Jump to ratings and reviews
Rate this book

سمفونی سپیده دم

Rate this book

208 pages, Paperback

First published January 1, 2007

4 people are currently reading
52 people want to read

About the author

سیدعلی صالحی

83 books310 followers
سیدعلی صالحی در ۱ فروردین ۱۳۳۴ در روستای مَرغاب از توابع ایذه بختیاری در استان خوزستان در خانواده‌ای کشاورز به دنیا آمد. پدر او کشاورز، شاعر و شاهنامه خوان بود؛ و در سال ۱۳۴۰ به دلیل شیوع حصبه در مرغاب همراه با خانواده به مسجد سلیمان اقامت کرده و در سال ۱۳۴۷ در همان شهر وارد دبیرستان شد. در سال ۱۳۵۳ به دلایل تنبیه و تهدید از سوی مدرسه و مقامات ترک تحصیل کرد و یک سال بعد باز به مدرسه بازگشت و دیپلم ریاضی گرفت.

اولین شعرهای او در سال ۱۳۵۰ به اهتمام ابوالقاسم حالت در مجله محلی شرکت نفت چاپ شد. او در سال ۱۳۶۰ قصه‌گوی کودکان در مهدکودک لیلی شد که توسط پرویز رجبی و همسرش اداره می‌شد. او خود را و سرنوشت خود را مدیون این دو می‌داند و می‌گوید پاییز سال ۱۳۶۰ خورشیدی بود که آنجا کنار عزیزانم آرام گرفتم از جهان و اضطراب آن. حتی پدر و مادر و بستگانم نیز نمی‌دانستند من کجای این زندگی مفقود شده‌ام.

سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۴ صالحی همراه چند نفر از شاعران هم‌نسل خود جریان «موج ناب» را در شعر سپید پی‌ریزی می‌کند. منوچهر آتشی و نصرت رحمانی در تهران از این جریان پیشرو حمایت می‌کنند.

وی در اردیبهشت سال ۱۳۵۸ برای اقامت دایم به تهران می‌رود و در پاییز ۱۳۵۸ در کنکور رشتهٔ ادبیات دانشکده هنرهای دراماتیک قبول می‌شود. در همین زمان با حمایت اسماعیل خویی، غلامحسین ساعدی، نسیم خاکسار و عظیم خلیلی به عضویت کانون نویسندگان ایران درمی‌آید و در مطبوعات آزاد مشغول به کار می‌شود.
وی در جریان انقلاب فرهنگی زخمی می‌شود و سپس در مسجد سلیمان محاکمه شده و مورد کیفر قرار می‌گیرد.

در سال ۱۳۶۳ با نقض تقطیع سنتی و سطربندی کلاسیک در شعر سپید، پیشنهاد «تقطیع هموار و مدرن» را مطرح کرد. سرانجام موفق می‌شود این روش تقطیع را همه گیر کند که تا امروز مورد قبول است.
یک سال بعد «جنبش شعر گفتار» را با ساده کردن زبان شعر معرفی می‌کند که با آغاز دهه هفتاد به جریانی مقبول در شعر فارسی تبدیل شد. وی در این باره گفته‌است: «ریشه شعر گفتار به گات‌های اوستا بازمی‌گردد. معمار نخست آن حافظ است و نیما و شاملو هم چند شعر نزدیک به این حوزه سروده‌اند. اما فروغ دقیقاً یک شاعر کامل در « شعر گفتار» است. من تنها برای این حرکت «عنوانی دُرُست» یافتم و سپس در مقام تئوریسینِ مؤلف، مبانی تئوریک آن را کشف و ارائه کردم. همین! »

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
16 (22%)
4 stars
22 (30%)
3 stars
22 (30%)
2 stars
9 (12%)
1 star
3 (4%)
Displaying 1 - 5 of 5 reviews
Profile Image for Amir ali.
330 reviews1 follower
July 30, 2013
مادرم می‌گويد:
آن سال‌ها هر وقت آب می‌خواستی
می‌گفتی: ماه!
هر وقت ماه می‌خواستی
می‌گفتی: آب!

آب
استعاره‌ی نخستينِ خواب‌های من بود،
و ماه
که هنوز هم گاهی
کلماتِ عجيبی از اندوهِ آدمی را
به يادم می‌آورد.

حالا
اين سال‌ها
فقط پير، فقط خسته، فقط بی‌خواب،
فقط لحنِ آرمِ آموزگاری را به ياد می‌آورم
که دارند از بلندگویِ دبستانِ سعدی آوازم می‌دهد:
سيدعلی صالحی، کلاسِ اولِ الف!

يادت بخير پيامبرِ گمنامِ نان و کتاب!
پيش‌بينیِ عجيبِ تو درست درآمد:
من شاعر شدم!
Profile Image for hedgehog.
6 reviews22 followers
August 31, 2017
دو شاخه از یکی درخت:
یکی تیرِ تابوت وُ
یکی تختِ گهواره؟

نگران نباش گردوی پیر!
حالا هزار پائیز است
که گاه می‌آیند وُ
هزار بهار است که گاه می‌روند،
هیچ پرنده‌ای
آشیان پرنده‌ی دیگری را تصرف نخواهد کرد.

سیدعلی‌صالحی
Profile Image for ZaRi.
2,316 reviews877 followers
Read
December 2, 2013
برو!
فعلا دارم به همين سنجاقکِ خفته
بر چينِ پرده نگاه می‌کنم.

برو!
تو را نخواهم نوشت،
دست از سَرَم بردار، برو!

خرداد هم تمام شد،
بچه‌ها دارند از آخرين امتحانِ سال
به خانه برمی‌گردند.

پايينِ کوچه
زيرِ خنکایِ درختِ پير
خوابِ دوچرخه و بستنی می‌بيند
کودکِ فال‌فروش.

حالا هی بگو پرده
بگو سنجاقک
بگو کيميا
بگو کلمه!
Profile Image for Fateme Ghasemirad.
142 reviews
October 2, 2020
غروب است
با آن که می‌ترسم
با آن که سخت مضطربم،
باز با تو تا آخر دنیا خواهم آمد.
Profile Image for SA®A .
317 reviews385 followers
Read
November 30, 2013
.دویدن بی پایان یکی نقطه بر قوس دایره

تا کی ؟

.باز باید بیدار شوم، بشنوم ، ببینم ،‌باور کنم

باز باید برای ادامه ی بی دلیل دانایی

.تمرین استعاره کنم

همه برای رسیدن به همین دایره

.از پی دایره می دوند

!هی نقطه مجهول

!مرارت مسخره

!مضمون بی دلیل

تا کی ؟

.میز کارم غبار گرفته است

رخت های روی هم ریخته را نشسته ام

رویاهای بی مورد آب و ماه و ستاره به جایی نمی رسند ،

شب همان شب و

روز همان روز و

هنوز هم همان هنوز ...!ا

من بدهکار هزار ساله ی بارانم


آیا کسی لیوان آبی دست من خاهد داد؟
Displaying 1 - 5 of 5 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.