اصطلاح «بینالنهرین» به معنای «سرزمین میان دو رود» است و اساساً به دشتهای عمدتاً مسطح میان دو رود دجله و فرات اطلاع میشود که سرزمین کنونی عراق را در بر میگیرد. سرانجام، بخش اعظم دشتها و تپههای پیرامون این دو رود، که مجموعاً بخش مرکزی خاور نزدیک را تشکیل میدهند نیز بخشی از بینالنهرین محسوب شدند. به علاوه، اصطلاح «بینالنهرین» نیز به طور کلی به تک تک و تمامی مردمانی اطلاق شد که در دوران باستان ساکن یا حاکم این سرزمین بودند، به این ترتیب، سومریان، اکدیان، آشوریان، بابلیان، ایلامیان، مادها و پارسها از جمله بیالنهرینیان تلقی شدند. اهمیت بینالنهرین برای خاور نزدیک صرفاً به مسئله جغرافیایی محدود نمیشود. بینالنهرین همچنین نقطه تقاطع راههای تجاری میان فلسطین، مصر و شرق مدیرانه در غرب، آسیای صغیر (ترکیه کنونی) و ارمنستان در شمال، عربستان در جنوب و افغانستان و هندوستان در شرق بود. به علاوه، بینالنهرین قلب ملل و امپراتوریهایی بود که در خلال قرون متمادی بر بخشهایی بزرگ از خاور نزدیک مسلط شدند.
Don Nardo (born February 22, 1947) is an American historian, composer, and writer. With close to four hundred and fifty published books, he is one of the most prolific authors in the United States, and one of the country's foremost writers of historical works for children and teens.
زمانی که تاریخ باستان را میخوانم,در حال گذر از صفحاتی که به ساختمان خانه هایی که از چوب خیزران و خشت ها ساخته شده اند,ناگزیر ذهنم را به پرواز در زمان وامیدارد,آنهنگام که وصف کشاورزی و شکار در جلگه ها را میخوانم و به ماهیگیری که 6000سال پیش در صبحگاهی به سوی رودی میشتافته تا با شکار روزش غذا و درامدی کسب کند تا زندگی ش را سپری کند..ناخوداگاه از خود میپرسم همچنان که خانه های تهران در برابر چشمانم سر افراشته اند و در نیمه شب روشنایی چراغ هایی از پنجره های خانه ها خبر از حیات انسان هایی میدهد که آنان را نمیشناسم,انسان هایی که به ان روشنی پنجره های غریب برای من خانه می گویند..ناخوداگاه از خود میپرسم که آیا زندگی آنچنان متفاوت شده..آیا انچه در ذهن ما می گذرد آنچنان متفاوت از ذهن 6000سال پیش است..آیا اخباری که می خوانیم متفاوت اند با خبر هایی که در میدان شهر های باستانی دهن به دهن میگشته اند..آیا روزی خواهد آمد که فردی همچو من در بالکن خانه اش کتابی بخواند که روایت انسان هایی در خانه های بتنی و آهنی باشد..انسان هایی که دو هزار سال پیش از او می زیسته اند..آیا اون نیز چون من از خود خواهد پرسید که آیا انسان های هم عصرش چندان متفاوت از ساکنین شهر فراموش شده تهران در 2000سال پیش هستند؟
به دلیلی که قبلا هم دربارهی برخی کتابهای این سری گفتهم این کتاب بیشتر از دو و نیم ستاره ارزش نداره. آخه کدوم تاریخپژوهی تورات رو سند دستاول حساب میکنه؟! البته این کتاب اطلاعات سودمندی تا فصل چهارم داره.
خانم گویندهی این کتاب (نسخهی غیررسمی) حتا تلفظ درست رود فُرات یا اکباتان یا بطلمیوس رو هم نمیدونست، واژههای بسیاری دیگه هم بود، لحن خوندن بماند... نمیدونم چطوری میشه کتاب خوند ولی هیچی ازش نفهمید! هر وقت به کتابهایی که این خانم یا امثالش خونده برمیخودم بیشتر به این باور میرسم که کتابخوندن بهتنهایی هیچی به آدم نمیده. یه کوشِشَکی هم باید کرد برای فهمیدن. کسی که جمله رو جوری میخونه که معنی نمیده چطور میتونه جملهها رو بفهمه؟!
فهرست: پیشگفتار: نخستین مردمان بینالنهرین چه کسانی بودند؟ 1. نخستین شهرها و امپراتوریها و ادبیات 2. ظهور آشور و بابل 3. امپراتوری آشوریان به اوج میرسد 4. جامعه و زندگی در بینالنهرین 5. بینالنهرین در دورهی مادها و پارسها 6. رویارویی شرق و غرب: یونانیان در بینالنهرین (!) 7. پسگفتار: بینالنهرین در اعصار بعدی
روایتی از فراز و نشیب و طلوع و سقوط تمدن ها و اپراتوری ها در فاصل میان دو رود پر آب و مهم در تاریخ یعنی دجله و فرات. کتاب نوعی داستان تاریخی است که از همان ابتدا گیراست و اطلاعات مختصر در عین حال کلیدی برای شناخت تاریخ منطقه را در اختیار خواننده قرار می دهد. کتاب حجمی ندارد و خواندن آن اصلا وقت گیر نیست.
سالهای دوره راهنمایی این کتاب را خریدم و فکر کردم که محتواش برام قابل فهم هست اما تا زمانی که وارد سال دوم دبیرستان نشدم و به لطف کتاب تاریخ تخصصی، اطلاعاتی درباره پادشاهیهای این منطقه جغرافیایی نخوندیم، نتونستم برای بار سوم کتاب را از سر شروع کنم و به آخرین صفحهاش برسم. امروز اینجا ثبتش کردم تا مثل خیلی از کتابهای دیگر یادم باشد که خواندمش و دریافتم خواندن هر چیزی زمان خودش را دارد مثل دیدن و شنیدن و گفتن خیلی چیزهای دیگر. بینالنهرین باستان مثل بقیه مجموعه تاریخ جهان اطلاعات خوبی درباره میاندرود باستان و حکومتهایی که به خود دیده است در اختیار خواننده میگذارد به خصوص اشارهای که به افسانه گیلگمش که داستان نوح در قرآن بسیار به آن شباهت دارد بسیار خواندنی است.
ماجرای شکست سد خاکی و طبیعی میان دریای سیاه (در آن زمان دریاچه آب شیرین) و دریای مدیترانه آشنایی با هلال حاصل خیز و شهرهای آن شناسایی امپراتوری آشور به عنوان اولین کسانی که از شکنجه و قتل عام برای راهگشایی در جنگ ها استفاده کردن و ده ها مطلب تاریخی و ارزشمند دیگه در این کتاب مختصر بود، اما ارزشمند
کتاب مناسبی برای مطالعه تاریخ نبود. بیشتر اطلاعات کتاب براساس حدس و گمان بود. یا در مورد بعضی رویدادهای مبهم نظر قطعی داده بود، مثل حمله اسکندر به خاورمیانه، که بعضی از مورخین این داستان رو ساختگی میدونند.
این مجموعه به عنوان مدخلی برای موضوع مورد بحث بسیار مناسب و راهگشا هست. در این کتاب هم علاوه بر توضیحات دقیق و تقسیم بندی تاریخی مناسب، تا سقوط حکومت صدام هم بحث رو پیش برده، ولی بعد از هخامنشیان بقیه مطالب بسیار خلاصه و صرفا تیتر وار بیان شده است.
This book contains a lot of valuable information, however the formatting is severely flawed and the writing was tedious to get through at times. A lot of the book is just hearing about empire conquering empire ad infinitum. I much more enjoyed hearing about the inventions of particular dynasties, as well as the types of lives the people within had lived.
This book shed much insight onto the birth of civilization as we know it, and made it clear that human nature has not changed much over the course of "civilized" existence. Also, I found it funny how it had to end on a "we need to bring democracy to the Middle East" note... for better or for worse, I was not expecting it to go there, and am not sure political opinions belong in an academic text book, although I suppose it served as a strong ending/ conclusion.