:در بخشی از متن کتاب نوشته شده است همه چیز با یه آخ شروع میشه. با یه آخ زندگیت ساخته میشه و با یه آخِ دیگه هم به آکس میشینی. با آخِ اول تو حمومی و با آخ دوم ضربه شدی رو تخت نمره و رو زخمهات پل میزنی که خاک نشی. بابا با یه آخ خلاصت میکنه و مامان با یه آخ میندازدت رو خشت. اون هم کجا؟ ادِّلَرش؛ وسط سینما سهیلا، وقتی هنوز آخ آخر رو نگفته و ازلی نشده؛ هنوز زخم نشده بره تو چشمهای «آزی» که یه عمر بباره به هیکلت.
داستان یک قتل، یک جوان میانهی شرط گنده لاتها... چند نکتهی مهم را باید اول نوشتهم بنویسم، اگر تهران رو و محلههایش را میشناسید یک امتیاز در فهم داستان جلو خواهید بود، فضا سازیهای خوب داستان رو خواهید فهمید و درک بهتری از اتفاقات خواهد داشت، حدودا یک فصل طول خواهد کشید تا با زبان و بیان راوی آشنا شوید، من اوایل کتاب ، گاها یک پاراگراف را چندین بار میخوندم تا متوجهش بشم ولی کم کم راحت خواهد شد. شخصیتهای اصلی داستان را فصل به فصل میشناسید و داستان فصل به فصل ، روشنتر میشود ... چرا خروس قاسم رو میزنه، چرا قاسم شرط بسته، چرا چرا چرا .... چراها یکی یکی حل خواهند شد و تو دلبستهی این آدمهای خاکستری میشوی .
تقریبا میشه گفت یک مونولوگ طولانی ۲۵۰ صفحه ی ، اما گیرا و جاهایی نفس گیر یک داستان سیاه پر از خون ، پر از رنج و حسرت اگر آدم چرخیدن در شهر و محله ، اگر آدم سینما رفتن برای ذات خود مکانی به اسم سینما باشید ، بسیار از این کتاب لذت خواهید برد