Jump to ratings and reviews
Rate this book

مرگ کثیف

Rate this book
Une ville immortelle
چاپ ۲۵۳۶

236 pages, Paperback

First published August 27, 1986

3 people are currently reading
71 people want to read

About the author

Pierre-Jean Rémy

118 books2 followers
Pierre-Jean Rémy is the pen-name of Jean-Pierre Angremy who was a French diplomat, novelist, and essayist. He was elected to the Académie française on 16 June 1988, and won the 1986 Grand Prix du roman de l'Académie française for his novel Une ville immortelle.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
8 (18%)
4 stars
12 (27%)
3 stars
16 (37%)
2 stars
6 (13%)
1 star
1 (2%)
Displaying 1 - 8 of 8 reviews
Profile Image for Iman Majdi zadeh.
97 reviews22 followers
July 21, 2020
برای من خیلی عجیبه که اون داورهایی که به یه اثر جایزه میدن چه چیزی رو در نظر میگیرن. هسته داستان؟ شخصیت پردازی؟ فضاسازی؟ روند قصه یا چی؟ من شخصا از کتابی تعریف میکنم که خوشم بیاد، از کتابی هم خوشم میاد که حداقل یکی از پارامترهایی رو که گفتم داشته باشه، نه اینکه بخواد با استفاده از یه فضای مبهم فاحشه خانه و اندام های جنسی زنانه نظر من خواننده رو جلب کنه، دیالوگ های بی ثمری که خیلی از جاها نمیفهمیدم که شخصیت اصلی با یه مرد داره حرف میزنه یا یک زن...
واقعیت رو بگم که هیچکس رو نشناختم، البته که تلاش هم نکردم که توی دام نویسنده بیفتم و بگم این من هستم که نمیفهمم، چرا که همونطور که همیشه گفتم این نویسنده و مترجم هستن که باید در اختیار من باشن و آثاری رو عرضه کنن که من لذت ببرم، نه اینکه چون فلان کسک جایزه گرفته بنابراین من باید همه تلاشم رو کنم تا مزخرفات اون رو بخونم.

در کل این کتاب یک جمله نظرم رو جلب کرد، جمله ای که من همیشه میگفتم. جایی که ژان شارل میگه : من هنوز هم مطلقا عقیده دارم اگر میل جنسی نبود، هیچ اثر هنری خلق نمی شد.
Profile Image for El_philippa.
86 reviews3 followers
Read
September 10, 2024
Скорость развития событий в этой книге совершенно отличается от современных книг. Подача деталей, экзистенциализм персонажей, все это погружает читателя в совершенно иную реальность.
Profile Image for Metanat Mohebbi.
15 reviews1 follower
November 8, 2025
این هفته رمان مرگ کثیف رو خوندم. در گودریدز هم چهار ستاره دادم چون به نظرم همه‌‌چیز این رمان نزدیک به حقیقت مرگ و میل جنسی و عشق بود؛ بااین‌حال هی فکر کردم چرا رمان من نیست! چرا وقتی همه‌چیز رمان جاییه که ازقضا خیلی بی‌نقاب در احتضار می‌گذره و این‌چنین پرداختی داره، بعیده دوباره بهش برگردم.
مثلث عشق و مرگ و میل جنسی آدم‌های رمان خیلی بجاست و تناظر احتضار و از‌طرف دیگه حضور در فاحشه‌خونه به گمانم عالی‌ترین انتخابه؛ اما چیزی که من رو از رمان دور نگه می‌داشت، جدا از این مثلث درخشان بود. حتی فرم رمان و گاه گفتن و گاه نگفتن‌های عمدی و نصفه‌گذاشتن دیالوگ‌ها هم عجیب به ساحت مرگ رمان نشسته. ولی باز رمانی نیست که به لحظات احتضارشون برگردم. با مرور این‌ها، جواب خودم رو در قیاس با شیاطین و مرگ ایوان ایلیچ پیدا کردم.
به گمانم مرگ و هر مضمونی، در ساحت قیاس شکوفا می‌شه. وقتی رمانی سراسر مرگه، حتی فضاشازی و مرور عشق‌ها و ناکامی‌ها و همخوابگی‌های روزمره هم سویه‌ی مرگ‌آسا داره، من توی قیاس نمی‌افتم که مرگْ مرگ‌تر بشه یا در رویارویی با چیزی دیگه، مرگ رو شکوفاتر ببینم. از ابتدا تا انتها دست مرگ روی گلوی ما و کارکترهاست و حتی بازی جذاب «گو» که در کل رمان جریان داره، باز هم بازیِ مرگه و نه میل به بردن و موندن. تنها کرکتری که در کل جهان رمان زنده است، به نظر مدیر فاحشه‌خونه است که می‌خواد هرجور شده دختران جوان و جدید را جور کنه برای مهمون‌هاش. شاید هم نانه، فاحشه‌ای که از ساحت رمان فرار کرد، کمی این گمان رو برام زنده کنه که این رمان جای سر سوزنی حیات نیست و بهترین کار فرار از اونه!
باز به کرکترها برگشتم و احساس کردم آدم‌های جهان رمان به‌طرز عجیبی تسلیمن، حتی خودکشی‌ها، حتی آمریکایی‌ها و حتی فاحشه‌های این رمان هم تسلیم جنگ و چرخه‌ی اقتصادی‌ان؛ اما نه از جنس تسلیم گراسیم، خدمتکار روستایی رمان ایوان ایلیچ، که گویی او حکم مرگ صاحبکارش رو با طیب خاطر امضا می‌کنه. یا حتی از جنس احتضار نیکولای شیاطین و نامه‌ی درخشان پیش از مرگش به پرستار هم نیست که اون نامه سراسر میل بود اما در قالب کلمات. انگار نیکولای شیاطین هم چنین مثلثی می‌سازه؛ اما خودش رو هم رأسی از اون می‌دونه و همین نوع بودن، به مرگ قدرتی بیش‌ از آنچه داره می‌ده. و الا می‌دونیم که به‌قول آنا دروبوت : «همه به طبیعت یک مرگ بدهکاریم!»
فکر می‌کنم رمان مرگ کثیف رمان آدم‌های تسلیمه و شاید من هنوز پی قدرتم، حتی در برابر مرگ که زیبا می‌‌دونمش. اصلاً برای مواجهه با چیزی فوق زیبا و ابرقدرتی مثل مرگ، بهتر نیست مثل خودش باشیم؟ به گمان مرگ ایوان ایلیچ و اصرارش به حیات، یا مرگ نیکولای و پافشاری‌ش به برآورده‌نکردن میلش، وزنه‌ی شاهکاری می‌سازه. نه اینکه مرگ کثیف درخشان نباشه، اما به گمانم مرگی که بی‌رقیب باشه، مرگ نیست. شاید هم فرق نویسنده‌ی فرانسوی با نویسنده‌ی روسی در همینه که اینجا گویی قصه‌ای بی‌نقاب می‌خونم از هم‌جواری مرگ و میل؛ ولی در رمان‌های روسی دوئل مرگ و میله. اینجا شرحی بی‌پرده می‌خونم از حقیقت عشق و ناکامی و رو به‌سوی مرگ بودن؛ ولی داستایفسکی بی‌اینکه چیزی بگه، انگار همه‌چیز رو می‌گه.
گرچه بعداز خوندن و نظردادن درباره‌ی هر رمانی، منتظر می‌مونم که دوستانم هم بخونن و با هم حرف بزنیم، چون جهان رمان‌ها رو نباید به درک خودمون تقلیل بدیم. شاید دوباره برگردم و اینجا رو بازنویسی کنم.

This entire review has been hidden because of spoilers.
Profile Image for Behrang.
109 reviews4 followers
July 11, 2024
کتابی خاص با شیوه نگارش رمان نو.
ژان شرال نویسنده‌ای فرانسوی که مدتی دست به قلم نبرده و در فاحشه‌خانه‌ای در هنگ‌کنگ در انتظار مرگ است و مردی چینی به نام لیو با بیماری سل که هم‌بازی و هم‌پیاله شرال است. دو شخصیت متضاد یکی از غرب و دیگری از شرق. این تضاد در تمامی کتاب مشهود است. حتی در نوع مرگ این دو، لیو چینی که شجاعت دارد مرگ خود را جلو بیاندازد و شرال فرانسوی که نه تنها شجاعت ندارد بلکه استغنای روحی آن را نیز نداشته و از این‌رو به مرگ کثیف خواهد مرد.
شرال داستان زندگی یا خاطرات خود را برای/ با لیو مرور می‌کند. فضای داستان به دلیل روایت خاطرات شرال تکه‌پاره‌ است و دائما از مکانی به مکان دیگر ، از زمانی به زمان دیگر و شخصی به شخص دیگر در رفت و آمد است و شرال از ناتوانی در دوست داشتن خود حرف می‌زند ناتوانی که با عدم نوشتن او گره خورده است.
1 review
August 6, 2021
The translation of the title for this book: مرگ کثیف
Seems to be wrong! Has anyone else noticed it? Or I am missing something here?
My French is very limited, but I can tell this much:

Pierre Jean Remy wrote "une ville immortelle" in 1986 and he received a Grand prix or prize for it.
This translation to Farsi is dated 1977, so this cannot be the same book as مرگ کثیف
Also, "une ville immortelle" means "an immortal city/town" (as far as I understand. Isn't it right?)

But, Remy wrote another book in 1973 with the title:
"Une mort Sale" which means "A dirty death", as far as I can tell with my limited French?
Please, correct me if I am wrong.
Thank you. Sharare
Profile Image for امیرمحمد حیدری.
Author 1 book73 followers
July 7, 2021
متاسفانه مشکلی که نمود آن در این اثر هم مشهود است، این است که چون در قرن بیست، منتقدان، کارگردانان، فیلسوفان و ادیبان متعددی در این ملت ظهور کردند، احساس می‌کنند به‌علت شباهت سرزمین‌شان، اگر قلم بردارند یا دوربین دست بگیرند، بازن و گدار و کامو و سارتر خواهند شد. این اثر یک ابتذال محض بود. تلاشِ مذبوحانه‌ی نویسنده برای خلوص یک عشق در قالب داستان کلیشه‌ایِ فاحشه و فحشابازی فرانسوی، یک افتضاح مطلق بود.
1 review1 follower
Read
August 6, 2021
کتابی که در فارسی با عنوان مرگ کثیف منتشر شده ترجمه کتاب
Une mort sale
از رمی است و کتاب
Une ville immortelle
مطلقا کتابی دیگر است و همانطور که از عنوان آن مشهود است به معنای شهر نامیرا است.
متاسفانه این قبیل سهل‌انگاری‌ها محدود به یک لینک در یک صفجه اینترنت نمی‌شود و به علت ظاهر شدن مکرر در صفحات جستجوی گوگل اکنون به عنوان یک واقعیت مسلم این کتاب را ترجمه مرگ‌ کثیف می‌دانند.
Profile Image for M.
309 reviews
Read
June 18, 2020
.کتاب جالبی نبود
Displaying 1 - 8 of 8 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.