باسمه تعالی صبح روز بیست و دوم ماه مبارک رمضان 1438 مطالعه این کتاب پایان یافت. مطالعه فرازهای کوتاه و مستمر این کتاب کمک زیادی به بهره برداری بیشتر از ادعیه و زیارات خصوصا زیارت عاشورا میکند و تمرین مطالعه زیارت ها در کنار تلاوتشان را فراهم می کند. باشد که عامل به بهره های حاصل از مطالعه این کتاب باشیم
این دو جلد کیمیای وصل، به هر سوال داشته و نداشته ی من در مورد زیارت عاشورا توضیح داد📿 💎ولی از همه جالب تر برای من ، قسمت هایی بود که متوجه شدم ، در خلال این زیارت ، عجب خواسته های نابی از خدا می کردم و خودم هم خبر نداشتم که جریانشون چی بود🤔 💭مثلا همین یه قسمت از زیارت که می خونیم، «وَ اَسئَلُهُ اَن یُبَلِّغَنِی المَقامَ المَحمودَ لَکُم عِندَاللهِ» 🧡این مقام محمودی که از خدا می خوایم ، در واقع همون مقام والایی هست که خداوند در آیه ۷۹ سوره اسراء به پیامبر دردانه ش میگه : " ای پیامبر متهجد باش تا خدایت تو را به مقام محمود مبعوث گرداند" وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَكَ عَسَىٰ أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَحْمُودًا 💌فکر میکنم این دو جلد برای من از صد تا کتاب روانشناسی هم بالاتر بود
شاگردان سلوکی علامه طباطبایی را میشود -از جهتی- به دو گروه تقسیم کرد. یک گروه که گرایش عرفان نظری جدی دارند مانند آیات حسنزاده آملی، جوادی آملی و علامه طهرانی. یک گروه اما علیرغم دانش عمومی و موافقت اصولی، از ورود جدی در عرفان نظری پرهیز دارند که آیات پهلوانی، جعفری، خوشوقت از این دستهاند.
نویسنده کتاب کیمیای وصال، از شاگردان مبرز آیات جعفری و پهلوانی است و دقیقا مطابق مشی اساتید خود عمل کرده و در نتیجه، صبغهی حدیثی کتاب حاضر بر مباحث عرفان نظری میچربد. از این رو شباهت فراوانی به کارهای مرحوم پهلوانی دارد و نباید مثلاً انتظار چیزی مانند آثار امام خمینی را، به جهت غور در عرفانیات داشت.
کیمیای وصل، در مجموع کتاب خوشخوانی است که به کار عموم مردم میآید. نویسنده دریافتهای درخشانی را در بعضی فرازها مطرح میکند که بهخصوص در ابتدای جلد اول مشهود است. (بهویژه بعضی نقلقولهای بیواسطهی نگارنده از اساتیدش، حقیقتاً ذیقیمت است.) همچنین به فراخور فرازها، از ورود به مباحث تاریخی و اعتقادی هم خودداری نکرده است. از آنجا که زیارت عاشورا، از متون متقن و با اساتید قوی در میان روایات شیعه است، بالطبع میتوان با اطمینان از صدور آن از معصومین، با استفاده از چنین شروحی بر عمق دانش خود افزود.
برخی نکات هم درباره کتاب به چشم میخورد مانند نقلقولهای بعضاً طولانی از دیگران، و کلیگویی و نداشتن زاویهدیدهای روزآمد در بعضی موضوعات مثل بحث تولی و تبری یا رجعت، که عیار اجتهادی اثر را کاهش داده است. در مباحث تاریخی، نویسنده -عمدتاً- بر منابع شیعی تکیه کرده، و در شرح بعضی فرازها هم، صرفاً به ذکر احادیث گوناگون اکتفا شده که وجه تحلیلی و نظم منطقی اثر را تحتالشعاع قرار داده است.