به نقل از تاریخ تمدن ویل دورانت، از مصر باستان تعدادی قصه، شبیه به قصه های هزار و یک شب باقی مانده که بعضی از آن ها می تواند با قصه های هزار و یک شب رقابت کند و حتی از آن پیشی بگیرد. این کتاب، بعضی یا همه ی آن قصه ها را به زبانی ساده برای کودکان و نوجوانان ترجمه کرده است. بعضی از قصه ها تاریخی اند و چندان جذاب نیستند. اما به صورت خاص دو قصه که مربوط به شاهزاده ای مصری هستند که به جادو و خواندن گورنوشته های مقدس علاقه دارد، بی نهایت جذابند.
در نخستین این قصه ها روایت می شود که چطور شاهزاده وقت خود را بر خواندن گورنوشته ها می گذراند، و روزی ارواح او را شاهزاده را از کتاب سحری که به دست خود تحوت، ایزدساحر بزرگ مصر نوشته شده با خبر می کنند که هر کس طلسمات آن را بخواند همه چیز را خواهد دانست و به هر کاری توانا خواهد بود، و در گوری پنهان است. شاهزاده به قصد آن گور می رود، اما وقتی می خواهد کتاب را از سینه ی مرده جدا کند، مرده به جان می آید و به شاهزاده هشدار می دهد که این کتاب را نخواند، زیرا باعث مرگ او شده است. و شروع به تعریف ماجرای خود می کند. در این قصه در قصه، مرده نقل می کند که چطور توسط روح مردگان با خبر شده که کتاب ایزدساحر تحوت در دل دریا در صندوقی که توسط مارها و عقرب ها حفاظت می شود جای دارد، و برای یافتن کتاب، به میان دریا رفته و آب دریا را به سحر شکافته (مقایسه شود با موسی) و با مارها مبارزه کرده و کتاب را برداشته. اما ایزدساحر تحوت، به سبب این دزدی از خزانه ی شخصی اش، او و خانواده اش را به جنونی دچار ساخت که خود خود را بکشند.
اما شاهزاده توجهی نمی کند و کتاب را از سینه ی مرده بر می دارد. مرده ی خشمگین به شکل زنی زیبا در می آید و شاهزاده را می فریبد و او را به انواع درد و زجرها دچار می کند، تا این که شاهزاده می فهمد این زن همان مرده است که کتاب را از او دزدیده. پس کتاب را باز می گرداند.
در داستان دیگر، باز ماجرای همین شاهزاده روایت می شود که در آرزوی فرزندی است. خدایان فرزندی به او اعطا می کنند که در سحر و جادو از خودش تواناتر می شود و شاهزاده را با خود به سفری در سرزمین مردگان می برد، جایی که ایزد اوزیریس به همراه آنوبیس و تحوت مردگان را به داوری نشسته اند. سپس این کودک مبارزه ای با جادوگری حبشی می کند که بی نهایت جذاب است.
برام خیلی جالب بود که هر ملت و تمدنی در داستان سرایی استایل خاص خودش رو داره، مثلا اون تیپ خاصی که افسانه های ایرانی با قصه های جن و دیو و پری و شاهزاده های قهرمان دارن، مصر با خدایان و فراعنه خودش داشت، و این موضوع واقعا برای من جالب و جذاب بود.
Completely childish. And not even. Yes, it was not supposed to be a deep, scientific essay about egyptian cosmogony or anything like that, but at the end the selected tales are completely dumb. And the style, wich is supossed to be aimed for children, is terrible: simple, basic... dumb. It is probably the best word to describe this book: dumb. I'm sure Egyptian Culture has much better in so many other books.
Ce livre fut pour moi une vrai mine d'or. J'ai cette obsession pour l'Egypte depuis mon plus jeune âge, et ce livre est rempli d'histoires et de légendes fascinantes sur l' Ancienne Egypte, ses pharaons, ses dieux et rituels. On y trouve également l'alphabet égyptien. Très intéressant.