مجموعهٔ پیش رو شامل شصت و پنج سروده از دوازده شاعر معاصر از کشورهای چین، ژاپن و کرهٔ جنوبی است که از میان ده کتاب انتخاب و به فارسی برگردانده شدهاند. ترجمهٔ اغلب اشعار انتخاب شده از زبان سوئدی میباشد. تنها اشعار دو تن از شاعران (فومی سایتو و موتوکو میشیورا) از انگلیسی برگردانده شده است. نام مجموعه از شعر «مجسمهٔ آزادی» شاعر چینی لی چینگ برگرفته شده است. از آن جا که اکثر شاعران این دفتر برای اولین بار به خوانندگان فارسی زبان معرفی میشوند، همراه با نمونهٔ اشعار، شرح کوتاهی از زندگی و فعالیتهای ادبی هر شاعر آورده شده است، تا خوانندگان شناختی هر چند مختصر از آنان بدست آورند. هم چنین برای نشان دادن تنوع شعر آسیای دور به خوانندگان، اشعار مجموعه از سبکهای مختلف شعری برگزیده شده است.
مجموعه ای است که خواندنش حداقل برای من لذت بخش بود - البته نه همه ی اشعار. ذکر این نکته ضروری است که تقریبا شاهکاری در این اشعار نیافتم؛ پس لذت بخشی را باید به معنای معمول آن لحاظ کنید
_کتاب از سری کتابهای شعر جهان نشر بوتیمار است ، ترجمه ی ۶۵ شعر از ۱۲ شاعر آسیای دور ( چین ، ژاپن ، کره جنوبی ) است . اسامی شاعران به ترتیب کشورها ؛ چین ( شی سی ین ، یو جیان ، لی چینگ ، مای شنگ ) _ژاپن ( شونتارو تانیکاوا ،آکیکو یوسانو ، موتوکو میشیورا ) کره ی جنوبی ( کو اون ، کیم یانگ شیک ، کو سنگ )
_ اشعار کتاب از زبان واسط ( سوئدی ) ترجمه شده اند ، به جز دو شاعر ( قومی سایتو و موتوکو میشیورا ) اسم کتاب از شعر ( مجسمه ی آزادی ) لی چینگ برگفته شده است ، مترجم درباره ی سبک ترجمه ی خود می گوید ؛ ((سعی کرده ام حتی الامکان بازسازی جاندار و خلاقی از متن اشعار باشد نه برگردانی مستقیم و سطر به سطر از آن ها ، تا حاصل به زبان مقصد نیز به چشم شعر نگریسته شود )).
و گاهی نیز حالت مرسوم و ساخت شعر را بهم زده است :
(( تانکاها یا وانکا های ژاپنی ، که اشعاری سی و یک هجایی هستند و در پنج خط به ترتیب ( 7_7_5_7_5) نوشته می شوند ، کوششی در جهت رعایت سطر بندی ها یا شمار حجاها انجام نداده ام . زیرا سوای این که چنین برگردانی عملا امکان نداشت ، در زبان فارسی نیز نتیجه ای ساختگی و نامأنوس پیدا می کرد . )) ___________________________________________ راه پیمایی
هر وقت تنها قدم می زنم عصای سیاهم را بالا می برم و آن را چند بار محکم به پوسته ی سرد و سفت زمین می کوبم شاید مردمانی از آن سوی کره ی خاکی پژواک ضعیف آنرا بشنوند و خبردار شوند که من هم هستم
(شی سی ین ) _________________________________ کارت پستال
از شما اشیا فراموش شده یک کارت پستال زرد و کهنه به جا مانده تا گذشته را یادآوری کند قطره های بی رنگ خونی از آن بیرون می ریزد از درون پوستی خیالی مرگ احضار می شود
(شونتارو تانیکاوا ) ___________________________________ تانکا مرا خاطره ای ست آفتابی دلتنگی مکرری از برای خنکی نسیم و بادبزنی که از دسته فرسوده شده است
(آکیکو یوسانو ) __________________________ تانکا
دیگر کسی از آن عبور نمی کند تا به جایی برسد نه آدمی و نه اسبی پل بیهوده انتظار می کشد ____________________ دانه های برف سبک و رقصان فرود می آیند من اما فقط ایستادن و رفتن می دانم
(فومی سایتو ) _____________________ اگر دوست می داری تا مرز نابودی دوست بدار کمر شکسته در طوفان مانند گل یک روزه
(موتوکو میشیورا ) ________________________ نوزاد
قبل از این که به دنیا بیایی قبل از این که پدرت به دنیا بیاید حتی قبل از مادرت صدای تو وجود داشت ____________________________ یک روز روی کوه روبرو ، برق صاعقه غرش رعد بین این دو سنگی لال (کو اون ) ________________________ جیرجیرک صبح یکی از روزهای سرد نوامبر است جیرجیرک تنهایی ته کلاس کز کرده و می لرزد نور آفتاب هنوز به آن گوشه از اتاق نرسیده