این مجموعه ازون کتابایی بود که بعد خوندنشون از خودم پرسیدم:" این چی بود من خوندم؟" البته با حال خوش این سوال رو از خودم کردم:") طنز جالبی داره و فضا و موضوعاتش جذابن، بهش یه فرصت بدید.