در چین باستان، رهبری با زور مشخص میشد. طایفههای قدرتمند بر سر تسلط بر قلمروهای گسترده با هم رقابت میکردند. طایفههای شکستخورده دولتهای زیردستی میشدند که نقششان پشتیبانی از طایفه پیروزمند از راه پرداخت خراج و تأمین کارگر و سرباز برای خدمت به فاتحانشان بود. اما دولتهای زیردست، مادامی که فرمانبردار باقی میماندند، اجازه داشتند هویت خود را حفظ کنند. نتیجه، مجموعهای از دولتهای نیمهمستقل بود که یک دودمان مقتدر بر آنها تسلط داشت. کتاب حاضر از «مجموعه تاریخ جهان» تاریخ چین باستان را از زمان تأسیس نخستین دودمانها در حدود ۲۰۰۰ پیش از میلاد تا ۶۱۸ میلادی که آخرین دودمان امپراتوری چین باستان سرنگون شد بررسی میکند و در کنار رخدادهای سیاسی، به دستاوردهای علمی، ادبی و هنری این دوره نیز میپردازد. آشنایی با چین باستان از این جهت نیز اهمیت دارد که به درک چین امروزی کمک میکند.
چین باستان محل جنگی بی پایان است، سرزمین گسترده ای که تنها بزرگترین قدرت و باهوش ترین رهبر ها قادر به یکپارچه سازی اش هستند..در دل جنگ ها و کشمکش های همیشگی..ملتی که ارامش نمیشناسد..دست به ابداع هنر ها و ظرایف می زند..نظام فلسفه میافریند و پزشکی و نجوم را وسعت می دهد..مهم ترین دستاورد های چین شاید خط باشد..چین انچنان گسترده ست که حتی مردم نواحی مختلف گویش یکدیگر را نمیفهمند..خطی یکسان و سراسری که تمام تاریخ این ملت را شکل می دهد..شاید چین ازمعدود تمدن هایی باشد که امروز در آن نوشته های یافت شده از ۴۰۰۰سال قبل به راحتی خوانده میشود.. چین تمدنی سرشار از جنگ،علم،فلسفه،هنر و رنج...
این کتاب را در ساعاتی که در داروخانه و شیفت سربازیم بودم و بیمار کمتر مراجعه می کرد خواندم. علاقه ی من به تاریخ سبب شد که حدود نیمی از سال پیش را صرف خواندن تاریخ ایران کنم و امسال تصمیم گرفتم با تاریخ دیگر کشورهای دنیا، به خصوص کشورهایی که کمتر تاریخشان را خوانده ایم نظیر کشورهای شرق دور، آمریکا و بقیه ی کشورهای غیراروپایی آشناتر شوم. این کتاب هم اولین کتاب من در راستای این هدف بود. تاریخ چین باستان شگفت انگیز است. همانند تاریخ ما که در آن دوره ی اساطیری ای به نام سلسله پیشدادیان داریم که وجود خودش و پادشاهانش اثبات شده نیست، در تاریخ چین هم چنین دوره ای به نام سلسله شیا وجود دارد و همانند تاریخ ایران که در سلطنت اقوام ماد و پارس و پارت در سال های بعد تردیدی نیست، در چین هم در وجود سلسله های بعدی مدارک محکمی وجود دارد. در چین هم در طول تاریخش هم پادشاهان ظالم وجود داشته و هم پادشاهان عادل، هم فلسفه و تفکر وجود داشته و هم پلیدی و خیانت، و هم صلح و هم جنگ، و هم در طول تاریخ حکومت مرکزی مقتدر داشته اند و هم حکومت های محلی پراکنده، درست مثل ایران، ولی اسامی در تاریخ چین چینی است و در تاریخ ایران ایرانی. من حس می کنم تفاوت هایی در سبک نگرش چینی ها به دنیا ممکن است وجود داشته باشد که زبان عجیب و جالبشان هم در این تفاوت بی تاثیر نیست. فقط به طور کلی بگویم که مگر می شود که بر خلاف تقریباً تمام ملل غربی تر کلماتت را بر اساس آنچه در واقعیت می بینی و بر اساس شکل حدودیشان در دنیای واقعی بنویسی و دقیقاً دنیا را مثل مردم مللی ببینی که حروف کلماتشان ربطی به واقعیت عینی آن چیزی که توصیف می کنند ندارند؟ به نظر من هنرهای شگفت انگیز و خلاقیت هایی که چینی ها در عصرهایی مثل عصر مفرغ داشته اند و توانایی شان در مجسمه سازی و ساختن سازها با ظرافت خاص مربوط با زبان و فرهنگ چین درآمیخته هستند. در تاریخ چین مورخان و ادبیان و فیلسوفان بزرگی وجود داشته اند که بعضی از آنها در سال هایی زیسته اند که از نظر تاریخی برهه هایی پرآشوب بوده. مثلاً کنفسیوس و چند تن از بزرگترین مورخین دوره ی هان پسین همه در شرایطی زیسته اند که آرامش بر جامعه حاکم نبوده و این خود بسیار جالب توجه است. اگر بخواهم کلی حرف بزنم احساس من این است که بحران ها در چین بیشتر منجر به تفکر و فلسفه شده و در ایران بیشتر منجر به عرفان. یعنی بزرگان هر دو ملت در بحران ها تلاش کرده اند که به روشی خود را از دست ناامیدی و افسردگی نجات دهند، منتها با روش هایی متفاوت. در تاریح چین داستان های شگفت انگیزی هم اتفاق افتاده که دانستنشان خالی از لطف نیست، داستان هایی از مردان و زنانی که همت بلند داشته اند و با آن همتشان بر دنیای باستان و حتی دنیای امروزی تاثیر داشته اند. از این نمونه می توان به داستان ایجاد جاده ابریشم اشاره کرد که شروعش بر این اساس بود که فرستاده ی امپراطور که قرار بود به نواحی افغانستان امروزی سفر کند، در میانه ی راه توسط اقوام آشوبگر دستگیر شد و این فرستاده، ده سال زندانی این اقوام آشوبگر بود و وقتی که توانست بعد این مدت فرار کند، فرمان امپراطور را اجرا کرد و به غرب سفر کرد و در مورد اقوام اطراف افغانستان اطلاعات کسب کرد و به امپراطور ارائه داد و امپراطوراز یافته های سفیر در مورد اقوام دوردست به حیرت افتاد و به منظور تجارت با این اقوام جاده ابریشم ساخته شد. اینکه یک نفر بعد ده سال زندانی بودن هنوز به فرمان امپراطور عمل کند و سفری به این دشواری را به جان بخرد خیلی شگفت انگیز است. این نمونه را به عنوان یکی از ده ها کار شگفت انگیز که چینی ها کرده اند در اینجا آوردم. به نظر من اگر دنیای امروز اینقدر تحت تاثیر غرب نبود که هم در شهر شانگهای و پکن چین برج هایی به سبک شهرهایی مثل نیویورک آمریکا ساخته شود و هم در جایی مثل تهران در ایرانِ ما دنیا جای قشنگ تری بود. اگر چینی ها لباس سنتی خودشان را می پوشیدند و ما هم لباس خودمان را و اروپایی هم لباس خودش را، آن هم نه فقط در دهات های دوردست، بلکه در خود پکن و تهران و پاریس، دنیا جالبتر بود. به نظرم دنیا از نظر من فرهنگ هیچ کشوری بی نقص یا در مقابل افتضاح نیست؛ فرهنگ آمیخته ایست از تفکرات و اعتقادات سالم و عقاید مضر و عجیب و غریب، و دنیا را اصلاً همین تنوع قشنگ می کند. من فکر می کنم اکنون در دنیا طریقی پیش گرفته شده که انگار همه باید یکجور فکر کنند، یکجور زندگی کنند، حکامشان یک جور عمل کنند و همه عقاید و حقوق خاصی را بپذیرند. به نظر من این روند لزوماً روند مثبتی نیست، هرچند خوبی هایی هم داشته باشد.
پ.ن. چقدر پرحرفی کردم. پ.ن. دوم. ممنون از دانشجوی بسیار جوان، زهرا خانم، که این کتاب را به من قرض داد.
پیشگفتار: نخستین دودمانها 1: دودمان شیا: افسانه یا واقعیت؟ 2: دودمان شانگ: برآمدن تمدن چین 3: دودمان جو غربى (نخستین): میانپرده صلحآمیز 4: جو شرقى (پسین): ستیزهجویى و آفرینشگرى 5: دودمان چین: یکپارچگى و سلطهگرایى 6: دودمان نخستین هان: برآمدن یک امپراتورى 7: دودمان پسین هان: زوال و سقوط امپراتورى پسگفتار: پراکندگى، ناسازگارى، و یکپارچگى دوباره
تصور کنیم کشوری با آثاری به قدمت 5000 سال و حاکمیت دودمان احتمالی شیا از 2000 قبل از میلاد و دودمان ثابتشده شانگ در 1600 ق.م و اولین امپراطوری یکپارچه دودمان چین از 200 ب.م چه تاریخ جذابی میتونه داشته باشه. کشور چین حدود 18 قرن از پیشروترین و مهمترین سرزمینهای جهان بوده چیزی که پیش از سده اخیر برای مدتی به اندازه صد و اندی سال به دلیل افول قدرت حکمرانان وقت و قطع تقریبی ارتباط با کشورهای دیگر برای مدتی فراموش شده بود.
از طرفی برای فهم چین امروز بدون شک دونستن تاریخ چین باستان اجتنابپذیر هست و این کتاب خلاصه نسبتا مناسبی بهتون میده.
با بقیه ی کتاب های این مجموعه فرق داشت و به نظرم جذابیت پایینی داشت... خیلی شبیه تاریخ مطلق و حوصله سر بر نوشته شده بود نمیدونم تقصیر نویسنده بوده یا تاریخ چین و اسامی اشخاص و امپراتوری ها سختش کرده بود... در کل کتاب بیشتر شبیه این بود که داری از رو کتاب تاریخ تند تند میخونی و همش در مورد اینه که کی کیو شکست داد و به جای کی سر کار اومد... حاشیه های کتاب خیلی کمرنگه و اشاره ای به دستاورد های چین باستان مثل ساخت دیوار بزرگ چین نمیشه...