داستان آشنای دیگری از نبرد کمونیسم و سرمایه داری که در ویتنام با پیروزی کمونیسم به پایان می رسد و سپس دوره ترور کمونیسم..آنچنان همه چیز از الگوی یکسانی دنبال می کند که نخوانده در می یابیم چه رخ خواهد داد.
کمونیسم شاید از لحاظ عملی در تاریخ بزرگترین و بدترین شوخی قرن بیستم با انسان باشد..حتی فراتر از آلمان نازی..سیستمی نا کارآمد و مضحک که با داعیه برابری و برادری تنها بدبختی و بیچارگی به ارمغان می آورد.
مار سرخ کمونیسم هر بار به همان شکل ملتها را می گزد،رویا پردازی خطرناک مردی در آلمان از برابری،در عمل سبب مرگ میلیون ها نفر شد.
سرانجام تب سرخ در ویتنام نیز بالاخره فروکش نمود،اما به بهای سال ها جنگ و گرسنگی
فان وام دونگ در ۱۹۸۱ به استنلی کادنو اعتراف کرد:
بله ما ایالات متحده را شکست دادیم،حال از حل مشکلات به ستوه آمده ایم،غذای کافی برای خوردن نداریم،کشوری فقیر و توسعه نیافته داریم.می دانید جنگ افروزی بسیار ساده است،اما اداره یک کشور بسیار دشوار.
در دهه ۹۰ویتنام دست به دامن آمریکا شد،لغو تحریم ها و هجوم شرکت های خارجی جهت سرمایه گذاری اقتصاد ویتنام را از مرگ نجات داد،حال اما سیستم دیوانی و حکومتی عقب افتاده همچنان چوب لای چرخ پیشرفت می گذاشت.
وو نیوگین جیاپ سردار جنگی افسانه ای می گوید: ما در این کشور دو مسئله وحشتناک داریم،بوروکراسی و فساد.
در تاریخ کمونیسم و تمامیت خواهی، همه چیز مانند توالی اتفاقات از پیش تعیین شده،همانند یک دومینوی تاریخی فرو میریزد و رخ می دهد..تنها زمان لازم است.